اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

تحلیل تفاوت وجود علمی و عینی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از غامض‌ترین و کلیدی‌ترین مباحث فلسفی، یعنی مسئله «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با تعریف جایگاه وجود ذهنی در برابر وجود خارجی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا صورت‌های علمی که در ذهن نقش می‌بندند، صرفاً یک ارتباط ساده با خارج هستند یا حقیقتی مستقل دارند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های حکما و نقد منکران وجود ذهنی، به این نکته اشاره می‌شود که وجود دارای مراتب است و وجود ذهنی، مرتبه‌ای از مراتب وجود علمی است که در نفس انسان ظهور می‌یابد. در بخش پایانی، استاد به تحلیل رابطه جعل فاعل با وجود و ماهیت پرداخته و با نقد برخی برداشت‌های سطحی، تبیین می‌کنند که چگونه کثرات عالم، ظهوراتِ وجودِ واحد حق‌تعالی هستند. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر نسبت میان علم، وجود و آثار مترتب بر آن‌ها در نظام هستی است.

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

10
  • حالا فرق این مثال با بحث وجود در این است که وقتی آب دریا را بالا مى‌آورید دیگر از خود آب دریا منقطع مى‌شود ولی در وجود این، منقطع نمى‌شود بلکه متدلّى به همان مبدأ است، فرقش فقط همین است و الاّ فرق دیگری با مبدأ ندارد. در این کاسه الآن آب دریا است و در دریا هم آب دریا است ولی در این کاسه دیگر نه نهنگ است، به‌خاطر اینکه نهنگ داخل این جا نمى‌شود، نه ماهى است، و نه کشتى در این کاسه حرکت می‌کند، ولى در خود دریا نهنگ است، کشتى، دولفین، کوسه و همۀ این چیزها هست. اگر شما بخواهید یک کاسۀ آب دریا را بالا بیاورید محدود مى‌شود ولی خلق نمى‌شود، خلق سرجای خودش است. این حد مى‌شود ماهیّت؛ آن‌وقت منِ جاعل و فاعل در اینجا چه‌کار کرده‌ام؟ آمده‌ام به این وجود بسیطى که آب دریا است حد زده‌ام ولی وجود را دست نزده‌ام.

  • منظور از خوردن جعل به وجود یعنی جعلِ وجود ماهیّت

  • بنابراین این جَعل و فعل در مسئلۀ جاعل و فاعلِ حقّ تعالى به ایجاد ماهیّت برمى‌گردد منتها از آنجا که ماهیّت بدون وجود، عدم است از آن، تعبیر می‌شود به اینکه جعلِ وجود خورده است یعنی جعلِ وجود ماهیّت نه جعل وجودِ صرف، چون وجودِ صرف سر جایش بوده است و جعلى ندارد؛ همان‌طورى که خدا نمى‌تواند خودش را اعدام بکند، نمى‌تواند ثانى براى وجود خودش هم به‌وجود بیاورد. لذا به‌خاطر این قضیه است که مسئلۀ وحدت وجود در همۀ مظاهر به‌یک‌نحو مستقرّ است و به‌یک‌نحو ظهور دارد، چون وجودِ جاعل در همۀ مظاهر حضور دارد و جدا نمى‌شود آن را تصوّر کرد.

  • تلمیذ: لِماذا یَقولُ المَأخوذُ فی الحِکمَةِ أنَّ الماهیَّةَ خارِجٌ عَن الوُجودِ و یُمکِنُ ان نَقولُ أنَّ جَعلَ الجاعِلِ و الفاعِلِ مِن الأوَّلِ یَجعَلُ الوُجودَ المُتَشَخِّصَ و المُتَقَیِّدَ؟

  • استاد: المُتَشَخِّصُ هوَ الماهیَّةُ، الوُجودُ المُتَشَخِّصُ یَعنی وُجودُ الماهیَّةِ. و التَّعبیرُ عَنها بِهذا الشِّکلِ: ما یَتَرَتَّبُ عَلَیهِ أوَّلاً و بِالذّاتِ لَیسَ إلاّ نَحواً مِن أنحاءِ وُجودِ الشَّیءِ لا ماهیَّتُهُ، یَعنِى کَأنَّهُ یَأخُذُ شَیئًا مِن الوُجودِ و یُظهِرُهُ و یُبرِزُهُ خارِجًا و إنّا نَقولُ أثَرُ الفاعِلِ أوَّلاً و بِالذّاتِ هوَ وُجودُ الماهیَّةِ یَعنی یَتَعَلَّقُ الغَرَضُ مِنَ الجَعلِ بِالماهیَّةِ بِوُجودِ الماهیَّةِ فَهذا وجودُ الماهیَّة اعنی نُسَمّیهِ بِنَحوٍ مِن أنحاءِ الوُجودِ.1

    1. تلمیذ: چرا در حکمت گفته می‌شود که ماهیّت خارج از وجود است درحالی‌که ممکن است بگوییم که جعلِ جاعل و فاعل از ابتدا وجود متشخّص و متقیّد را جعل کرده است؟
      استاد: وجود متشخّص همان ماهیّت است، وجود متشخّص یعنی وجود ماهیّت. و تعبیر از ماهیّت به این شکل است که گفته می‌شود آنچه که مترتّب بر وجود است اوّلاً و بالذّات فقط نحوی از انحاء وجود شیء است نه ماهیّتش، یعنی کأنّه چیزی از وجود اخذ می‌شود و ظاهر می‌شود و بروز پیدا می‌کند، و ما می‌گوییم که اثر فاعل اوّلاً و بالذّات همان وجود ماهیّت است یعنی غرض از تعلّق جعل به ماهیّت، جعل به وجود ماهیّت است پس این جعل به ماهیّت، وجود ماهیّت است که ما آن را نحوی از انحاء وجود می‌نامیم.