اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس

نقش اختیار انسان در پذیرش حق و پرهیز از قساوت قلب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازد. بحث با بررسی چگونگی تحقق وجود در ذهن و خارج به صورت جوهر و عرض آغاز شده و به این نکته کلیدی می‌رسد که نفس انسان با خلق صور ذهنی، خود نیز تحت تأثیر این صور قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با تحلیل آثار تکوینی کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام بر روح، به آسیب‌شناسی قساوت قلب می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهند که چگونه برخورد دوگانه با حقایق دینی و توجیه نفسانی، موجب ایجاد حجاب و قساوت می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت آزادی فکر و انتخاب آگاهانه میان نور و ظلمت، راهکار عملی برای حفظ لطافت نفس و دوری از انحرافات فکری و اخلاقی را تبیین می‌کند.

ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس

1
  • درس سیصد و سی و چهارم

  • جواب از اشکال اوّل بر وجود ذهنی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • وَ الجَوابُ عَنهُ على ما یُستَفادُ مِن کُتُبِ الشَیخِ: أنَّ مَعنَى الجوهَرِ الَّذی صَیَّروهُ جِنسًا و جَعَلوهُ عُنوانًا لِلحَقایِقِ الجوهَریَّةِ لَیسَ هوَ الموجودُ مِن حَیثُ هوَ موجودٌ مَسلوبًا عَنهُ الموضوعُ؛ لِأنَّ هذا المَعنى لا یُمکِنُ أن یَکونَ جِنسًا لِشَی‌ءٍ.1

  • «[جواب از این اشکال بنابر آنچه که از کتب ابن سینا استفاده می‌شود این است:

  • معنای جوهری که آن را جنس گردانیده‌اند و آن را عنوان برای حقایق جوهریّه قرار داده‌اند موجود از این جهت که موجود است و موضوع از آن سلب شده است، نیست؛ زیرا این معنا (معنای جوهری) امکان ندارد که جنس برای چیزی باشد.]»

  • عدم امکان تحقّق وجودِ ممکن بدون ماهیّت

  • در مسئلۀ وجود همان‌طورى که اشاره شد، ما وجود را به‌عنوان یک حقیقت جداى از ماهیّت نمى‌دانیم، و خود وجود بنفسه و بدون هیچ‌گونه ماهیّتی، تحقّق خارجى ندارد؛ چطور ممکن است وجود بدون ماهیّت تحقق داشته باشد؟! اگر وجود بدون ماهیّت تحقّق داشته باشد دیگر تعیّن ندارد، بنابراین آن وجود مى‌شود وجود بالصّرافه، صرف‌الوجود و بسیط‌الحقیقة که همان کُلُّ الأشیاء است. آن وجود، وجودى است که لون، عَرَض و جوهر ندارد و از تحت مقولات خارج است؛ و به همین دلیل اطلاقِ صرف‌الوجود و بسیط‌الحقیقه بر آن جایز است و مانند وجودات ما یعنی وجودات امکانیّه محدود نیست.2

  • امّا اگر این وجود بخواهد در ظرفِ تعیّن، محدود بشود قطعاً باید در ضمن ماهیّتى باشد؛ حالا آن ماهیّت یا باید ماهیّت جوهر باشد و یا ماهیّت عَرَض! شما یک وجودى را در خارج به من نشان بدهید که نه جوهر باشد و نه عَرَض؛ این چه وجودى است؟! این دیگر اصلاً وجود نیست. حتّی مسئله در حرکت هم بنابر قول بعضی که مقولات را یازده‌تا مى‌شمارند و مقوله یازدهم را حرکت مى‌دانند جای تأمّل است، امّا مرحوم علاّمه طباطبایى رضوان الله علیه حرکت را از سنخ وجود مى‌دانند نه از مقولات. پس مسئله در آنجایی که مقولات را یازده‌تا می‌دانند هم جای تأمّل است، به‌جهت‌اینکه حرکت عبارت از تغییر، تبدّل و از قوّه به فعل رسیدن است؛ چه از قوّه به فعل رسیدن در مادّه که عبارت از حرکت در اَین و مکان است، چه از قوّه به فعل رسیدن در حرکت جوهرى یا از قوّه به فعل رسیدن در حرکت در مجرّدات، چون در تمام آنها مسئلۀ قوّه و فعل موجود است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج ‌1، ص 278.
    2. تلمیذ: با مطالبی که تا الآن فرمودید، آیا شما وجود ذهنى را از جواهر می‌دانید یعنی می‌گویید وجود ذهنی خودِ نفس است؟
      استاد: مسئلۀ وجود ذهنى از باب نفسِ مسئلۀ وجود است، پس نه اینکه فقط صرفِ جوهر است و نه اینکه فقط صرفِ عَرَض است، ان‌شاءالله بعد در دنبالۀ مطالب خود مرحوم آخوند نظرشان را در آنجا ذکر مى‌کنند که ایشان قائل به کیف هستند.