اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

تبیین جایگاه نفس در خلق صور مجرد و مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی می‌پردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز می‌شود که در آن، جوهر واحد می‌تواند در نشئه‌های مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز می‌شود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح می‌دهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، می‌تواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه نفس انسان می‌تواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

1
  • درس سیصد و بیست و دوم

  • مقدمات وجود ذهنی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • ‌ فَکَما أنَّ الجوهَرَ مَعنًى واحِدٌ و ماهیَّةٌ واحِدَةٌ؛ یوجَدُ تارَةً مُستَقِلًّا بِنَفسِهِ مُفارِقًا عَن المادَّةِ مُتَبَرِّئًا عَن الکَونِ و الفَسادِ و التَّغَیُّرِ، فَعّالاً ثابِتًا کالعُقولِ المُفارِقَةِ على مَراتِبِها، و یوجَدُ تارَةً أخرىٰ مُفتَقِرًا إلى المادَّةِ.

  • مقدّمه اوّل و دوّم برای وجود ذهنی

  • مقدّمۀ اوّل در مسئلۀ وجود ذهنى دربارۀ اطوار متفاوتۀ وجود بود و اینکه وجود به هر چیزى که تعلّق بگیرد، نفسِ تعیّن خود آن است؛ اگر وجود به امر مجرّد تعلّق بگیرد، وجود مجرّد، صُوَر مجرّده، عقول، عالَم انوار و عالَم نفوس مى‌شود، این تعلّق وجود به صُوَر مجرّد و ابداعیّات است. و اگر وجود به امور مادّى تعلّق بگیرد با توجّه به مراتب ضعفى که دارد، صورتِ وجود، صورتِ مادّى مى‌شود مانند تعلّقش به صورت و مادّه، به جسم و اعراضى که عارض بر مادّه مى‌شوند. و این کیفیّت به‌واسطۀ نفسِ ظهور خارجى این صُوَر تحقّق پیدا مى‌کند، این مقدّمۀ اوّل بود.

  • پس مرحوم آخوند در مقدّمۀ اوّل اثبات کردند که وجود به یک نَشئه اکتفاء نمى‌کند بلکه داراى نَشَئات مختلفه و تحصّل‌هاى متفاوتۀ خارجى است؛ یک تحصّل آن، تحصّل مجرّد و تجرّد است و تحصّل دیگر آن، تحصّل مادّى است. با یک تحصّل، تحصّل جوهرى است و با تحصّل دیگر، تحصّل اعراض است. با یک تحصّل، مستغنى از هر مادّه، مدّت و محل است مانند واجب الوجود و با تحصّل دیگر محتاج به مادّه، محل و مدّت است. این اطوار مختلفۀ وجود است که در خارج تعیّن پیدا مى‌کند، و همین‌طور با یک تحصّل داراى آثار خارجى است و با تحصّل دیگر که وجود ذهنى است داراى آثار خارجى نیست.

  • مقدّمۀ دوّم این است که نفس انسان به‌جهت جنبۀ ملکوتى که دارد و حقیقتش از صُقع ملکوت است مى‌تواند ابداعِ صُوَر مِن تِلقاءِ نَفسِهِ بکند، و این مسئله براى تمام ذواتى که جنبۀ ملکوتى دارند وجود دارد یعنی هر شخصى که متّصل به عالَم ملکوت باشد مى‌تواند اِبداع بکند؛ ابداع صُوَر مجرّده یا صُوَر مادّیّه، یعنی مى‌تواند آن صُوَر را در خارج محقّق بکند.