
نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه
تحلیل دیدگاه بوعلی سینا درباره جایگاه فصل و جنس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر تعریف مشهور جوهر میپردازد. بحث با تبیین اشکال نخست بر وجود ذهنی آغاز میشود که بر اساس آن، تعریف جوهر به موجودی که در موضوع نیست، منجر به انقلاب ماهیت یا اندراج مقولات در کیف میگردد. در ادامه، دیدگاه بوعلی سینا در پاسخ به این اشکالات مطرح میشود که بر اساس آن، تعریف مذکور برای جوهر به دلیل خلط میان تقوّم ذاتی و تحقق خارجی، مخدوش دانسته شده است. استاد با تحلیل دقیق رابطه جنس و فصل، توضیح میدهد که فصل، محقق خارجی جنس است نه مقوّم ذاتی آن؛ و در نهایت با نقد برخی برداشتهای مسامحهآمیز از کلام بوعلی، بر این نکته تأکید میورزد که حقایق امکانی، عین فقر و تعلق به فاعل هستند و نباید وجود بالفعل را در تعریف ماهوی آنها دخالت داد.
نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه
1درس سیصد و سی و پنجم
جواب بوعلی از اشکال اوّل بر وجود ذهنی و اشکال بر جواب ایشان
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ الجَوابُ عَنهُ على ما یُستَفادُ مِن کُتُبِ الشَیخِ: أنَّ مَعنَى الجوهَرِ الَّذی صَیَّروهُ جِنسًا و جَعَلوهُ عنوانًا لِلحَقایِقِ الجوهَریَّةِ، لَیسَ هوَ الموجودُ مِن حَیثُ هوَ موجودٌ مَسلوبًا عَنهُ الموضوعُ؛ لِأنَّ هذا المَعنى لا یُمکِنُ أن یَکونَ جِنسًا لِشَیءٍ و إلاّ لَکانَ فَصلُهُ الَّذی فُرِضَ مُقَسِّمًا لَهُ مُقَوِّمًا لَهُ.
بیان اشکال اوّل بر وجود ذهنی توسّط آخوند و ذکر جواب بوعلی
مرحوم آخوند اشکال اوّلى که به وجود ذهنی شده است را به دو صورت مطرح کردهاند؛ اشکال اوّل، این بود که جوهر با ماهیّت جوهرى خودش منقلب به عَرَض بشود، درحالىکه جوهر را اینطور تعریف کردهاند: الشَّىءُ الَّذى إذا وُجِدَ، وُجِدَ لا فى موضوعٍ یا الموجودُ الَّذى إذا وُجِدَ، وُجِدَ لا فِى موضوعٍ. اعراض بهواسطۀ این تعریف خارج مىشوند، چون اعراض باید مسبوق به موضوع باشند یعنی موضوع باید قبلاً متحقّق باشد تا عَرَض بتواند بر آن موضوع عارض بشود. بنابراین چنانچه وجود ذهنى عبارت از کیف نفسانى باشد، جوهر به مجّردِ تصوّر و تحقّقِ در ذهن، منقلب به عَرَض مىشود، چون تا ذهن نباشد و ظرف براى تحقّق ماهیّتِ عَرَض در ذهن نباشد، تحقّق عَرَض، محال خواهد بود و تحقّق جوهر مستلزم انقلاب به عَرَضیّت است.
اشکال دوّمی که بر این مسئله مترتّب مىشود، اندراج تمام مقولات در تحت مقولۀ کیف است با اختلاف ذاتى طبایع آنها با مقولۀ کیف. و این اشکال از اشکال اوّل قویتر است. براى رهایى از این اشکال مىفرمایند که ما باید قائل باشیم بر اینکه وجود ذهنى تحقّق عینى ندارد بلکه صِرف نسبتى بین ذهن و خارج است، نه بهعنوان یک وجود ذهنى که اسمش را وجود بگذاریم؛ چون هر چیزى که اسم وجود و موجود بر او بار بشود باید در تحت قوانین وجود و موجود قرار بگیرد. پس وجود و موجودیّت خارجى یا باید به صورت جوهر باشد یا به صورت عَرَض، لذا ما با نفى وجود ذهنى از این مخمصه رهایى پیدا مىکنیم.
