
تحلیل فلسفی مفهوم وجود و موجود
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و اعتبارات ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مباحث هستیشناختی پیرامون مفهوم «وجود» و «موجود» میپردازند. بحث با بررسی اختلافات حکما در امکان اطلاق «موجود» بر «وجود» آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که آیا وجود، حقیقتی واحد و مشکک است یا امری اعتباری. در ادامه، نسبت میان ماهیت و وجود خارجی مورد کنکاش قرار میگیرد تا روشن شود که افتراق میان این دو تنها حاصل تعمّل عقلی است و در واقعیت خارجی، ماهیت و وجود عین یکدیگرند. استاد با نقد دیدگاههای مختلف، بر این نکته تأکید میورزند که اشتداد و ضعف در مراتب وجود، نه به ماده، بلکه به سعه وجودی و تجرد ملکوتی موجودات بازمیگردد. در نهایت، این جلسه با تبیین دقیق معنای اتحاد شیء با مفهوم مشتق و رد نظریات مبتنی بر انتزاعی بودن محض وجود، به پایان میرسد تا مخاطب به درکی روشن از جایگاه وجود در نظام هستی دست یابد.
تحلیل فلسفی مفهوم وجود و موجود
7ملاک حلیت و حرمت حیوانات
تلمیذ: نسبت به جوامد، آیا ما نسبت به ملکوتشان [نظر میکنیم؟]
استاد: بله، شما دو حیوان را چطور درنظر میگیرید؟! کدام را ترجیح میدهید؟! بله، به دید ظاهر و به دید عامیانه یک فیل چند تُن وزن دارد. شنیدهام بعضی از فیلها 14 تن یا 15 تن وزن دارند! ولی یک گوسفند هر چقدر هم بزرگ باشد دویست کیلو که بیشتر وزن ندارد خب میگوییم که فیل حصۀ بیشتری از وجود برده است. درحالیکه اگر ما فرض کنیم همین گوسفند مدرکات و مقدار اطلاعاتش نسبت به عالم وجود و نسبت به صفت و اسماء پروردگار و آن مقداری که خدا در این قرار داده بیشتر از آن فیل باشد، حصۀ وجودی این غنم بیشتر است و حتی در حیوانات مقدار کدورتشان، روحانیتشان و سایر مسائل از حلیت و حرمت همه بر همین اساس تقسیمبندی میشود. لذا مسئله فقط مسئلۀ ازدیاد مادی نیست چون در این مطلب مقصود از اشتداد و تشکیک در وجود همان جنبۀ ملکوتی و مقدار سعۀ نفسانی اینها نسبت به عالم ملکوت است.
تلمیذ: شما فرمودید مدرکات بعضی از حیوانات را نسبت به حجر ...
استاد: خود حجر هم همینطور است و برای حجر هم فرق میکند. خود زمینها فرق میکنند. هر سنگی با سنگ دیگر تفاوت دارد و اینطور نیست که همۀ سنگها یکی باشند؛ هر سنگی یک ملکوتی دارد! یک سنگ کدورت دارد و یک سنگ نورانیت دارد، مکانها همه باهم تفاوت دارند. بله، همۀ اینها حقیقت ملکوتی خودشان را ظاهر میکنند.
و قیامُ المبدإ بِالشیءِ حقیقةً أو مجازاً شرطٌ فی کونِه موضوعاً لِلِحکمِ علیه بِأنَّه موجودٌ أم لا.
قیام مبدأ به یک شیء حقیقتاً مانند اوصافی که یک مبدأ حقیقتاً قائم به یک شیء است مثل ضارب و یا مجازاً آن مبدأ قائم باشد مانند استعارات و امثالذلک یا انتزاعیات، این قیام مبدأ شرط است در اینکه آن شیء موضوع برای حکم بر خودش باشد به اینکه موجود است، یااینکه اینطور نیست؛ یعنی وجود معتبر در مفهومِ موجود نیست، وجود ولو اینکه اخذ نشده باشد باز موجودٌ بر او صدق میکند.
