اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق

بررسی دیدگاه محی‌الدین در پرتو نظام قضا و قدر الهی

14٬208
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محی‌الدین ابن‌عربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق می‌پردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز می‌شود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونه‌های تاریخی و روایی تشریح می‌گردد. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق می‌شود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال می‌کند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی می‌ماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیق‌تر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل می‌پردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف می‌کند.

کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محی‌الدین ابن‌عربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق می‌پردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز می‌شود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونه‌های تاریخی و روایی تشریح می‌گردد. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق می‌شود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال می‌کند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی می‌ماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیق‌تر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل می‌پردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق

16
  • تلمیذ: پس خَلق عارف و غفلت عارف از خلقش منوط به قضاى حتمی است. بنابراین مى‌توانیم در کلام محى‌الدّین بگوییم که هر دو طرف قضیّه مفروغٌ‌عنه است، فقط مشکلى که هست روی آن انعدام و تبدّل است.

  • استاد: بله!1

  • جواب از اشکال بر نماز شب نخواندن اولیاء (ت)

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1. . تلمیذ: مطلبى مى‌خواستم بپرسم منتها یک مقدار خارج از درس است ولی از لحاظ علمى مى‌خواستم به آن برسم. یک موقع روى منبر در مشهد در منزل مرحوم علاّمه رضوان الله علیه صحبت مى‌فرمودید که یکى از آقایان که قم هستند ظاهراً یک مکاشفه‌اى یا خوابى از مرحوم علاّمه طهرانی رضوان الله علیه دیده بودند که درست در ذهنم نیست که ایشان یک شب نماز شب نخوانده‌اند، بعد شما یک جوابى فرمودید، مى‌خواهم ببینم که مرحوم آقا آن شب نماز شب را خوانده بودند یا نخوانده بودند؟
      استاد: نه لازم نیست که خوانده باشند، صبحت من این بود که حال ایشان ممکن بوده از حال نماز شب بالاتر باشد.
      تلمیذ: نسبت به آن مطلبى که فرمودید این در ذهنم است که اگر خوانده باشند بالأخره این سلسله را باید ببینند چون شما فرمودید که عارف ممکن است یک مطلبى را در یک جایى خلق بکند که فقط در همان مرحله باشد و به مراتب مادون دیگر تنزّل پیدا نکند. پس به این شخص اشکال مى‌شود که ممکن است ایشان در آن حالت این حال را داشته‌اند که شما اصلاً نمى‌توانستید در آن حالت وارد بشوید و شما مثلاً تا عالَم مثالش بیشتر راه نداشتید و به‌همین‌خاطر مى‌گویید که ایشان در آن شب نماز شب نخوانده‌اند.
      استاد: بله، درست است! شما دیدید در مثال، نماز شب نیست پس مى‌گویید اصلاً نماز شب نخوانده است. ولى صحبت در این است که ممکن است که ایشان خَلق ملکوتى نماز شب را کرده باشد بدون اینکه صورت ظاهرى نماز شب از آن سر زده باشد و این چون به ملکوت اطّلاع ندارد هرچه فقط در عالَم مثال جستجو مى‌کند مى‌بیند شب چهارشنبه آقا نماز شب نخوانده است.
      تلمیذ: ولى اگر نماز شب را در این عالَم خوانده بودند صورت مثالی هم داشت؟
      استاد: بله، اگر در این عالَم خوانده باشند قطعاً صورت مثالى دارد. البتّه دیدن آن هم باز بسته به سعۀ شخص در عالَم مثال دارد؛ این‌طور نیست که هر کسى چشمش به مثال باز بشود تا فیها خالدون را ببیند. نه، آن هم بسته به همان حیطۀ قدرت و اقتدار او است چون مثال هم مراتبى دارد؛ مثال این‌قدر مراتب دارد که آدم اصلاً به آخر آن نمى‌رسد. حالا از ملکوت و این حرف‌ها گذشته، در یک دانه خانۀ دنیایی آدم گیر مى‌کند! خود مثال هم از نقطۀنظر مراتب شدّت، ضعف، بُعد، رقّت و لطافت خیلى مراتب دارد، اصلاً مثالِ معنا داریم.
      این یک مسائلی است که حالا ان‌شاءالله بیان می‌کنیم که چطور مى‌شود که در بعضى از اوقات انسان از نقطۀنظر عملِ ظاهر موفّق نباشد ولى حالى داشته باشد که هزار عملِ ظاهر اصلاً به گرد آن هم نمى‌رسد.
      [ظاهرا این قسمت نماز شب نخواندن مرحوم علاّمه احتیاج به توضیحی دارد تا مخاطب اصل قضیّه را متوجّه بشود و بداند که اصلاً بحث روی چه چیزی است. مثلاً می‌توان این را ضمیمه نمود:
      بعد از عمل قلب مرحوم علاّمه رضوان الله علیه که طبیب ایشان را منع نموده بود که از بستر بلند شوند ایشان آن شب ظاهرا نماز شب نخواندند و در موقع عیادت از ایشان یکی از علماء روایات نماز شب را می‌خوانند تا اشاره کنند که نماز شب نباید ترک شود. به این قضیّه مرحوم علاّمه رضوان الله علیه در کتاب شریف امام شناسی ج 14 اشاره نموده‌اند.] (محقّق)
/ 613