
تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات
بررسی نسبت میان حقیقت مجرد فصل و تعینات مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر میپردازند. بحث با طرح اشکال شیخالرئیس در کتاب شفا آغاز میشود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آنها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع میپردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخالرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه میرسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و میتوان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.
تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر میپردازند. بحث با طرح اشکال شیخالرئیس در کتاب شفا آغاز میشود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آنها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع میپردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخالرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه میرسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و میتوان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.
تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات
13این بهخاطر جنبۀ غلبۀ اعصاب بر این اعضاء و سیستم عصبى بدن است؛ که نفس چطور مىآید و این اعصاب را تحریک مىکند و بهواسطۀ تخیّلات دستخوش خودش قرار مىدهد. چون این دیگر تخیّل و توهّم است، یعنی بهواسطۀ تخیّل و توهّم اینکه این الآن مىخواهد امر خلاف انجام بدهد، نمىتواند تحمّل بکند و تحت تأثیر این توهّم و تخیّل یک فعل و انفعالاتى انجام مىشود.)
و بعضی از نفوس گاهى در قوّت و شرف به حدّى مىرسند که تصوّراتشان از نظر وجود و ظهور قوى مىشود تا اینکه وجود آن تصوّرات بهجاى وجود عینى قرار مىگیرد و نفس وجود ذهنى موجبِ وجود عینى خواهد شد؛ پس مریض را شفا میدهند و اشرار را مریض میکنند و یک عنصر را عنصر دیگر می کنند، حتّی غیر آتش را آتش میکنند، یا اجسامی را که از حرکت دادنشان افراد نوع انسان عاجز هستند حرکت می دهند. تمام اینها بهواسطۀ آن حالت عِلوی و تایید ملکوتی و طَرَب معنوی میباشد. (یعنی بهواسطۀ آن حالت عِلوى و اتّصال به عالَم ملکوت، نفسِ تصوّر آن شىء موجب تحقّق خارجى آن خواهد شد.)
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
