
حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور
تبیین جایگاه وجود در نظام هستی و بطلان اعتباریت آن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با بررسی انظار مختلف پیرامون حقیقت وجود آغاز شده و با نقد دیدگاههایی که وجود را امری اعتباری یا بشرطلا میدانند، ادامه مییابد. محور اصلی این سخنرانی، اثبات این نکته است که حقیقت وجود، لابشرط مقسمی است که در عین تجرد و بساطت، قابلیت جمع با تمامی تعینات و مراتب هستی را داراست. استاد با بهرهگیری از آیات قرآنی و استدلالهای عقلی، نشان میدهند که چگونه وجود، اظهر اشیاء در تحقق و در عین حال اخفی اشیاء در کنه و حقیقت است. در این مسیر، تفاوت میان وجودِ لابشرط مقسمی با مفاهیم اعتباری و ماهوی روشن شده و روشن میگردد که چرا انتزاع مفاهیمی همچون کلیت، جزئیت، قوه و استعداد، هیچگونه خللی در حقیقتِ اصیل و فعلیِ وجود ایجاد نمیکند.
حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور
8میگویند که طفره وجود ندارد؛ شما از پلۀ اول پایت را روی پله چهارم میگذاری بدون اینکه این دوتا را طی کرده باشی محال است اما در این انقلاب محقق است و هیچ اشکالی ندارد چون اصلاً این با همهجا فرق میکند لذا قوانینش هم با همهجا تفاوت دارد، آقا سرباز است فردا سرهنگ میشود! بعد سرتیپ و ترتیپ و از این چیزها!! یکدفعه فردا آقای فلان میشود بعداً حکم میگیرند و دیگر مسئله تمام میشود! این به اعتبار معتبر است، از آنطرف هم یک سرلشگر بیچاره سرباز میشود! اینهایی که روی دوشش هست همین دلنگ و دلونگهایی که روی شانهاش هست را برمیدارند و همه را میکنند و کنار میاندازند و میگویند که خوش آمدید! حالا صرف الوجود میشود! یعنی همۀ شخصیت او را این زوائد تشکیل میداد و حالا همه را از او میگیرند و صرف الوجود میشود و دیگر نمیداند چهکار کند. این معتبر میشود. میگویند که مسائل اعتباری به اعتبار معتبر است، ایشان میگویند که وجود هست ولو معتبر هم نباشد خود وجود حیات میدهد حالا چه برسد به اینکه معتبر بخواهد اعتبار هم کند.
و کونُ الحقیقةِ بِشرطِ الشرکةِ أمراً عقلیاً و کون ما ینتزعُ عنها مِن الموجودیةِ و الکون المصدری شیئاً اعتباریاً.
اینکه ما حقیقت وجود را با شرط شرکت و بشرطشیء لحاظ کنیم و این یک امر عقلی است یعنی وجود انسان، وجود فرس، وجود غنم، وجود مجرد، وجود مادی، آن وجود یک امر عقلی است و عقل تقسیم میکند والاّ در خارج که این تقسیم وجود ندارد. این وجود را به این انواع تقسیم کردن که این امر عقلی است، آن موجودیتی که ما از این وجود انتزاع میکنیم، موجودیت انسان که این موجودیت یک امر انتزاعی میشود که بر ماهیات مختلفه حمل میشود و دیگر اینکه کون مصدری را ما بهعنوان امر اعتباری تصور میکنیم، میگوییم: وجود داشتن، بودن، هستی داشتن این بودن که بر همه صدق میکند، هم بر این صدق میکند و هم بر این، امر مصدری است، این بودنِ مصدری موجب نمیشود که مابإزاء او هم اعتباری باشد.
