اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

تبیین جایگاه نفس در خلق صور مجرد و مادی

14٬166
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی می‌پردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز می‌شود که در آن، جوهر واحد می‌تواند در نشئه‌های مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز می‌شود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح می‌دهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، می‌تواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه نفس انسان می‌تواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی می‌پردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز می‌شود که در آن، جوهر واحد می‌تواند در نشئه‌های مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز می‌شود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح می‌دهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، می‌تواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه نفس انسان می‌تواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

12
  • متن مرحوم آخوند در مقدّمۀ دوّم مسئلۀ وجود ذهنی

  • وَ الثّانیَةُ هیَ أنَّ اللهَ تَعالىٰ قَد خَلَقَ النَّفسَ الإنسانیَّةَ بِحَیثُ یَکونُ لَها اقتِدارٌ على إیجادِ صوَرِ الأشیاءِ المُجَرَّدَةِ و المادّیَّةِ؛ لِأنَّها مِن سِنخِ المَلَکوتِ و عالَمِ القُدرَةِ و السَّطوَةِ. و المَلَکوتیّونَ لَهُم اقتِدارٌ على إبداعِ الصّوَرِ العَقلیَّةِ القائِمَةِ بِذَواتِها و تَکوینِ الصّوَرِ الکَونیَّةِ القائِمَةِ بِالمَوادِّ.

  • وَ کُلُّ صورَةٍ صادِرَةٍ عَن الفاعِلِ فَلَها حُصولٌ لَهُ، بَل حُصولُها فی نَفسِها نَفسُ حُصولِها لِفاعِلِها، و لَیسَ مِن شَرطِ حُصولِ شَی‌ءٍ لِشَی‌ءٍ أن یَکونَ حالاًّ فیهِ وَصفًا لَهُ، بَل رُبَّما یَکونُ الشَّی‌ءُ حاصِلاً لِشَی‌ءٍ مِن دونِ قیامِهِ بِهِ بِنَحوِ الحُلولِ و الوَصفیَّةِ کما أنَّ صوَرَ جَمیعِ الموجوداتِ حاصِلَةٌ لِلباری حُصولاً أشَدُّ مِن حُصولِها لِنَفسِها أو لِقابِلِها کما سَتَعلَمُ فی مَباحِثِ العِلمِ.

  • وَ لَیسَ قیامُها بِهِ تَعالىٰ قیامًا حُلولیًّا ناعِتیًّا، و کُلُّ صورَةٍ حاصِلَةٍ لِمَوجودٍ مُجَرَّدٍ عَن المادَّةِ بِأیِّ نَحوٍ کانَ، فَهیَ مَناطُ عالِمیَّةِ ذلک المُجَرَّدِ بِها، سَواءٌ کانَت قائِمَةً بِذاتِهِ أو لا.

  • وَ مَناطُ عالِمیَّةِ الشَّی‌ءِ بِالشَّی‌ءِ حُصولُ صورَةِ ذلک الشَّی‌ءِ لَهُ، سَواءٌ کانَت الصّورَةُ عَینَ الشَّی‌ءِ العالِمِ فَیَکونُ حُصولُها حُصولَهُ کَعِلمِ النَّفسِ بِذاتِها، أو غَیرَهُ فَیَکونُ حُصولُها إمّا فیهِ و ذلک إذا کانَ الشَّی‌ءُ قابِلاً لَها و إمّا عَنهُ و ذلک إذا کانَ فاعِلاً لَها، فالحُصولُ لِلشَّی‌ءِ المُجَرَّدِ الَّذی هوَ عِبارَةٌ عَن العالِمیَّةِ أعَمُّ مِن حُصولِ نَفسِهِ أو الحُصولِ فیهِ أو الحُصولِ لَهُ؛1

  • «مقدّمۀ دوّم این است که خداوند تعالی نفس انسان را به گونه‌ای آفریده است که هم می‌تواند صُوَر اشیاء مجرّده را ایجاد کند و هم می‌تواند صُوَر اشیاء مادّى را ایجاد بکند؛ به‌خاطر اینکه نفس از سنخ ملکوت و عالَم قدرت و اقتدار است. و ملکوتیّان مى‌توانند صُوَر عقلیّه‌ای که قائم به ذوات خودشان هستند (یعنی صُوَری که قائم به مادّه و چیزى نیستند) را ابداع بکنند، و همین‌طور می‌توانند صُوَر کونیّه‌اى را به‌وجود بیاورند که قائم به مادّه هستند (مانند صورت مادّه و جسم و صورت نوعیّه اشیاء.)

  • و هر صورتى که از فاعل به‌وجود مى‌آید، یک حصولى براى فاعل دارد، بلکه همان حصول این صورت در نفس خودش عبارت است از حصول این صورت براى فاعل خودش؛ (زیر جداى از فاعل نیست.)

    1. . الحکمة المتعالیة، ج‌ 1، ص 264.
/ 260