
حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور
تبیین جایگاه وجود در نظام هستی و بطلان اعتباریت آن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با بررسی انظار مختلف پیرامون حقیقت وجود آغاز شده و با نقد دیدگاههایی که وجود را امری اعتباری یا بشرطلا میدانند، ادامه مییابد. محور اصلی این سخنرانی، اثبات این نکته است که حقیقت وجود، لابشرط مقسمی است که در عین تجرد و بساطت، قابلیت جمع با تمامی تعینات و مراتب هستی را داراست. استاد با بهرهگیری از آیات قرآنی و استدلالهای عقلی، نشان میدهند که چگونه وجود، اظهر اشیاء در تحقق و در عین حال اخفی اشیاء در کنه و حقیقت است. در این مسیر، تفاوت میان وجودِ لابشرط مقسمی با مفاهیم اعتباری و ماهوی روشن شده و روشن میگردد که چرا انتزاع مفاهیمی همچون کلیت، جزئیت، قوه و استعداد، هیچگونه خللی در حقیقتِ اصیل و فعلیِ وجود ایجاد نمیکند.
حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور
6المنبَّه علیها بِقولِه تعالى: ﴿رَفِيعُ ٱلدَّرَجَٰتِ﴾1 فَیصیرُ مطلقاً و مقیداً و کلیاً و جزئیاً و واحداً و کثیراً مِن غیرِ حصولِ التغیّرِ فی ذاتِه و حقیقتِه.
پروردگار ما خداوندی است که دارای درجات بالایی ـ ﴿رَفِيعُ ٱلدَّرَجَٰتِ﴾ ـ است یعنی حقیقتی است که آن حقیقت درجات و مراتب میپذیرد پس آن درجات که همان تعبیر أُخریٰ برای ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾2 و یا همینطور آیاتی است که ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾،3 در همۀ این مراتب یا ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾4 از آن آیاتی است که دلالت بر حضور آن حقیقت وجود در همۀ تعینات میکند و همینطور ﴿وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾5 و ﴿لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾6 و ﴿وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾.7 همۀ این آیات حکایت از مراتب تعینی و متنازلۀ آن حقیقت وجود در اعیان مختلفه و در مصادیق متفاوته میکند و در اینها این معانی امکانی پیدا میشود چون وجوب و ضرورت مربوط به حاق ذات وجود بود وقتی که شما میخواهید تنازل پیدا کنید آن ماهیت ممکن الوجود میشود، بشرطشیء میشود، بشرطلا میشود، مبهم میشود، بالفعل میشود، نطفه نسبت به علقه مبهم میشود، هیولا مبهم میشود، وجود هیولا وجود مبهم است، وجود نطفه از حیث نطفه بودن بالفعل است ولی از حیث سایر مراتب دیگر وجود بالاستعداد است، تحصل در این مراتب تفاوت پیدا میکند. امکان استعدادی در این مراتب اختلاف پیدا میکند، تمام این مطالبی را که عقل و ذهن از اوصاف و نعوت و لوازم اعتباری که برای وجود حمل میکند مربوط به مراتبش است ولی خود حقیقت وجود را شما نگاه کنید ـ چه متعین و چه غیر متعین آن ـ متشخص به ذات است و فعلیت به ذات دارد و تحصل و ظهور به خود ذات دارد و نیاز به امر دیگر ندارد.
فَیصیرُ مطلقاً و مقیداً و کلیاً ... بهواسطۀ این مراتب، وجود مطلق و وجود مقید میشود، وجود کلی و وجود جزئی میشود، وجود واحد و وجود کثیر میشود. همۀ انواع، همۀ اجناس، همۀ فصول و همۀ مراتب، اوصاف وجود هستند منتها در مراتب اما تغیر در خود ذات و حقیقتش که دست کسی به آن نمیرسد وجود ندارد.
- . سوره غافر (40) آیه 15.
- . سوره الرحمن (55) آیه 29. معاد شناسى، ج 9، ص 351:
«هر روز خداوند در ارادۀ خاص و شأن جدیدى است.» - . سوره زخرف (43) آیه 84.
- . سوره ق (50) آیه 16.
- . سوره آل عمران (3) آیه 109.
- . سوره بقره (2) آیه 255.
- . سوره آل عمران (3) آیه 189.
