اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

تحلیل تفاوت وجود علمی و عینی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از غامض‌ترین و کلیدی‌ترین مباحث فلسفی، یعنی مسئله «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با تعریف جایگاه وجود ذهنی در برابر وجود خارجی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا صورت‌های علمی که در ذهن نقش می‌بندند، صرفاً یک ارتباط ساده با خارج هستند یا حقیقتی مستقل دارند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های حکما و نقد منکران وجود ذهنی، به این نکته اشاره می‌شود که وجود دارای مراتب است و وجود ذهنی، مرتبه‌ای از مراتب وجود علمی است که در نفس انسان ظهور می‌یابد. در بخش پایانی، استاد به تحلیل رابطه جعل فاعل با وجود و ماهیت پرداخته و با نقد برخی برداشت‌های سطحی، تبیین می‌کنند که چگونه کثرات عالم، ظهوراتِ وجودِ واحد حق‌تعالی هستند. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر نسبت میان علم، وجود و آثار مترتب بر آن‌ها در نظام هستی است.

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

7
  • امّا اگر بخواهیم نسبت به این قضیّه دست‌کارى بکنیم و شیطان‌بازى دربیاوریم باید بگوییم که در این کلام، کم‌لطفى شده است و جهت این مسئله این است که وجود هیچ‌وقت قابلِ خَلق نیست یعنى خود خداى متعال هم نمى‌تواند وجودى را خلق بکند زیرا اگر خَلقِ وجود به‌معناى خلقِ چیزى سواى ذات بارى و وجودِ منبسط باشد، این عینِ مغایرت، دوئیّت و بینونیّت بین ذات و مخلوق خواهد بود و هو واضح البطلان. و اگر منظور از خَلق، تغیّر، تبدّل و یک نحوۀ از ظهور باشد همان‌طورى که من به حرکاتِ دست اشاره کردم دراین‌صورت مسئلۀ جَعل دیگر به وجود تعلّق نمى‌گیرد بلکه به ماهیّت تعلّق مى‌گیرد؛ یعنى اینکه خدا مى‌خواهد افاضه بکند دیگر افاضۀ وجود نیست چون وجود سرجایش است، وجود در آن وجودِ منبسط دیگر غیرى را باقى نمى‌گذارد تا اینکه خدا بخواهد افاضه بکند.

  • کیفیّت خلق عالَم کثرات

  • شما در اینجا اشکال می‌کنید پس این عالَم کثرات چطور به‌وجود آمده‌اند؟ مى‌گوییم در اینجا خدا ماهیّت را خلق مى‌کند یعنى به ماهیّت وجود مى‌بخشد، این وجود را به‌صورت درمى‌آورد، به‌صورت درآوردن وجود یعنى جعلِ ماهیّت، نه جعلِ وجود! گرچه ماهیّت قبل‌الوجود اصلاً قابلِ جعل نیست، به‌خاطر اینکه ماهیّت یک امر عدمى است یعنی سواى از وجود یک امر عدمى است.

  • امّا این فاعل وقتی که مى‌خواهد افاضۀ وجود بکند من‌باب‌مثال وقتی مى‌خواهد زید را به‌وجود بیاورد، این به‌وجود آوردن زید یعنى یک تکّه از وجود خودش را جدا می‌کند؟! اگر شما بگویید که یک وجود خارجى، یک هستى خارجى جداى از ذات به‌وجود مى‌آورد که ثنویّت است و واضح البطلان؛ چون وجودِ حق غیرى را باقى نمى‌گذارد تا اینکه بگویید یک وجود خارجى جداى از ذات به‌وجود مى‌آورد.

  • الآن ما در اینجا نشسته‌ایم و کتاب در مقابل ما است، بین ما و بین این کتاب مغایرت است؛ من دست دراز مى‌کنم و این کتاب را از اینجا برمى‌دارم چون این کتاب، ارتباط و تعلّقى به من ندارد، این کتاب در اینجا است و من این کتاب را برمى‌دارم و در اینجا مى‌گذارم یا از اینجا برمى‌دارم و دوباره در اینجا مى‌گذارم. این تصرفات تصرّفِ خارج از وجود است.