اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه

تحلیل دیدگاه بوعلی سینا درباره جایگاه فصل و جنس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر تعریف مشهور جوهر می‌پردازد. بحث با تبیین اشکال نخست بر وجود ذهنی آغاز می‌شود که بر اساس آن، تعریف جوهر به موجودی که در موضوع نیست، منجر به انقلاب ماهیت یا اندراج مقولات در کیف می‌گردد. در ادامه، دیدگاه بوعلی سینا در پاسخ به این اشکالات مطرح می‌شود که بر اساس آن، تعریف مذکور برای جوهر به دلیل خلط میان تقوّم ذاتی و تحقق خارجی، مخدوش دانسته شده است. استاد با تحلیل دقیق رابطه جنس و فصل، توضیح می‌دهد که فصل، محقق خارجی جنس است نه مقوّم ذاتی آن؛ و در نهایت با نقد برخی برداشت‌های مسامحه‌آمیز از کلام بوعلی، بر این نکته تأکید می‌ورزد که حقایق امکانی، عین فقر و تعلق به فاعل هستند و نباید وجود بالفعل را در تعریف ماهوی آن‌ها دخالت داد.

نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه

4
  • اشکال دوّم و سوّم بوعلی بر تعریف جوهر

  • اشکال دیگرى که بنابر این بیان وارد مى‌شود این است که اگر یک فرد از افراد جنس یا نوع، انعدام پیدا بکند شما باید بگویید که خود جنس هم انقلاب ماهیّتى پیدا مى‌کند؛ به‌جهت اینکه جنس عبارت از الموجودُ الَّذى إذا وُجِدَ، وُجِدَ لا فِى موضوعٍ بود. بنابراین اگر یکى از افراد این جنس، معدوم خارجى باشد دیگر این جنس هم معدوم خواهد شد؛ زیرا این وجودى که در تعریف جنس آورده شده است عبارةٌ اخرىٰ وجود خارجى فرد است و وقتى که فرد، انعدام پیدا کرد جنس هم منعدم خواهد شد. این هم اشکال دوم بر این تعریف جوهر که در اینجا آورده شده است.

  • اشکال سوّم تعدّدِ واجب بالذّات است؛ زیرا گفتیم که واجب بالذّات آن موجودى است که وجود براى او ذاتى است و نیاز به افاضه از ثانی و ثالثى نسبت به آن ذات ندارد بلکه خود وجود ذاتی براى آن است. از طرف دیگر می‌بینیم ماهیّات احتیاج به جعل ندارند و وقتى ماهیّت نیاز به جعل نداشته باشد و شما در تعریف ماهیّت، وجود را دخالت بدهید، پس وجودِ بالفعل نیاز به جعل ندارد و وقتی نیاز به جعل نداشت پس این وجود ذاتى او خواهد بود؛ چون آن وجودى نیاز به جعل دارد که وجودِ عارض بر ماهیّت باشد، درحالی‌که خود ماهیّت در تقرّر و تقوّم ذات خودش احتیاج به جاعل ندارد بلکه براى تحقّق خارجى احتیاج به جاعل دارد.

  • بنابراین اگر شما وجود را در تحقّق ماهوى آن ماهیّت لحاظ بکنید، این وجود دیگر نیاز به جاعل ندارد و وقتى که نیاز به جاعل نداشت، تحقّق ذاتى براى خودش دارد و دراین‌صورت تعدّد واجب بالذّات الى مالانهایه در همۀ ماهیّات لازم مى‌آید. این هم اشکال دیگرى که بر این تعریف جوهر در اینجا آورده شده است.

  • بیان مسامحه در کلام بوعلی، در وجودِ بالفعل دانستن جوهر