اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

تحلیل نسبت میان کلیات جواهر و صور عقلیه

14٬240
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم جوهر و عرض در ظرف وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی اشکال اندراج صور علمیه در مقوله کیف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های پیشین درباره کلیات جواهر ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان کلی طبیعی و کلی عقلی، توضیح می‌دهند که چگونه کلیات جواهر با وجود تفاوت در نحوه بروز آثار در ذهن و خارج، حقیقت جوهری خود را حفظ می‌کنند. در این مسیر، ایشان ضمن نقد تمثیل‌های رایج همچون مغناطیس، بر اهمیت توجه به حیثیت حکایت‌گری صور ذهنی از واقعیت‌های خارجی تأکید می‌ورزند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق ماهیت جوهری در ذهن و تبیین جایگاه معلوم بالذات و معلوم بالعرض، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر مباحث فلسفی در حوزه مقولات ارائه می‌دهد.

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم جوهر و عرض در ظرف وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی اشکال اندراج صور علمیه در مقوله کیف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های پیشین درباره کلیات جواهر ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان کلی طبیعی و کلی عقلی، توضیح می‌دهند که چگونه کلیات جواهر با وجود تفاوت در نحوه بروز آثار در ذهن و خارج، حقیقت جوهری خود را حفظ می‌کنند. در این مسیر، ایشان ضمن نقد تمثیل‌های رایج همچون مغناطیس، بر اهمیت توجه به حیثیت حکایت‌گری صور ذهنی از واقعیت‌های خارجی تأکید می‌ورزند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق ماهیت جوهری در ذهن و تبیین جایگاه معلوم بالذات و معلوم بالعرض، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر مباحث فلسفی در حوزه مقولات ارائه می‌دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

8
  • تعریف برای جواهر واعراض به‌لحاظ جنبۀ خارجی معلوم بالعرض

  • بنابراین تعریفى را که اعلام براى جواهر واعراض آورده‌اند به‌لحاظ جنبۀ خارجی معلوم بالعرض است، یعنی چون معلوم بالعرض در خارج تحقّق دارد از این نقطۀنظر در عالَم ذهن آن را به دو قسم که یکی جوهر و دیگری عَرَض است تقسیم مى‌کنند. حالا صحبت در این است که کدام شىء إذا وُجِدَ فِى الخارِجِ وُجِدَ لا فِى موضوع است؟ آیا یک کلّى طبیعى بما هی طبیعى، یک طبیعت بما هی طبیعت در خارج موجود است، یعنى فقط از نقطۀنظر جنبه اشتراکش، که آن جنبۀ اشتراک عبارت از امر انتزاعى است که ذهن آن امر انتزاعى را اعتباراً از مصادیق مختلفه خارجى استخراج مى‌کند، آیا نفس آن انتزاع و اعتبار خارجى در خارج موجود است؟ نه در خارج موجود نیست بلکه مصادیقش در خارج موجود هستند ولى نفس آن طبیعت و ماهیّت حیوانیّت در ذهن است.

  • من‌باب‌مثال الآن در میان ما امور مشترکه‌اى وجود دارد، از این نقطۀنظر که حرکت مى‌کنیم و صحبت مى‌کنیم به همۀ ما حیوان مى‌گویند، این حیوان یک لقبى است که همۀ ما ملقّب و مفتخر به این لقب هستیم. و از این نقطۀنظر که بالأخره رفقا تفکّر مى‌کنند به آنها انسان مى‌گویند. حالا محلّ این جهت حیوانیّت یا انسانیّت در ذهن است، لولا آن انسانیّت خاصّى که در زید است یا آن حیوانیّت مخصوصى که در عمرو است. جای حیوانیّت و انسانیّت کلّى در ذهن است، حالا آیا مى‌شود به آن انسانیّت، جوهر گفت، اینکه در خارج تحقّق ندارد چون زید در خارج تحقّق دارد نه انسانیّت؟ بله، اعتباراً وقتى که زید در خارج تحقّق پیدا کرد، ما مى‌گوییم پس انسانیّت در خارج موجود است. اگر یک غنم در خارج تحقّق پیدا کرد ما مى‌گوییم که غنم به‌عنوان کلّى در خارج موجود است به تحقّق این فردش. لذا اینکه مى‌گویند وجود کلّى طبیعى در خارج به وجود افرادش است از این نقطۀنظر است، نه اینکه خود آن کلّى به‌عنوان اشتراک در خارج موجود است؛ چون چیزى که مبهم است نمى‌تواند در خارج موجود باشد.

/