
چالشهای فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر
بررسی اشکالات اجتماع جوهر و عرض در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق اشکالات وارد بر نظریه «وجود ذهنی» در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسی آغاز میشود: نخست، مسئله اجتماع جوهر و عرض در ظرف واحد که با ذات جوهر (عدم قیام به موضوع) در تضاد است و دوم، تبدیل ماهیات مختلف به مقوله «کیف» در ذهن که منجر به انقلاب در ماهیت میشود. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای مختلف پیرامون جوهر و عرض، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا جوهر، جنسالاجناس است یا صرفاً یک مفهوم انتزاعی و عرضی. ایشان با تبیین جایگاه قوای ادراکی (عقل، وهم و حس) به عنوان ابزارهای ظهور صور ذهنی، به تحلیل دقیق دیدگاههای مشائین و متأخرین در این زمینه میپردازند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق حقایق در ذهن و پاسخ به شبهاتِ مطرح شده در متون فلسفی تنظیم شده است.
چالشهای فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر
13تمام این تجزیه و تحلیلها بهواسطه این منطقه انجام میشود، چطور اینکه خدا کبد را قرار داده است براى تجزیه و تحلیل عناصرى که بدن به آنها نیاز دارد. این کبد صد و بیست عمل انجام مىدهد؛ قند را جدا مىکند، کلسیم را جدا مىکند، یُد را جدا مىکند، آهن را جدا مىکند. تمام اجزاء غذایى را که شما مىخورید وارد در روده مىشوند و بهواسطه عروقى که این غذاها جذب مىشوند، روده این غذاها را مىگیرد و به کبد مىفرستد، بعد کبد اینها را تجزیه مىکند و بهمقدارى که براى بدن لازم است به همان مقدار در خون مىفرستد؛ مثلاً اگر انسان داراى کسالت باشد زیادتر مىفرستد، اگر یکی قندش بالا برود به یک نحو میفرستد و... .
کارى را که کبد مىکند همین کار را این منطقه برنستیم در رابطه با سلسله عصبى، و در رابطۀ با اطّلاعاتى که از تمام بدن مىخواهند به مغز برسند میکند. محلّ و منطقۀ آن زیر نخودِ مغز است، زیر غدّه هیپوفیز که در آنجا واقع شده است. هنوز که هنوز است این را نتوانستهاند بفهمند، یعنى اگر بخواهند این را بفهمند لازمهاش این است که تمام سیستم بدن مختل بشود؛ چون تمام سلسله اعصاب مغز به این منطقه وارد مىشوند و اینجا محلّ تجزیه است، لذا نتوانستهاند به اینجا برسند و اگر کسى مبتلا به ناراحتى در این قسمت بشود اصلاً علاج ندارد.
البتّه این مسئله در قواى ادراکیّه، وهمیّه و حسّیّه است، امّا بنابر اینکه ما نفس را متّحد با قوا بدانیم که همان کلام مرحوم حاجى است که مىفرمایند: وَ النَّفسُ فِى وَحدَتِها کُلُّ القوا،1 تمام این صُوَر خود همان ذهن هستند منتها این قواى ادراکیّه وسیله هستند نه ظرف براى آن صُوَر؛ قوّه ادراکیّۀ عقلیّه وسیله براى ادراک قوّه عاقله است، ادراک وهم و حس هم وسیله هستند. پس همانطور که چشم و گوش وسیله هستند همینطور در آن قواى ذهن که ارتباط بین این صُوَر و بین مادّه که همان مغز است وجود دارد، اینها وسیله هستند براى ادراک این صُوَر، نه اینکه ظرف برای آن صُوَر هستند، چون ظرف در حقیقت خود نفس است.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 180.
