اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل دقیق تعریف جوهر و عرض در فلسفه

بررسی نسبت وجود ذهنی با ماهیت جوهری و عرضی

14٬117
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تعریف جوهر و عرض و رفع اشکالات وارد بر آن می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه بوعلی سینا آغاز می‌شود که جوهر را ماهیتی می‌داند که اگر در خارج موجود شود، لا فی موضوع است. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر جوهر در ذهن حلول کند، آیا ماهیت آن تغییر یافته و به عرض تبدیل می‌شود؟ استاد با تفکیک میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، این چالش را حل می‌کنند. ایشان توضیح می‌دهند که جوهر به لحاظ ماهیت، جوهر باقی می‌ماند، اما به اعتبار وجود ذهنی، مصداق عرض قرار می‌گیرد. این تبیین نشان می‌دهد که قوانین جوهر و عرض در خارج و ذهن، بر اساس نوع حمل و جایگاه وجودی آن‌ها تفاوت می‌یابد و این تمایز، کلید فهم دقیق مباحث وجود ذهنی در حکمت متعالیه است.

تحلیل دقیق تعریف جوهر و عرض در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تعریف جوهر و عرض و رفع اشکالات وارد بر آن می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه بوعلی سینا آغاز می‌شود که جوهر را ماهیتی می‌داند که اگر در خارج موجود شود، لا فی موضوع است. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که اگر جوهر در ذهن حلول کند، آیا ماهیت آن تغییر یافته و به عرض تبدیل می‌شود؟ استاد با تفکیک میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی، این چالش را حل می‌کنند. ایشان توضیح می‌دهند که جوهر به لحاظ ماهیت، جوهر باقی می‌ماند، اما به اعتبار وجود ذهنی، مصداق عرض قرار می‌گیرد. این تبیین نشان می‌دهد که قوانین جوهر و عرض در خارج و ذهن، بر اساس نوع حمل و جایگاه وجودی آن‌ها تفاوت می‌یابد و این تمایز، کلید فهم دقیق مباحث وجود ذهنی در حکمت متعالیه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل دقیق تعریف جوهر و عرض در فلسفه

14
  • پس عدم در اینجا به حمل شایع صناعى حصّه‌اى از وجود دارد درحالى‌که به حمل اوّلى ذاتى خودش نفى وجود مى‌کند و مى‌گوید که وجودى در کار نیست چون عدم یعنى نیستى! پس اشکال ندارد که یک حقیقت از نقطۀنظر مفهومى یک حدّ و تعریفی داشته باشد امّا از نقطۀنظر مصداق، آن کیفیّت فرق بکند.

  • مسئلۀ جوهر هم همین‌طور است؛ جوهر وقتى که در خارج است، وُجِد لا فِى موضوعٍ است یعنی ماهیّتش این است که محلّ برای عَرَض است، نه اینکه عارض بر یک محلّى بشود. امّا همین جوهر وقتی که در ذهن مى‌آید مصداق براى کیف قرار مى‌گیرد به حمل شایع صناعى! و این اشکالی ندارد. مرحوم آخوند مسئله را به این کیفیّت تمام کردند.

  • استفادۀ آخوند از اختلاف حمل اوّلی و شایع در تمام مباحث وجود ذهنی

  • فَقَد عَلِمَ بِما ذَکَروا أنَّ مَفهومَ العَرَضِ أعَمٌّ مِن مَقولَةِ الجوهَرِ بِاعتِبارِ الوُجودِ الذِّهنیِّ، فالجوهَرُ الذِّهنیُّ جوهَرٌ بِحَسَبِ ماهیَّتِهِ و عَرَضٌ بِاعتِبارِ وُجودِهِ فی الذِّهنِ؛1

  • «پس از آنچه بیان کرده‌اند معلوم شد که مفهوم عَرَض، اعمّ از مقولۀ جوهر به اعتبار وجود ذهنى است؛ (چون همین جوهر در ذهن ما عارض مى‌شود و حالّ بر آن مى‌شود.) پس جوهر ذهنى بحسب ماهیّتش جوهر است، (شما وقتى که زید را تصوّر مى‌کنید دراین‌صورت زیدٌ زیدٌ و لَیسَ بِجِدارٍ کما أنَّهُ لَیسَ بِشَجَرٍ. و وقتی شجر را تصوّر مى‌کنید دراین‌صورت شجر، شجر است کما أنَّهُ لَیسَ بِزیدٍ و لَیسَ بِجِدارٍ. پس مفهوم جوهر بحسب ماهیّتش جوهر است) ولى عَرَض است به اعتبار وجودش در ذهن، (یعنی درحالتى‌که حلول در ذهن کرده است، مصداق براى عَرَض است.)»

  • مرحوم آخوند در تمام مباحث وجود ذهنى روی این فَقَد عَلِمَ بِما ذَکَروا یعنی روی این دو خط، مانور مى‌دهند. حالا در بحث‌هاى آینده بیان می‌کنیم که ایشان در مسئلۀ وجود ذهنى می‌خواهند تمام مسئله را بین حمل هُوَ هو و بین حمل شایع صناعى انجام بدهند که ما نسبت به این، اشکال داریم.

    1. . همان.
/ 260