
تبیین ادله اثبات وجود ذهنی
تحلیل جایگاه مفاهیم کلی و امور اعتباری در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و اثبات مبحث وجود ذهنی میپردازند. بحث با بررسی اشکالات مطرح شده بر کلام عالم همدانی پیرامون طبیعت نوعیه و تفاوت آن در افراد آغاز میشود و با تفکیک میان نگاه آلی و استقلالی به مفاهیم ذهنی، پاسخهای دقیقی به شبهات پیرامون کلیت وجود ذهنی ارائه میگردد. در ادامه، ایشان با استناد به ادلهای نظیر نحوه تصوّر امور انتزاعی و عدمی، ضرورت وجود غایت قبل از تحقق فعل در خارج، و همچنین تأثیرات روانی و جسمانیِ ناشی از تخیلات و توهمات، به اثبات وجود ذهنی میپردازند. در پایان، با اشاره به قدرت نفس در تصرفات ملکوتی، جایگاه وجود ذهنی به عنوان واسطهای برای تحقق آثار خارجی تبیین میشود تا روشن گردد که چگونه ذهن انسان، ظرفی برای تقرر حقایقی است که در عالم عین، ثبوت خارجی ندارند.
تبیین ادله اثبات وجود ذهنی
4مطلبى را آقاى حسنزاده در حاشیه دارند، ایشان مىفرمایند که شاید مقصود از این انسانیّت در کلام این شخص اشاره به مُثُل افلاطونى باشد که او از این مُثُل تعبیر به انسانیّت کرده است،1 که استفاده این معنا از کلام این شخص بعید است.
اشکال بر کلّی بودن وجود ذهنی و جواب آن
اگر شخصى اشکال بکند و بگوید که همانطورى که وجود خارجى قابل تسرّى و تعدّى به مصادیق نیست، وجود ذهنى هم همینطور است؛ میگوید مگر شما نمىگویید که وجود و وعاء کلیّات طبیعیّه در ذهن است؟ مىگوییم: بله! مىگوید مگر شما نمىگویید که هر چیزی تشخّص و وجود پیدا بکند جزئى است؟ این را هم مىگوییم: بله! مىگوید: پس بنابراین آنچه که در ذهن است قابل سرایت بر مصادیق دیگر نیست چون این مال خود ذهن است.
جواب مسئلۀ ایشان همان چیزى است که قبلاً عرض شد، که ما دو نظر به وجود ذهنى داریم؛ یک نظر آلى و یک نظر استقلالى. در نظر آلى نفسِ مفهومى که در ذهن قرار مىگیرد از نقطۀنظر حکایت با خارج مورد توجّه قرار مىگیرد و در آنجا دیگر جنبۀ ذهنىبودن و تشخّص مدّ نظر قرار نمیگیرد. لذا وقتى که ما مىگوییم: حیوان؛ با اینکه این حیوان یک امرى است که در ذهن ما وجود ذهنى پیدا کرده است امّا با همینقدر شما احساس مىکنید که این حیوان منطبق بر تمام حیواناتى است که در خارج هستند، پس از مورچه تا بزرگترین حیوان که فیل باشد یا حیوانات دیگر در اینجا داخل در تحت این مفهوم هستند؛ بهجهتاینکه در اینجا جنبۀ آلیّت مورد نظر قرار گرفته است، همان جنبهاى که حکایت از خارج مىکند. بله از این نقطۀنظر که شما این معنا یعنی حیوان را در ذهن آوردهاید این یک معنایى است که اختصاص به شما دارد و مال شماست. شما مىتوانید بگویید این مفهوم حیوان را که در ذهن آوردهاید مال خودم است و به کسى دیگر نمىدهم و هر کسى مىتواند این کار را انجام بدهد، این مىشود همان جزئى که قابل تسرّى نیست.
- . شرح فارسی الاسفار الاربعة، حسنزاده آملی، ج 3، ص 532.
