
براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل جایگاه حکایت و استقلال در قضایای ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد براهین اثبات وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، تبیین چگونگی حمل محمولات خارجی بر موضوعات در قضایای ذهنی است. ایشان با طرح سه اشکال اساسی بر طریقه دوم اثبات وجود ذهنی، به بررسی چالشهایی نظیر فعلیت موضوع، تعدد افراد غیرمتناهی و تداخل احکام خارجی با صورتهای ذهنی میپردازند. در ادامه، با ارائه پاسخ جامع مرحوم آخوند، تفاوت میان نگاه آلی (حکایتی) و نگاه استقلالی به مفاهیم ذهنی تبیین میشود. این جلسه با تفکیک دقیق میان معنای حرفی و اسمی در قضایا، نشان میدهد که چگونه میتوان از محذورات منطقی در باب وجود ذهنی عبور کرد و جایگاه حکایتگری ذهن از خارج را بدون خلط با وجود عینی، به درستی ترسیم نمود.
براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد براهین اثبات وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، تبیین چگونگی حمل محمولات خارجی بر موضوعات در قضایای ذهنی است. ایشان با طرح سه اشکال اساسی بر طریقه دوم اثبات وجود ذهنی، به بررسی چالشهایی نظیر فعلیت موضوع، تعدد افراد غیرمتناهی و تداخل احکام خارجی با صورتهای ذهنی میپردازند. در ادامه، با ارائه پاسخ جامع مرحوم آخوند، تفاوت میان نگاه آلی (حکایتی) و نگاه استقلالی به مفاهیم ذهنی تبیین میشود. این جلسه با تفکیک دقیق میان معنای حرفی و اسمی در قضایا، نشان میدهد که چگونه میتوان از محذورات منطقی در باب وجود ذهنی عبور کرد و جایگاه حکایتگری ذهن از خارج را بدون خلط با وجود عینی، به درستی ترسیم نمود.
براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
10غایت امر این است که عقل میتواند وجود ذهنى را منحیثهو با قطع نظر از تعیّنش نگاه بکند، پس همانطورى که جایز است موجود ذهنى متعیَّن را بهحسب وجود ذهنى منحیثهو و تنها ملاحظه بکند پس این در وجود عینى هم جایز است یعنی اینکه آن را به تنهایی تصوّر میکند.
براى نفى این باید از دلیلى استفاده بکنیم، ( یعنی مشخّص مىشود که نسبت به این قضیّه، اشکال وارد مىشود.) مرحوم آخوند مىفرمایند که حقّ مطلب این است که آن چیزى که بهنحو اشتراک اخذ شده است، تحقّقش فقط در عقل است نه در وجود خارجى، لکن فقط به خودش نظر داریم از جنبۀ حکایتى که مىکند و با عدم اعتبار تحقّقش در عقل. (و الاّ اگر بخواهیم آن را به این جهت لحاظ بکنیم خود آن، یک وجود مشخّص ذهنى مىشود و وجود مشخّص ذهنى فقط مال ذهن است و اشتراکبردار نیست، پس یک قضیّۀ وجودیّه ذهنیّه مىشود.) و به زودی تحقیق این مطلب انشاءالله خواهد آمد.»
متن مرحوم آخوند در اشکال سوّم بر طریقه دوّم از دلایل اثبات وجود ذهنی
الثالث: أنّا قَد نَتَصَوَّرُ شَخصًا کانَ موجودًا و نَحکُمُ عَلَیهِ بِحُکمٍ خارِجیٍّ کما أنّا نَحکُمُ على جِسمٍ قَد فَنیٰ أنَّهُ کانَ صَلبًا ثَقیلاً مُتَحَرِّکًا، فَیَلزَمُ أن یَکونَ صورَتُهُ الذِهنیَّةُ و الشَّخصُ الخارِجیُّ واحِدًا بِالعَدَدِ؛ لِأنَّ هذه الأحکامَ إنَّما کانَت لِلشَّخصِ الخارِجیِّ لکنَّهُ مَحالٌ بِالبَدیهَةِ.
وَ التَزَمَ بَعضُهُم فی الجَوابِ اتَّحادَهُما بِالعَدَدِ، قالَ: إنَّ الشَخصَ الخارِجیَّ مَعَ تَشَخُّصِهِ الخارِجیِّ و تَعَیُّنِهِ العینیِّ یوجَدُ فی الخَیالاتِ و هذا فاسِدٌ جِدًّا، فَإنَّ الذاتَ الواحِدَةَ لا یَکونُ لها إلاّ وُجودٌ واحِدٌ. کَیفَ و الوُجودُ إمّا مُساوِقٌ لِلتَّشَخُّصِ أو مُتَّحِدٌ مَعَهُ.
بَل الجَوابُ أن یُقالَ: إنَّ المَحمولَ الخارِجیَّ أیضًا کالموضوعِ، لَهُ صورَةٌ ذِهنیَّةٌ مُطابِقَةٌ لِلأمرِ العینیِّ مُتَّحِدٌ مَعَ الموضوعِ الذِّهنیِّ، لکنَّ المَنظورُ إلیهِ فی القَضیَّةِ الخارِجیَّةِ لَیسَ حالَ الموضوعِ و المَحمولِ بِحَسَبِ وُجودِهِما الذِّهنیِّ بَل حَکایَةُ حالِهِما بِحَسَبِ الخارِجِ.
وَ لا حِجرَ فی کَونِ الشَّیءِ الموجودِ فی الذِّهنِ حَکایَةً عَن الأمرِ الخارِجیِّ المَحکیِّ عَنهُ؛ لأنَّ المَنظورَ إلیهِ فی الحَکایَةِ لَیسَ حالَ الحَکایَةِ نَفسِها بَل حالُ الشَّیءِ المَحکیِّ عَنهُ على وَجهٍ یُطابِقُها الحَکایَةُ؛1
- . همان.
