
حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور
تبیین جایگاه وجود در نظام هستی و بطلان اعتباریت آن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با بررسی انظار مختلف پیرامون حقیقت وجود آغاز شده و با نقد دیدگاههایی که وجود را امری اعتباری یا بشرطلا میدانند، ادامه مییابد. محور اصلی این سخنرانی، اثبات این نکته است که حقیقت وجود، لابشرط مقسمی است که در عین تجرد و بساطت، قابلیت جمع با تمامی تعینات و مراتب هستی را داراست. استاد با بهرهگیری از آیات قرآنی و استدلالهای عقلی، نشان میدهند که چگونه وجود، اظهر اشیاء در تحقق و در عین حال اخفی اشیاء در کنه و حقیقت است. در این مسیر، تفاوت میان وجودِ لابشرط مقسمی با مفاهیم اعتباری و ماهوی روشن شده و روشن میگردد که چرا انتزاع مفاهیمی همچون کلیت، جزئیت، قوه و استعداد، هیچگونه خللی در حقیقتِ اصیل و فعلیِ وجود ایجاد نمیکند.
حقیقت وجود و کیفیت آن در عالم تصور
9حتی برای جوامد هم میتوانیم مصدر جعلی [درست] کنیم مثلاً رجلیت و مرد بودن، انوثیت و زن بودن، جداریت، جدار و انثی و ذکر در جوامد هستند، اینها جزء افعال که نیستند ولی در مصدر میآید و مصدر یک حالت کون به او میدهد که آن کون «کون اعتباری» میشود. این از تعملات ذهنی است، جداریت، شجریت یعنی درخت بودن را از گیاه بودن جدا میکند، از حجر بودن جدا میکند که این کار عقل است. این مصدرهای جعلی که ما به وجود میدهیم که همان بودن است موجب نمیشود که آن حقیقت وجود یک امر اعتباری باشد بلکه این بودن معنای مصدری است و ما در وجود باید معنای اسم مصدری را لحاظ کنیم، آن معنای اسم مصدری همان حقیقت وجود است. معنای مصدری همان معنای اعتباری است که عقل او را انتزاع میکند و عقل او را بر همۀ اشیاء حمل میکند.
لا یوجب أن تکونَ الحقیقةُ الوجودیةِ بِحسبِ ذاتِها و عَینها کذلک و هو أعمُ الأشیاءِ بِحسبِ شمولِه و انبساطِه على الماهیاتِ حتى یعرض لِمفهومِ العدمِ المطلقِ و المضافِ و القوةِ و الاستعدادِ و الفقرِ.
این معنای مصدری و کون مصدری ایجاب نمیکند که حقیقت وجودی بهحسب ذات و عینش اعتباری باشد. وجود بهحسب شمولش اعم اشیاء است و انبساطش بر ماهیات مختلفه! حتی برای مفهوم عدم مطلق هم صدق میکند. همین عدمی که مطلق است؛ شما معنای عدم را در ذهن بیاورید، معنای عدم و نیستی، مشخص است که نیستی درمقابل هستی است دیگر، همین نیستی الآن در ذهن شما وجود پیدا کرد پس اینقدر معنای وجود معنای وسیعی است که حتی این وجود عدم مطلق را هم شامل میشود، نه عدم خارجی!
این عدم و مفهومش تحقق پیدا کرد و همینطور عدم مضاف، عدم زید، عدم جدار، این عدم «عدم مضاف» است، عدم مطلق همان مفهوم عدم مطلق است، همینطور قوه، قوه یک امر خارجی که نیست، تهیؤ و قوه و استعداد برای یک امر دیگر معنایی است که عقل او را انتزاع میکند و میگوید که نطفه قوۀ برای علقه شدن دارد، این دانۀ سیب قوۀ برای درخت سیب شدن را دارد درحالیکه ما در خارج قوهای نمیبینیم، هرچه هست همین دانۀ سیب است، قشری دارد و مغزی که داخل اوست دیگر چیزی به نام قوه در او نیست و عقل این مسئله را انتزاع میکند یعنی در لحاظ این وجود با مقایسه با وجود بعدی اسمش را قوه میگذارد یعنی پرش از این مرتبۀ فعلیت بیضویت که تخم سیب باشد به شجریت، اسم این عمل را قوه و استعداد برای رسیدن به او میگذارد. همینطور فقر و احتیاج که در تمام این مسائل «وجود» بر همۀ اینها عارض میشود منتها این وجود یک وقت وجود ذهنی است مانند اینها و این وجود یک وقت وجود خارجی است که در وجود خارجی فقط به فعلیت محضه و تحصّل تام صدق پیدا میکند.
