اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

تحلیل تفاوت وجود علمی و عینی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از غامض‌ترین و کلیدی‌ترین مباحث فلسفی، یعنی مسئله «وجود ذهنی» می‌پردازند. بحث با تعریف جایگاه وجود ذهنی در برابر وجود خارجی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا صورت‌های علمی که در ذهن نقش می‌بندند، صرفاً یک ارتباط ساده با خارج هستند یا حقیقتی مستقل دارند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های حکما و نقد منکران وجود ذهنی، به این نکته اشاره می‌شود که وجود دارای مراتب است و وجود ذهنی، مرتبه‌ای از مراتب وجود علمی است که در نفس انسان ظهور می‌یابد. در بخش پایانی، استاد به تحلیل رابطه جعل فاعل با وجود و ماهیت پرداخته و با نقد برخی برداشت‌های سطحی، تبیین می‌کنند که چگونه کثرات عالم، ظهوراتِ وجودِ واحد حق‌تعالی هستند. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر نسبت میان علم، وجود و آثار مترتب بر آن‌ها در نظام هستی است.

مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی

9
  • صورت خارجى وجود بودن ماهیّات

  • پس فاعل و مُفیض در اینجا چه کار کرده است و این کثرات چطور به‌وجود آمده‌اند؟ می‌گوییم که این کثرات، آثارِ نفس وجود فاعل هستند، یعنى این وجود فاعل که وجود بی‌رنگ، بى‌شکل، بدون هیچ‌گونه کم، کیف، حد، زمان، مکان، عَرَض و جوهر است به‌واسطۀ تغییر و تحوّل تبدیل به جوهر و عَرَض مى‌شود، تبدیل به لون، جسم، مادّه و صورت مى‌شود. آیا این تبدیل‌ها خَلقِ وجود است یا خَلقِ ماهیّت؟ اینها خلق ماهیّت هستند؛ چون وجود که خلق نشده است، وجود سر جای خودش است، خلق یعنى از عدم به وجود آمدن درحالی‌که عدمى قبل از وجود نبوده است وجود سر جایش است. بله ماهیّت، عدم بوده است و صُوَر نبوده‌اند، این مطلب درست است و قبول داریم که صُوَرى در کار نبوده است، لون، کیف، کم و جوهر نبوده است؛ چون اللهُ لَیسَ بِجَوهَرٍ و لَیسَ بِعَرَضٍ و لَیسَ بِلَونٍ و لَیسَ بِکَیفٍ و لَیسَ...! ولی الآن لون، کیف، جوهر، عَرَض، صورت، مادّه، جسم و این چیزهایى که مى‌بینیم است، اینها همه ماهیّات هستند امّا این ماهیّات غیر از وجود نیستند، نه اینکه ماهیّات امور عدمى هستند بلکه ماهیّات، صورت خارجى وجود هستند یعنى وجود است که ماهیّت است و ماهیّت است که وجود است. این اتّحاد، آن اتّحاد موردنظر خواهد شد.

  • بنابراین اگر منظور مرحوم آخوند از این کلام این است که گفتیم اشکالی ندارد، یعنی منظور از اینکه جعل به وجود تعلّق گرفته است یعنى جعل به وجودِ ماهیّت تعلّق گرفته است نه جعل به وجود تنها؛ چون وجودِ تنها جعل نمى‌خواهد، وجودِ تنها سرجایش است. من‌باب‌مثال آب دریا سر جایش است، شما آن را چه‌کار مى‌خواهید بکنید؟ آب دریا هست همین‌طور موج دارد مى‌آید و مى‌رود، آب دریا را که شما خلق نمى‌کنید. یک وقتى آب دریا را محدود مى‌کنید، چطور آن را محدود مى‌کنید؟ این کاسه را دستتان مى‌گیرید و در آب دریا داخل مى‌کنید و بیرون مى‌آورید، حالا این مى‌شود یک کاسه آب دریا، این مى‌شود محدود! شما با این کار آب دریا را که خلق نکردید.