اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور

تبیین جایگاه وجود در نظام هستی و بطلان اعتباریت آن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با بررسی انظار مختلف پیرامون حقیقت وجود آغاز شده و با نقد دیدگاه‌هایی که وجود را امری اعتباری یا بشرط‌لا می‌دانند، ادامه می‌یابد. محور اصلی این سخنرانی، اثبات این نکته است که حقیقت وجود، لابشرط مقسمی است که در عین تجرد و بساطت، قابلیت جمع با تمامی تعینات و مراتب هستی را داراست. استاد با بهره‌گیری از آیات قرآنی و استدلال‌های عقلی، نشان می‌دهند که چگونه وجود، اظهر اشیاء در تحقق و در عین حال اخفی اشیاء در کنه و حقیقت است. در این مسیر، تفاوت میان وجودِ لابشرط مقسمی با مفاهیم اعتباری و ماهوی روشن شده و روشن می‌گردد که چرا انتزاع مفاهیمی همچون کلیت، جزئیت، قوه و استعداد، هیچ‌گونه خللی در حقیقتِ اصیل و فعلیِ وجود ایجاد نمی‌کند.

حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور

10
  • و أمثالها مِن المفهوماتِ العدمیةِ و بِنورِ الوجودِ یتمایزُ الأعدامِ بعضُها عن بعضٍ عندَ العقل حیثُ یحکمُ علیها بامتناعِ بعضِها و إمکانِ الآخرِ إذ کلُّ ما هو ممکنٌ وجودُه ممکنٌ عدمُه و غیرُ ذلک مِنَ الأحکامِ و الاعتباراتِ.

  • امثالش از مفهومات عدمیه است. فقر از مفاهیم عدمیه است که خلاف غنی است، استعداد خلاف فعلیت است، قوه خلاف وصول و تحصل است. بعضی اعدام از بعضی به نور وجود در نزد عقل تمایز پیدا می‌کنند و همین اعدام را عقل تفکیک می‌کند، [مثلاً] شریک الباری را ممتنع الوجود می‌گویند ولی زیدی که معدوم است را ممکن الوجود می‌گوید. پس چه عاملی باعث شده است بااینکه هر دوی اینها عدم هستند ولی تفکیک بین دو عدم در ذهن پیدا می‌شود؟ وجود است دیگر! وجود ذهنی این کار را انجام می‌دهد. هرچه که وجودش ممکن است لذا عدمش هم ممکن است که تمام اینها به‌واسطۀ وجود است.

  • و هو أظهرُ مِن کلِّ شی‌ءٍ تحققاً و إنیةً حتى قیل فیه إنَّه بدیهیٌّ و أخفى مِن جمیعِ الأشیاءِ حقیقةً و کُنها حتى قیل إنّه اعتباریٌ محضٌ.

  • وجود اظهر از همۀ اشیاء از نقطه‌نظر تحقق و إنیت و ذات است حتی مرحوم حاجی می‌فرماید:

  • مفهومه مِن أعرفِ الأشیاء *** و کُنهه فی غایة الخفاء1

  • و أخفى مِن جمیعِ ... چون عادت و اعتیاد ما به اشیاء از نقطه‌نظر ماهیات است و از نقطه‌نظر متمایزات و مشخصات خارجی است، از این نقطه‌نظر حقیقت وجود بر ما مخفی مانده است و اطلاع بر کنه اشیاء که عبارت از همان حقیقت وجود است از دیدگان ما غایب است و این معنای کلام مرحوم حاجی است که می‌فرماید: «مفهومه مِن أعرفِ الأشیاء ...» از همۀ اشیاء از نظر حقیقت مخفی‌تر است تااینکه خیلی‌ها منکر وجود شدند و گفتند که این وجود یک امر اعتباری است و حالتی است که ما آن حالت را به شیء نسبت می‌دهیم، وقتی می‌بینیم یک شیء درمقابلمان هست می‌گوییم که هست ولی در واقع «هستی» مابإزاء ندارد. آن که ما درمقابل می‌بینیم مابإزاء دارد، مابإزاء زید همین هیکل نود یا هشتاد یا هفتاد کیلویی است، همین زیدی که الآن در اینجا هست همین مابإزاء دارد، سرش مابإزاء دارد، دستش مابإزاء دارد، هر چیزی که ما می‌گوییم مابإزاء دارد! ولی می‌گوییم که زید هست، مابإزاء هست چیست؟ زید را که می‌بینیم، این زید که مبتداء و موضوع واقع شده را می‌بینیم ولی آن «هست» کجای او خوابیده است! لذا اینجا گفتند که این «هست» یک امر اعتباری است مثل سایر اعتباراتی که عقل تصور می‌کند، «هست» هم یک امر اعتباری است درحالی‌که نفس این زیدی که می‌گوییم که مابإزاء دارد همان وجودش است که باعث شده است که ما بگوییم که مابإزاء دارد. آن وجود، زید را زید کرده است و این وجود عمرو را عمرو کرده است. اگر این وجود نبود عمرو هم در کار نبود و زیدی هم در کار نبود! اینجاست که اصلاً اصل وجود را منکر شدند و آن را یک امر اعتباری می‌دانند.

    1. شرح المنظومة، تعلیقه حسن زاده آملی، ج 2، ص 59.