
تحلیل فلسفی مفهوم وجود و موجود
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود خارجی و اعتبارات ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مباحث هستیشناختی پیرامون مفهوم «وجود» و «موجود» میپردازند. بحث با بررسی اختلافات حکما در امکان اطلاق «موجود» بر «وجود» آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که آیا وجود، حقیقتی واحد و مشکک است یا امری اعتباری. در ادامه، نسبت میان ماهیت و وجود خارجی مورد کنکاش قرار میگیرد تا روشن شود که افتراق میان این دو تنها حاصل تعمّل عقلی است و در واقعیت خارجی، ماهیت و وجود عین یکدیگرند. استاد با نقد دیدگاههای مختلف، بر این نکته تأکید میورزند که اشتداد و ضعف در مراتب وجود، نه به ماده، بلکه به سعه وجودی و تجرد ملکوتی موجودات بازمیگردد. در نهایت، این جلسه با تبیین دقیق معنای اتحاد شیء با مفهوم مشتق و رد نظریات مبتنی بر انتزاعی بودن محض وجود، به پایان میرسد تا مخاطب به درکی روشن از جایگاه وجود در نظام هستی دست یابد.
تحلیل فلسفی مفهوم وجود و موجود
1درس سیصد و بیستم
تحلیل امکان اطلاق «موجود» بر «وجود»
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
و مِنها اختلافُهُم فی أنَّهُ مَوجودٌ أو لا فَقیلَ إنَّهُ مَوجودٌ بِوجودٍ هو نَفسُه فَلا یَتسلسَل و قیلَ بَل اعتِباریُّ لا تُحَقَّق لَهُ فی الأعیانِ و قیلَ لَیسَ بِمَوجودٍ و لا مَعدومَ و الحَقُّ أنَّ العامَ اعتِباریُّ و لَهُ أفرادٌ حَقیقیةٌ.
و مِنها اختِلافُهُم فی أنَّ الوجوداتِ الخاصَّةَ نَفسُ الماهیاتِ أو زائِدٌ عَلیها و الحَقُّ أنَّهُ نَفسُ الماهیاتِ المُمکِنَةِ فی الواقِعِ و غَیرُها بِحَسَبِ بَعضِ الاعتِباراتِ فی الذِّهنِ.
و مِنها اختلافُهُم فی أنَّ لَفظَ الوجودَ مُشتَرکٌ بینَ مَفهوماتٍ مُختلفَةٍ أو مُتَواطٍ یَقَعُ عَلى الموجوداتِ بمَعنًى واحِدٍ.1
مرحوم آخوند در اینجا چند مورد اختلاف را مطرح میکنند و از این مطلب فارغ میشوند و وارد در مسئلۀ بسیار مهم و دقیقی میشوند که بیشتر آنها مباحث و اختلافات لفظی و مفهومی است و یکی از آن مطالب که محطّ بحث است این است که [آیا] میشود برای وجود اطلاق موجود کرد یا نه؟ آیا ما میتوانیم بگوییم: الوجود موجودٌ یا نمیتوانیم؟! البته این بحث در بحث مشتق مطرح شد و اینکه مشتق چه معنایی دارد و آیا در مشتق مفهوم ذات اخذ شده است یااینکه آن معنای ذات مأخوذ نیست بلکه همان مشتق در حالتی از حالات عنوان اشتقاق را به خود میگیرد. براساس آن مسئله این اختلاف هست که وقتی ما میگوییم: الوجودُ برای این مبتدا چه خبری باید آورده شود؟! آیا میتوانیم بگوییم: الوجود موجودٌ؟! زیرا موجود یعنی ذاتٌ ثَبتَ لهُ الوجود و وجود که ذات نیست پس اطلاق موجودٌ بر وجود نابجا است که همان بحث را میشود در اینجا آورد و موجود را به معنای همان وجود، به معنای حقیقت متشخصۀ خارجی اخذ کرد. به این بیان که مقصود از موجود عبارت از یک موجود خاص با یک تعین و شکل و عوارض خاص است که قطعاً وجود اینطور نیست. خود وجود مِن حَیثُ هو هو دارای یک مفهوم و یک تشخص مختص به خودش است که آن تشخص، تشخص سِعی است و معنای آن تشخص معنای کلی نیست؛ نه کلی منطقی و نه این که عبارت از ماهیتی است که دارای مصادیق مختلفةُ الأنواع و الفصول و متفقةُ الأجناس در تحت یک طبیعت نوعیه باشند طبعاً وجود نمیتواند به این معنا باشد چون وجود از بحث ماهیات و مقولات خارج است و نه آن کلی به معنای یک لفظ عامی که دارای افراد متعددهای است، به آن کیفیت هم نیست.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 258.
