اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اثبات وجود ذهنی از طریق تصور معدوم

تحلیل براهین فلسفی بر امکان علم به امور غیرموجود

14٬168
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نخستین طریق از براهین اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، تحلیل این پرسش است که چگونه ذهن انسان می‌تواند به اموری که در خارج وجود ندارند یا حتی ممتنع هستند، علم پیدا کند. ایشان با تبیین این نکته که علم به معدوم مطلق ممتنع است، نتیجه می‌گیرند که برای تحقق این علم، باید صورتی از آن در ذهن موجود باشد که متمایز از سایر معدومات است. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه علم اجمالی و تفصیلی در علم الهی، به تبیین ماهیت اعتباری زمان و نسبت آن با استمرار وجود مادی پرداخته می‌شود. این بحث با نقد دیدگاه‌های مادی درباره تجزیه‌پذیری ماده و تبیین دیدگاه فلسفی در باب جوهر فرد و تقسیم‌پذیری نامتناهی ماده به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای درک دقیق‌تر نحوه حضور صور علمی در ذهن فراهم آید.

اثبات وجود ذهنی از طریق تصور معدوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نخستین طریق از براهین اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، تحلیل این پرسش است که چگونه ذهن انسان می‌تواند به اموری که در خارج وجود ندارند یا حتی ممتنع هستند، علم پیدا کند. ایشان با تبیین این نکته که علم به معدوم مطلق ممتنع است، نتیجه می‌گیرند که برای تحقق این علم، باید صورتی از آن در ذهن موجود باشد که متمایز از سایر معدومات است. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه علم اجمالی و تفصیلی در علم الهی، به تبیین ماهیت اعتباری زمان و نسبت آن با استمرار وجود مادی پرداخته می‌شود. این بحث با نقد دیدگاه‌های مادی درباره تجزیه‌پذیری ماده و تبیین دیدگاه فلسفی در باب جوهر فرد و تقسیم‌پذیری نامتناهی ماده به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای درک دقیق‌تر نحوه حضور صور علمی در ذهن فراهم آید.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات وجود ذهنی از طریق تصور معدوم

12
  • «فصل (2) در تقریر دلایلی در اثبات وجود ذهنی و این از چند راه است؛

  • طریقۀ اوّل:

  • ما گاهى اوقات معدوم خارجى را تصوّر مى‌کنیم بلکه اصلاً بالاتر از این، ممتنع را تصوّر مى‌کنیم (حالا معدوم خارجى ممکن است که وجود پیدا بکند امّا ممتنع که دیگر نمى‌شود وجود پیدا بکند.) مثل شریک‌البارى، (البتّه آن هم ممتنع نیست، آن‌قدر ما شریک‌البارى داریم!) و اجتماع نقیضین و جوهرى که فرد است، (البتّه بنابر یک مبنایى که از جوهر فرد تعبیر به جزء لا یتجزّیٰ مى‌آورند، جزئى که قابل تجزیه نیست.) به‌گونه‌ای که در ذهن از باقى معدومات تمیّز پیدا بکنند، درحالی‌که تمیّزِ معدومِ صرف ضرورتاً ممتنع است، پس باید یک نحوۀ از وجود باشد، و چون وجود خارجى ندارد پس باید در ذهن باشد.»

  • به تجزیه در جزء لایتجزّی یا تجزیۀ کمّى و فَکّى مى‌گویند و یا تجزیۀ فرضی و عقلى. امّا جوهرى که نتواند تجزیۀ فَکّى بشود ما یک چنین چیزى را نداریم. البتّه امروزی‌ها مى‌گویند که ممکن است به‌واسطۀ تجزیه کلّ بِنا و هستى آن از بین برود که همان تبدیل به انرژى‌شدن باشد که در شکافتن هسته مرکزی است.

  • عدم شکافتن اتم در اصطلاح شکافت اتم دانشمندان امروزی

  • البتّه مى‌دانید که شکافتن اتم، شکافتن نیست بلکه شکافتن اتم عبارت است از خروج مدار الکترون به دور پروتون. وقتى [نوترون‌ها] را از هستۀ مرکزى که باعث قوام [نوترون و] پروتون‌هاست و الکترون‌ها به دور آن مى‌گردند خارج مى‌کنند، به‌واسطۀ شتاب و نیروى گریز از مرکز آنها که به دور هسته مى‌گردند آن چنان دورانى برای هسته‌ها پیدا مى‌شود که انرژی غیرعادى از خودشان ساطع مى‌کنند، به این، شکافتن هسته مى‌گویند.

  • به‌واسطۀ این انرژى هم انرژى غیر عادى از خودشان بروز مى‌دهند و هم به‌واسطۀ آن انرژى خود این هسته‌ها شکسته مى‌شوند و از بین مى‌روند. یعنى دو انرژى متصاعد روى هم انجام مى‌گیرد تا تبدیل به این تودۀ عظیم انرژى مى‌شود که براى اینها مشخّص است.

/ 0