اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه

تحلیل دیدگاه بوعلی سینا درباره جایگاه فصل و جنس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر تعریف مشهور جوهر می‌پردازد. بحث با تبیین اشکال نخست بر وجود ذهنی آغاز می‌شود که بر اساس آن، تعریف جوهر به موجودی که در موضوع نیست، منجر به انقلاب ماهیت یا اندراج مقولات در کیف می‌گردد. در ادامه، دیدگاه بوعلی سینا در پاسخ به این اشکالات مطرح می‌شود که بر اساس آن، تعریف مذکور برای جوهر به دلیل خلط میان تقوّم ذاتی و تحقق خارجی، مخدوش دانسته شده است. استاد با تحلیل دقیق رابطه جنس و فصل، توضیح می‌دهد که فصل، محقق خارجی جنس است نه مقوّم ذاتی آن؛ و در نهایت با نقد برخی برداشت‌های مسامحه‌آمیز از کلام بوعلی، بر این نکته تأکید می‌ورزد که حقایق امکانی، عین فقر و تعلق به فاعل هستند و نباید وجود بالفعل را در تعریف ماهوی آن‌ها دخالت داد.

نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه

2
  • اشکال اوّل بوعلی بر تعریف جوهر به الموجودُ الَّذى إذا وُجِدَ، وُجِدَ لا فِى موضوعٍ

  • جوابى که مرحوم بوعلى از این اشکال داده‌اند که مى‌شود گفت این جواب مورد تایید مرحوم آخوند هم هست، این است که اصلاً به‌طورکلّى چه کسى گفته است که تعریف جوهر، الموجودُ الَّذى إذا وُجِدَ، وُجِدَ لا فِى موضوعٍ است؟! زیرا اگر ما تعریف جوهر را الموجودُ الَّذى إذا وُجِدَ، وُجِدَ لا فِى موضوعٍ بگیریم، این جوهر دیگر نمى‌تواند جنس براى انواع مادون خودش قرار بگیرد؛ زیرا جنس عبارت از یک حقیقت و ماهیّت قائم به ذات است که فصلِ مُمَیِّز، محقِّق وجود خارجى او است. یعنى اگر شما حیوان را درنظر بگیرید، حیوان یک ماهیّتى است که قائم به ذات خودش است، یک ماهیّتى است که شما مى‌توانید آن را تصوّر بکنید یعنی مى‌توانید آن ماهیّت را بدون ضمّ ضمیمۀ نوعى و فصلى درنظر بیاورید.

  • حیوان عبارت از موجودى است که داراى حرکت، نموّ، شعور و احساس است البتّه شعور خاص منظور است و إلاّ امروزه ثابت شده است و قبلاً هم این مسئله بوده است که خود نبات هم شعور و احساس دارد. همان‌طور که مرحوم آخوند هم مى‌فرمایند: اینکه نبات ریشه‌هاى خود را به آب نزدیک مى‌کند، حکایت از شعور او است. یا این مسئله که نبات از دیوار فاصله مى‌گیرد تا بتواند شاخه‌هاى خود را در فضا گسترش بدهد، حکایت از شعور او مى‌کند. یا اینکه در امروز هم با همین اَجهَزِۀ جدیده آمده‌اند سیستم عصبى را در نبات اثبات کرده‌اند که نبات احساس دارد و متألّم مى‌شود. و حتّى بالاتر از این مسئله، نسبت به وقایع خارجى عکس‌العمل نشان مى‌دهد که این دیگر خیلى عجیب است؛ اگر مصیبتى در آن منزل اتّفاق بیفتد نبات نسبت به آن، عکس‌العمل نشان مى‌دهد. امروزه ثابت شده است که بعضى از گیاهان هستند که نسبت به مصیبت یا خوشى و شادى عکس‌العمل نشان مى‌دهند؛ من‌باب‌مثال اگر ولادتى در آن منزل انجام بگیرد نسبت به آن ولادت عکس‌العمل نشان مى‌دهند. و این حکایت از یک نوع ارتباط برزخى و ملکوتى بین نبات و بین روح آن حادثه‌اى است که انجام مى‌شود. و ما نظایر آن را در روایات از معجزات پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه علیهم‌السّلام هم مى‌بینیم و احساس مى‌کنیم،1 منتها در آن موقع به شکل دیگر و امروزه به کیفیّت دیگر!

    1. بحار الأنوار، ج 17، ص 380. مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج 1، ص 90:
      «جابِرٌ الأنصارى و ابنُ‌ عبّاسٍ و أُبَى بنُ کَعبٍ و زین‌العابدین علیه‌السّلام: ”أنَّ النَّبى صلّى الله علیه و آله و سلّم کانَ یخطُبُ بِالمَدینَةِ إلَى بَعضِ الأجذاعِ. فَلَمّا کَثُرَ النّاسُ و اتَّخَذوا لَهُ مِنبَرًا و تَحَوَّلَ إلَیهِ، حَنّ کَما تَحِنُّ النّاقَةُ. فَلَمّا جَنّ [جاء] إلَیهِ و التَزَمَهُ، کانَ یئِنُّ أنینَ الصَّبى الّذى یَسکُتُ.“
      و فى رِوایةٍ: ”فاحتَضَنَهُ رَسولُ اللهِ صلّى الله علیه و آله و سلّم فَقالَ: لَو لَم أحتَضِنهُ لَحَنَّ إلَى یومِ القیامَةِ.“
      و فى رِوایةٍ: ”فَدَعاهُ النَّبى صلّى الله علیه و آله و سلّم فَأقبَلَ یخُدُّ الأرضَ، و التَزَمَهُ و قالَ:" عُد إلَى مَکانِکَ!" فَمَرَّ کَأحَدِ الخَیل“.
      ترجمه: «از جابر انصارى و ابن‌عبّاس و ابىّ بن کعب و حضرت امام زین‌العابدین علیه‌السّلام روایت است که: ”پیغمبر اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم هنگام خطابه و موعظه مردم در مسجد مدینه، به ستونى از تنه درخت خرما تکیه مى‌فرمود. پس چون جمعیّت مردم زیاد شد و براى رسول خدا منبرى ساختند و حضرت (براى اوّلین بار) بر منبر رفت، آن ستون مانند ناله شتر مادّه در هنگام مفارقت از بچّه خود، به آه و ناله درآمد. پس چون حضرت از منبر به زیر آمد و آن را در آغوش خود گرفت، مانند طفلى که (با نوازش مادرش) از گریه ساکت شود ناله مى‌کرد.“
      و در روایتى آمده است که: ”حضرت آن را به سینه چسبانید و فرمود: اگر من چنین نمى‌کردم تا قیامت آه و ناله مى‌کشید.“
      و در روایت دیگرى آمده است که: ”پیغمبر اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم آن ستون را فراخواند؛ پس زمین را شکافت و به سرعت روى آورد، و حضرت آن را در آغوش کشید و فرمود: به مکان قبلى خود بازگرد! پس مانند یک اسب از نزد آن حضرت بازگشت“.» (محقّق)