اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چالش‌های فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر

بررسی اشکالات اجتماع جوهر و عرض در ذهن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق اشکالات وارد بر نظریه «وجود ذهنی» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسی آغاز می‌شود: نخست، مسئله اجتماع جوهر و عرض در ظرف واحد که با ذات جوهر (عدم قیام به موضوع) در تضاد است و دوم، تبدیل ماهیات مختلف به مقوله «کیف» در ذهن که منجر به انقلاب در ماهیت می‌شود. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه‌های مختلف پیرامون جوهر و عرض، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا جوهر، جنس‌الاجناس است یا صرفاً یک مفهوم انتزاعی و عرضی. ایشان با تبیین جایگاه قوای ادراکی (عقل، وهم و حس) به عنوان ابزارهای ظهور صور ذهنی، به تحلیل دقیق دیدگاه‌های مشائین و متأخرین در این زمینه می‌پردازند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق حقایق در ذهن و پاسخ به شبهاتِ مطرح شده در متون فلسفی تنظیم شده است.

چالش‌های فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر

8
  • مثلاً ما افرادى که در روز عید قربان متولّد بشوند را به یک اسم خاصّى صدا می‌کنیم، اسمش را مى‌گویند: حاجى؛ اگر زید در روز عید قربان متولّد بشود به او حاج زید مى‌گویند، یا به کسی که اسمش حسن است حاج حسن می‌گویند. و این مسئله که در عید قربان به او حاجى مى‌گویند، معروف است. حالا اگر یک حیوانی هم روز عید قربان به‌دنیا آمد به او هم مى‌گویند: حاج فلان، یعنی صرفِ انتساب در اینجا مورد نظر است، اگر یک گوسفندى هم در عید قربان متولد بشود اسم او را حاج غَنَم مى‌گذاریم. من دیدم که اسم حیوانی را که در روز عید قربان متولّد شده است، حاج غَنَم گذاشته‌اند. این مسئله در اینجا فقط یک نحوۀ انتساب است و الاّ هیچ‌گونه ما به الاشتراکی بین غَنَم و زید نیست، بلکه نفس تولّد در روز عید قربان موجب شده است که ما عنوان حاجى به اینها بدهیم. پس در اینجا فقط جهت انتساب هست و الاّ اینکه اینها همه در روز عید قربان به‌دنیا آمده‌اند موجب نمی‌شود که ماهیّاتشان هم در همدیگر رفته است؛ بلکه انسان در نوع انسانیّت خودش است و غَنَم هم در نوع غنمیّت خودش است و فقط یک عنوان انتساب در اینجا هست که ما به‌خاطر آن به اینها حاجى مى‌گوییم!

  • جهت اشتراک اقسام انواع فقط در این است که اسم همه را جوهر گذاشته‌ایم و الاّ هیچ ارتباطى به هم ندارند؛ آن یکی از انواع مجرّده است، این یکی از انواع برزخى و این یکی هم از انواع مادّى است که هیچ ارتباطى با هم ندارند. چون ما مى‌بینیم که وجود آنها با وجود عَرَض تفاوت مى‌کند پس باید یک لفظى را برای آنها پیدا بکنیم و آنها را به این نام بنامیم تا آنها را از مقولات دیگر جدا بکنیم؛ اسم آن لفظ را جوهر گذاشته‌ایم! حالا اگر دل شما مى‌خواهد به‌جاى جوهر به این، سنگ‌پا بگویید یعنی براى این معنا، اسم سنگ‌پا را بگذارید، ما حرفى نداریم و اشکالى هم ندارد، در اسم که مناقشه نداریم! ولى باید اسمی بگذارید که این معنا را برساند، لذا این بعض آمده‌اند و لفظ جوهر را برای این گذاشته‌اند، یعنی این جوهر را بر آن اطلاق کرده‌اند چون این جوهر جنبۀ ماهیّت خارجى ندارد، بلکه فقط به‌عنوان یک مفهوم عَرَضیّت، این لفظ را بر اینها اطلاق کرده‌اند.