اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

بررسی نسبت میان حقیقت مجرد فصل و تعینات مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

1
  • درس سیصد و سی ام

  • ادامه ذکر ادلّۀ مرحوم آخوند برای اثبات وجود ذهنی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • و قَد نَصَّ الشَیخُ فی سایِرِ کُتُبِهِ: أنَّ الإنسانیَّةَ الموجودَةَ کَثیرَةٌ بِالعَدَدِ و لَیسَت ذاتًا واحِدَةً و کذلِکَ الحیوانیَّةُ.

  • کلام رجل همدانی و اعتراض ابن‌سینا بر ایشان

  • بحث راجع به وجود نوع و معقولات ثانیه منطقیّه یا فلسفیّه در وجود ذهنى بود، مرحوم آخوند کلامى را از آن عالِم همدانى ذکر کردند که ابن‌سینا بر او اعتراض وارد کرده بود. کلام او این بود که انسانیّت و حیوانیّت بطبیعتها الکلّیّة یعنی با همان طبیعت خودش در وجود افراد تحقّق پیدا مى‌کند، یعنى وجودِ حقیقت و طبیعت انسانى به وجودِ افراد خارج تکثّر پیدا مى‌کند. وجود آن انسانیّت در عین وحدتى که دارد و با حفظ تذوّت ذات، با مشخّصات و متعیّنات و مصادیق خارجى کثرت پیدا مى‌کند.

  • ابن‌سینا بر او اعتراض مى‌کند و مى‌فرمایند که وجود این طبیعت انسانى و حقیقت نوعی حیوانى و امثال این طبایع این‌طور نیست که با متقابلات مشخّصۀ مصداقى تکثّر پیدا مى‌کنند، بلکه به‌طورکلّى آن ذات انسانى در زید به‌نحوى است و آن ذات انسانى در عمرو به‌نحو دیگری است. البتّه این ذات انسانى در زید با مشخّصات خارجىِ زید قرین و همنشین است، نه اینکه آن مشخّصات و ممیّزات خارجى مصادیق بیایند آن حقیقت انسانى را مشخّص بکنند و از او کثرت بسازند؛ زیرا وجود خود آن طبیعت مولِّدِ مشخّصات است نه اینکه مشخّصات مولِّد آن طبیعت باشند، به‌عبارت‌دیگر در اینجا علّت به جاى معلول نشسته است و این صحیح نیست.

  • استفاده‌اى که از این کلام ابن‌سینا مى‌شود این است که ایشان در این قسمت از بیانشان اشاره دارند به آن مطلبى که در شفا در بحث نفس مى‌فرمایند؛ که گرچه اطّلاع بر جنس براى عموم افراد میسور است ولى اطّلاع بر فصول اشیاء براى عموم افراد الاّ شَذّ و نَدَر میسور و مهیّا نیست؛ زیرا فصل هر شیئی عبارت از صورت نوعیّۀ آن شى‌ء است و صورت نوعیّۀ شى‌ء عبارت از نحوۀ وجود آن شى‌ء است و کسی غیر از علاّم الغیوب نمى‌تواند از آن نحوۀ وجود اطّلاع پیدا بکند.