
مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی
تحلیل تفاوت وجود علمی و عینی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از غامضترین و کلیدیترین مباحث فلسفی، یعنی مسئله «وجود ذهنی» میپردازند. بحث با تعریف جایگاه وجود ذهنی در برابر وجود خارجی آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا صورتهای علمی که در ذهن نقش میبندند، صرفاً یک ارتباط ساده با خارج هستند یا حقیقتی مستقل دارند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای حکما و نقد منکران وجود ذهنی، به این نکته اشاره میشود که وجود دارای مراتب است و وجود ذهنی، مرتبهای از مراتب وجود علمی است که در نفس انسان ظهور مییابد. در بخش پایانی، استاد به تحلیل رابطه جعل فاعل با وجود و ماهیت پرداخته و با نقد برخی برداشتهای سطحی، تبیین میکنند که چگونه کثرات عالم، ظهوراتِ وجودِ واحد حقتعالی هستند. این جلسه راهگشای فهم دقیقتر نسبت میان علم، وجود و آثار مترتب بر آنها در نظام هستی است.
مبانی فلسفی وجود ذهنی و جایگاه آن در هستی
1درس سیصد و بیست و یکم
اهمیّت بحث وجود ذهنی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اهمیّت بحث وجود ذهنی
المَنهَجُ الثّالِثُ فی الإشارَةِ إلی نَشأةٍ أُخریٰ لِلوُجودِ غَیرِ هذا المَشهودِ و ما یُنوطُ بِهِ و فیهِ فُصولٌ:
فَصلُ (1) فی إثباتِ الوُجودِ الذِّهنیِّ و الظُّهورِ الظِّلّی.
مسئلۀ وجود ذهنى یکى از مهمترین مسائل فلسفى است که بالأخره بَعدَ الِّتِیا و الَّتِى به آن رسیدیم و جدّاً مىشود گفت که یکی از غوامض مسائل عقلى است و من گمان مىکنم کسى که مسئلۀ وجود ذهنى را ادراک بکند فلسفه را فهمیده باشد. علىکلّحال مرحوم آخوند هم در این مسئله خیلى بسطِ کلام مىدهند و مطلب را بنابر مسلک خودشان خیلى تبیین و روشن مىکنند، و مسالک متفاوتهای را مطرح مىکنند. خیال مىکنم هرچه بیشتر در این مسئله دقّت بشود باز جا داشته باشد، دیگر تا آن مقدارى که مجال باشد و ظروف ناقصۀ ما سِعه داشته باشند، نسبت به این قضیّه صبحت مىشود.
ما این مسئله را در منظومه مطرح کردیم و در آنجا نظر مرحوم محقّق دَوّانى را بر سایر انظار ترجیح دادیم و تمامِ مطلب را به اسفار إحاله کردیم که انشاءالله در اینجا این آراء مورد توجّه قرار مىگیرند. یکى از معضلات فلسفه مسئلۀ وجود ذهنى است و بسیارى از مسائل فلسفى متفرّع بر این قضیّه است که در اینجا إنشاءالله روشن مىشوند.
تعریف وجود خارجی و ذهنی
بهعنوان مقدّمه مرحوم آخوند مىفرمایند: شکّى نیست که حقیقت وجود داراى دو نشئه است؛ یکى نشئۀ خارجى و عالَم شهود، و یکى نشئۀ علمى و ذهنى. در نشئۀ شهودى و خارجى با این تعریف، آثار خارجىبودن و تعیّن و تحّصل بر وجود بار مىشود، البتّه نمىخواهیم بگوییم که این تعریف کاملاً جامع افراد و مانع اغیار است ولى براى نفسِ روشنشدن مسئله، این قضیّه مطرح مىشود؛ که حالا منظور از آثار خارجى چیست و مگر وجود ذهنى آثار ندارد، آیا خصوصیّات خارجى در ذهن هستند یا نیستند؟ و منظور از خارج چیست، آیا خارج یعنى خارج از بدن یا اینکه خارج یعنى هر چیزى که در قوامِ عالَم وجود و نفسالأمر جایگاهى دراد؟ بالأخره تفکّرات ما هم یک جایگاهى دارند، اگر جایگاه نداشتند که شخصى نمىتوانست از تفکّرات شما خبر بدهد؛ پس از اینجا معلوم میشود که آنها یک جایگاهى دارند، اینکه شخصى مىآید و میگوید که شما الآن این نیّت را کردهاید تا این یک مسئلۀ واقعى نباشد اِخبار از آن هم محال است!
