
ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی
تحلیل نسبت میان کلیات جواهر و صور عقلیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم جوهر و عرض در ظرف وجود ذهنی میپردازند. بحث با بررسی اشکال اندراج صور علمیه در مقوله کیف آغاز شده و با نقد دیدگاههای پیشین درباره کلیات جواهر ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان کلی طبیعی و کلی عقلی، توضیح میدهند که چگونه کلیات جواهر با وجود تفاوت در نحوه بروز آثار در ذهن و خارج، حقیقت جوهری خود را حفظ میکنند. در این مسیر، ایشان ضمن نقد تمثیلهای رایج همچون مغناطیس، بر اهمیت توجه به حیثیت حکایتگری صور ذهنی از واقعیتهای خارجی تأکید میورزند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق ماهیت جوهری در ذهن و تبیین جایگاه معلوم بالذات و معلوم بالعرض، نقشه راهی برای درک دقیقتر مباحث فلسفی در حوزه مقولات ارائه میدهد.
ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی
1درس سیصد و سی و نهم
اعم بودن مفهوم عرض از مقوله جوهر (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اعم بودن مفهوم عَرَض از مقولۀ جوهر
[فَقَد عُلِمَ بِما ذَکَروا أنَّ مَفهومَ العَرَضِ أعَمٌّ مِن مَقولَةِ الجوهَرِ بِاعتِبارِ الوُجودِ الذِّهنیِّ، فالجوهَرُ الذِّهنیُّ جوهَرٌ بِحَسَبِ ماهیَّتِهِ و عَرَضٌ بِاعتِبارِ وُجودِهِ فی الذِّهنِ. فَلا مُنافاةَ بَینَهُما، إنَّما المُنافاةَ بَینَ المَقولاتِ الَّتی هیَ ذاتیّاتٌ لِلحَقایِقِ المُتَخالِفَةِ المُندَرَجَةِ تَحتَها؛1
«پس از آنچه بیان کردهاند معلوم شد که مفهوم عَرَض، اعمّ از مقولۀ جوهر به اعتبار وجود ذهنى است. پس جوهر ذهنى بحسب ماهیّتش جوهر است، و به اعتبار وجودش در ذهن عَرَض است. بنابراین منافاتی بین آن دو نیست، بلکه منافات بین مقولاتی است که آنها ذاتیّات برای حقایق مختلفی میباشند که مندرج در تحت آنها هستند.»
مسامحه بودن شمردن صور علمیّه از باب کیف نزد قوم
وَ أمّا أنَّ القَومَ قَد عَدّوا الصّوَرَ العِلمیَّةَ مِن بابِ الکَیفِ و یَلزَمُ مِنهُ أن یَکونَ صورَةُ الجوهَرِ فی العَقلِ جوهَرًا و کَیفًا فَیَندَرِجُ تَحتَ مَقولَتَینِ، فَقیلَ: إنَّ هذا مِن بابِ المُسامِحَةِ و تَشبیهِ الأمورِ الذِّهنیَّةِ بِالأشیاءِ الخارِجیَّةِ؛ لأنَّهُ إن اُریدَ بِالکَیفِ ماهیَّةٌ حَقُّها فی الوُجودِ الخارِجیِّ أن یَکونَ فی موضوعٍ و غَیرِ مُقتَضیَّةٍ لِلقِسمَةِ و النِّسبَةِ. فَهوَ بِهذا المَعنى یَصلَحُ لِأن یَکونَ جِنسًا مِن عَوالی الأجناسِ کما أنَّ الجوهَرَ بِالمَعنَى المَذکورِ لَهُ جِنسٌ عالٍ، فَهُما بِاعتِبارِ هذَینِ المَعنیَین مُتَبایِنانِ لا یَصدُقانِ على شَیءٍ فی شَیءٍ مِن الظُروفِ؛2
«و امّا اینکه این گروه صور علمیّه را از باب کیف شمردهاند و از این امر لازم میآید که صورت جوهر در عقل، جوهر و کیف باشد پس در تحت دو مقوله مندرج میگردد؛ پس گفته شده است که این از باب مسامحه و تشبیه امور ذهنیّه به اشیاء خارجیّه است، زیرا اگر مراد از کیف ماهیّتی است که حقّش این است که در موضوع خارجی باید در موضوع باشد و اقتضای قسمت و نسبت را نداشته باشد. پس کیف به این معنا صلاحیّت دارد که یکی از اجناس عالیه باشد کما اینکه جوهر به معنایی که ذکر شد یکی از اجناس عالیه است. پس آن دو به اعتبار این دو معنا متباینانی هستند که صدق بر چیزی در چیزی از ظروف نمیکنند.»
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 279.
- . همان.
