اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

تحلیل تفاوت وجود علمی و عینی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از غامض‌ترین و کلیدی‌ترین مباحث فلسفی، یعنی مسئله «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با تعریف جایگاه وجود ذهنی در برابر وجود خارجی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا صورت‌های علمی که در ذهن نقش می‌بندند، صرفاً یک ارتباط ساده با خارج هستند یا حقیقتی مستقل دارند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های حکما و نقد منکران وجود ذهنی، به این نکته اشاره می‌شود که وجود دارای مراتب است و وجود ذهنی، مرتبه‌ای از مراتب وجود علمی است که در نفس انسان ظهور می‌یابد. در بخش پایانی، استاد به تحلیل رابطه جعل فاعل با وجود و ماهیت پرداخته و با نقد برخی برداشت‌های سطحی، تبیین می‌کنند که چگونه کثرات عالم، ظهوراتِ وجودِ واحد حق‌تعالی هستند. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر نسبت میان علم، وجود و آثار مترتب بر آن‌ها در نظام هستی است.

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

8
  • اگر آن وجودى را که خدا مثلاً به اسم زید خلق مى‌کند خارج از وجود خودش باشد، این با معناى بساطت وجود، معناى اطلاقى وجود، معناى صرافت وجود و معناى وحدت وجود منافات دارد. اگر وجود زید وجودى است که داخل در ذات خودش است پس خدا خلقى به معناى ایجادِ جداى از وجود نکرده است، خلق سر جایش است و آن هم سر جایش است. این وجود زید هست منتها به‌نحو بساطت و وجود کلّی است؛ این آب دریا را شما مى‌بینید، حالا اگر یک لیوان یا استکان از آب دریا بردارید، این آب دریا را از خارج نیاورده‌اید چون آب را از همین آب دریا برداشته‌اید و حالا که آن را برداشتید مى‌شود محدود. پس این از آب دریا خارج نشده است و همان آب دریا است، دوباره یک استکان دیگر برمى‌دارید باز آب دریا است ولى مى‌شود محدود.

  • یک وقتى دریا آنجا است و شما به این دریا کارى ندارید مثلاً یک نهرآب از آن طرف مى‌رود، شما یک کاسه از آن نهرِ آب برمى‌دارید و در دریا مى‌ریزید دراین‌صورت این با آب دریا فرق مى‌کند چون آب دریا جداى از آن آب نهر است. آیا مسئلۀ وجودِ زید، عمرو و بکر مانند آبِ نهر بالنسبة به آب دریا است؟ بنابراین این در اینجا با صرافت وجود منافات دارد چون وجود، غیریّت برنمى‌دارد، دایرۀ وجود دوئیّت برنمى‌دارد.

  • وحدت ذاتی وجود یعنی عدم امکان فرض ثانی برای وجود

  • در وحدت وجود گفتیم که وحدت، وحدت ذاتى است نه وحدت عَرَضى؛ وحداتى که بر کثرات مترتّب است وحدات عددى و عَرَضى است، به‌مانند وحدتى که قابل تعدّد و کثرت است ولى وحدت در وجود، وحدت ذاتى است یعنى امکان فرض ثانى براى وجود حتّى در ذهن هم نیست. آیا الآن امکان دارد که شما در ذهنتان تصوّر بکنید که یک تکّۀ از وجود اینجا است و یک تکّۀ از وجود هم اینجا است یعنی براى وجود، ثانى فرض بکنید؟ اصلاً نمى‌شود این را در ذهن تصوّر کرد چون وجودى را که ما تعریف کردیم عبارت از حقیقتِ هستى على‌الاطلاق و لایتناهىٰ است، لازمۀ تعریف به لایتناهىٰ این است که قابلِ تعدّد نباشد، پس چطور در مورد افاضۀ فاعل ممکن است که جعلِ فاعل به وجودی تعلّق گرفته باشد جداى از وجود خود و سواى از وجود خود؟! اگر این‌طور باشد در اینجا اشکال لازم مى‌آید.