اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

تبیین جایگاه نفس در خلق صور مجرد و مادی

14٬166
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی می‌پردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز می‌شود که در آن، جوهر واحد می‌تواند در نشئه‌های مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز می‌شود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح می‌دهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، می‌تواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه نفس انسان می‌تواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی می‌پردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز می‌شود که در آن، جوهر واحد می‌تواند در نشئه‌های مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز می‌شود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح می‌دهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، می‌تواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه نفس انسان می‌تواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

9
  • و گاهی همین جوهر احتیاج و اقتران به مادّه دارد، انفعال از غیرش پیدا مى‌کند (یعنی شىء دیگر در آن، انفعال به‌وجود مى‌آورد؛ صورتش را عوض مى‌کند مثلاً به‌واسطۀ نار، صورت حطبیّه تبدیل به صورت ناریّه مى‌شود، یا یک حرفى به آدم بزنند رنگ آدم تغییر پیدا مى‌کند و همین‌طور انفعالات دیگر!) متحرّک و ساکن است، کاین و فاسد است (یعنی در حال کَون و فساد است؛ دائماً به‌واسطۀ حرکت جوهریّه صُوَر مختلفه و نوعیّه را به‌خودش مى‌گیرد.) مانند صُوَر نوعیّه بنابر تفاوت طبقاتشان در ضعف و فقر. (این صُوَر نوعیّه مراتب متفاوتى دارند؛ مرتبۀ جمادى، نباتى، حیوانى، انسانى، نُمُو، صُوَر معادن، صُوَر کانی‌ها، تمام اینها مراتب شدّت و ضعف و خِسّت و قیمت دارند.)

  • پس همین جوهر یک طور و گونۀ دیگرى دارد که وجودى ضعیف‌تر از این دو وجود دارد؛ در آن مرتبه نه فاعل است و نه منفعل، بى‌خاصیّت بى‌خاصیّت،1 نه ثبوت دارد و نه تحرّک، (چون ثبوت و تحرّک در آنجایى است که قابل برای حرکت باشد و بتواند حرکت بکند و اصلاً این در آنجا از خودش هیچ نوع اختیارى ندارد.) و سکون هم ندارد، (چون سکون در جایى است که قائم به شخص باشد.) مانند صُوَرى که انسان توهّم می‌کند از این جهت که این‌گونه هستند. (مرحوم علاّمه طباطبایی رحمة الله علیه در اینجا یک حاشیه‌اى دارند، ایشان مى‌فرمایند که من حیث کونها کذلک، به آن جنبۀ علمى برمى‌گردد.2 یعنی ممکن است که این صُوَر، فعّال باشند و تاثیر بگذارند مثلاً انسان یک صورتى را تصوّر مى‌کند، رنگش قرمز مى‌شود و بعد یک صورت دیگری را تصوّر مى‌کند، رنگش زرد مى‌شود و یک صورتى را تصوّر مى‌کند، رنگش سفید مى‌شود؛ از این نقطۀنظر اینها عینِ خارجى هستند که آثار خارجى دارند ولى منظور ما خود آن صورت تنها است، این صورت بى‌اثر است. این مقدّمۀ اوّل‌ بود.)»

  • از اسرار عالَم خلقت بودن چشم

    1. . تلمیذ: فاعل نمى‌شود باشد ولی مُنفعِل است، چون همین که در ذهن آمده است نشان می‌دهد که منفعل است؟
      استاد: بله، جنبۀ اوّلى آن بالأخره مُنفعِل است، ما در اینجا به آن مرتبۀ اوّل کار نداریم! ولى حالا که این به‌وجود آمد دیگر کارى انجام نمى‌دهد؛ یعنى نه شیئى در آن اثر مى‌گذارد و نه آن اثری می‌گذارد. چون صورت است و صورت که کم و زیاد نمى‌شود! صورت، صورت واحده است، آن صورت که تغییر و تبدّل پیدا نمى‌کند چون صورت اگر تغییر پیدا بکند دیگر صورت جدید است و آن صورت قبلی نیست. مثالى که مى‌زنند این است که مى‌گویند شما یک دایره‌اى را ترسیم بکنید بعد مى‌گویند حالا این دایره را بزرگ بکنید! شما یک خطّى بالاتر از آن می‌آورید؛ در اینجا این دایره بزرگ نشده است بلکه شما یک دایرۀ بزرگتر ترسیم کرده‌اید و دایرۀ اوّل به‌حال خودش محفوظ است، شما یک دایرۀ بزرگتر دور آن ترسیم کرده‌اید.
      در این صُوَرى که نفس آنها را خلق مى‌کند یا به او افاضه مى‌شود ـ حالا قائم به هرچه هست؛ قیام، قیام صدورى است یا حلولى، هرچه مى‌خواهد باشد ـ آن صورت دیگر عوض نمی‌شود! بله، شما مى‌توانید آن صورت را تغییر بدهید و صورت جدیدى بسازید، این دیگر انفعال نیست بلکه صورت جدید است.
      بنابراین اگر از ذهن و نفس شما یک فیلم بگیرند و شما از اوّل تا آخرش را نگاه بکنید مى‌بینید تمام این صُوَر به‌جای خودشان محفوظ هستند. اگر دستگاهى پیدا بشود که فرکانس‌ها و امواج مغز را ثبت بکند ـ چون بالأخره مغز با نفس ارتباط دارد ـ و بتواند آن صُوَر را از مراکز حسّاس مغز بگیرد؛ شما مى‌بینید درست مثل کارتون که درست مى‌کنند، اوّل دو سه‌تا خط است بعد زیاد مى‌شود و زیاد مى‌شود تا آخر که تبدیل به یک شکل مى‌شود، تمام این صورت‌هایى که نفس آنها را در خودش ابداع کرده است اینها تا آخر مى‌آیند و هر صورتی به‌جاى خودش محفوظ است، صورت جدید بعد از آن مى‌آید، صورت بعد هم بعد از آن مى‌آید، نه اینکه صورت تغییر پیدا بکند، این از جهت انفعالى. و از جهت فعلى هم که این صورت کارى انجام نمى‌دهد، آن کسی که کار انجام مى‌دهد نفس است که به‌واسطۀ این صورت انجام مى‌دهد، پس خود آن صورت هیچ‌کاره‌ است.
    2. . الحکمة المتعالیه با تعلیقات علاّمه طباطبایی رضوان الله علیه، ج 1، ص 264.
/ 0