اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور

تبیین جایگاه وجود در نظام هستی و بطلان اعتباریت آن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با بررسی انظار مختلف پیرامون حقیقت وجود آغاز شده و با نقد دیدگاه‌هایی که وجود را امری اعتباری یا بشرط‌لا می‌دانند، ادامه می‌یابد. محور اصلی این سخنرانی، اثبات این نکته است که حقیقت وجود، لابشرط مقسمی است که در عین تجرد و بساطت، قابلیت جمع با تمامی تعینات و مراتب هستی را داراست. استاد با بهره‌گیری از آیات قرآنی و استدلال‌های عقلی، نشان می‌دهند که چگونه وجود، اظهر اشیاء در تحقق و در عین حال اخفی اشیاء در کنه و حقیقت است. در این مسیر، تفاوت میان وجودِ لابشرط مقسمی با مفاهیم اعتباری و ماهوی روشن شده و روشن می‌گردد که چرا انتزاع مفاهیمی همچون کلیت، جزئیت، قوه و استعداد، هیچ‌گونه خللی در حقیقتِ اصیل و فعلیِ وجود ایجاد نمی‌کند.

حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور

7
  • و لیسَ بِجوهرٍ کالماهیاتِ الجوهریةِ المحتاجةِ إلى الوجودِ الزائدِ و لوازمِه و لیسَ بِعرضٍ لأنَّه لیسَ موجوداً بمعنى أنَّ لَه وجوداً زائداً فضلاً عن أن یکونَ فی موضوعِ المستلزمِ لِتقدمِ الشی‌ءِ على نفسِه.

  • تعریف جوهر

  • وجود جوهر نیست مانند همۀ ماهیت جوهریه، چرا؟ چون تعریف جوهر مشخص است، جوهر عبارت از شیئی است که إذا وُجِد وُجِدَ لا فی موضوعٍ و این از خواص مقولات است درحالی‌که وجود خارج از مقولات است و به جوهر، جوهریت می‌بخشد. جوهریتی که احتیاج به وجود دارد و جوهر در تحت ماهیات است و وجودی که زائد است و لوازم وجود و عرض نیست چون این که از جوهر بدتر است چون علاوه بر اینکه وجود محتاج به اوست، عرض باید قبلاً موضوعش وجود داشته باشد و قائم به اوست پس تقدم شیء به خودش لازم می‌آید. چون عرض موجود نیست به معنای اینکه برای او یک وجود زائدی است، چه برسد به اینکه باید این عرض هم در موضوع باشد و موضوع هم قبلاً وجود داشته باشد که لازم می‌آید که وجود قبل از خود وجود، وجود داشته باشد چون اگر وجود، عرض باشد باید به یک امر موجودی عارض شود پس آن امر موجود وجودش متقدم است به همین وجودی که عارض می‌شود که تقدم الشیء علی نفسه می‌شود.

  • و لیسَ أمراً اعتباریاً کما یقولُه الظالمون لِتحقِقِه فی ذاتِه معَ عدمِ المُعتبرین إیاه فضلاً عن اعتبارِهم.

  • وجود یک امر اعتباری نیست همین‌طوری که قائلین به اصالة الماهیه می‌گویند چون وجود در ذات خودش محقق است چون رفع و وضع اعتبار به اراده و اختیار معتبر است، معتبر یک امر را اعتبار می‌کند بعداً برمی‌دارد، امروز یکی را رئیس می‌کند و فردا از ریاست حذفش می‌کند حالا بسته به اینکه معتبر چه کسی باشد! فردا یکی را وزیر می‌کند و پس‌فردا حکم رفع صدارتش را القاء می‌کند، همین‌طور صبح از خواب بیدار می‌شود و می‌گوید که این باشد آن نباشد، این‌طوری دیمی است دیگر و مسائل قانون ندارد! امروز آقا سرباز است فردا می‌بینید که سرلشگر شد، این عجیب است! این از اعجب عجایب است! به این معجزه می‌گویند! این سلسله مراتب است!