
تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی
بررسی تطبیقی نسبت میان مرآتیت و تشخص در ادراکات ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان دو نوع نگاه به وجود ذهنی میپردازند. بحث با طرح دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره دوگانگی لحاظ آلی و استقلالی در ادراکات آغاز میشود. استاد با نقد این دیدگاه و بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، استدلال میکنند که میان این دو لحاظ منافاتی وجود ندارد. ایشان با تفکیک میان معنای حرفی که در آن لحاظ استقلالی ممتنع است و وجود ذهنی که میتواند همزمان دارای تشخص و جنبه حکایتگری باشد، به تبیین این حقیقت میپردازند که چگونه یک صورت ذهنی در عین جزئی بودن، میتواند مرآت و حکایتگر از خارج باشد. در نهایت، این بحث با تأکید بر لزوم تشخیص اعتباریات از واقعیات و عبرت گرفتن از سرنوشت بزرگان علم، به این نتیجه میرسد که جمع میان این دو لحاظ در وجود ذهنی نهتنها ممکن، بلکه لازمه فهم دقیق مراتب ادراک است.
تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی
1درس سیصد و بیست و هشتم
تقریرات مختلف براهین وجود ذهنی (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
منافات دو لحاظ آلی و استقلالی با هم برای وجود ذهنی بنابر نظر آخوند
الطریقةُ الثالثةُ: أنَّ لَنا أن نَأخُذَ مِن الاشخاصِ المُختَلِفَةِ بِتَعَیُّناتِ الشَّخصیَّةِ أو الفَصلیَّةِ المُشتَرَکَةِ فِى نوعٍ أو جِنسٍ مَعنًى واحِدًا یَنطَبِقُ على کُلٍّ مِن الاشخاصِ.1
«[طریقه سوّم (برای اثبات وجود ذهنی): ما میتوانیم از اشخاص مختلفه بهواسطۀ تعیّنات شخصیّه یا فصلیّهاى که مشترک در نوع یا جنس است معنای واحدی را اخذ بکنیم که بر تمام این اشخاص قابل انطباق است.]»
در تتمّۀ بحث دیروز مطلبى به نظرم رسید که دیدم در جلسه قبل از آن غفلت شد، امروز این مطلب را در تتمّۀ بحث دیروز بگوییم و بعد سراغ مسئلۀ جدید برویم. و آن مطلب این است که مرحوم آخوند در تصوّرات ذهنى و تخیلات و وجود ذهنى دو لحاظ را مورد توجّه قرار دادهاند؛ یکى لحاظ آلى به همان ما یوجَدُ فِى الذِّهن که حکایت از تعیّن خارجى دارد، و یکى نفسِ همان متصوَّر فِى الذّهن بهعنوان شىءٌ موجود و وجودٌ فِى الذّهن. و بعد فرمودند که بهلحاظ جهت آلى، حقیقت مشترکۀ مابین متمیّزات و نفسِ حاکى از امور مختلفه لحاظ مىشود، و بهلحاظ وجودى که دارد و لازمۀ آن وجود، تشخّص و تعیّن است، امرٌ جزئىٌّ غیرُ مُشتَرَکٍ بَینَ الحقایقِ المُختلفة. این معناى مشترک عبارت از امر جزئى است که اختصاص به خود ذهن دارد و زاییده و مخلوقِ ذهن است که از آن تعبیر به وجود ذهنى مىآورند.
و فرمودند که این دو، دو لحاظ مختلفه هستند؛ که اگر این مسئله بهلحاظ وجود ذهنى ملاحظه بشود، طبعاً جهت آلى بودن نمىشود مدّ نظر قرار بگیرد، و اگر بهلحاظ آلى بودن مورد توجّه قرار بگیرد طبعاً دیگر جهت تشخّص در اینجا نمىشود مورد توجّه قرار بگیرد.
عدم منافات دو لحاظ آلی و استقلالی با هم برای وجود ذهنی
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 272.
