
بررسی جایگاه فصول جواهر در مقولات
تحلیل نسبت میان جوهر، عرض و فصول ماهوی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مسائل دقیق فلسفی پیرامون جایگاه «فصل» در مقولات عشر میپردازند. بحث با طرح اشکالی از مرحوم بوعلی سینا آغاز میشود که برای پرهیز از تسلسل در تعریف جوهر، قائل به خروج فصول جواهر از تحت مقولات شده است. در ادامه، این دیدگاه و پاسخهای مرحوم آخوند ملاصدرا مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. محور اصلی این گفتوگو، تبیین نحوه وجودی فصل و نسبت آن با جنس در اعیان خارجی و عالم مجردات است. استاد با تفکیک میان عالم ماده که نیازمند ترکیب جنس و فصل است و عالم مجردات که در آن مرتبه وجودی، عین فصلیت است، به رفع شبهه اتحاد جوهر و عرض در یک وجود واحد میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که جوهریت به معنای ماهیتِ مستقل، بر مبدعات و مجردات نیز صادق است، هرچند ساختار وجودی آنها با مرکبات عالم ماده متفاوت است.
بررسی جایگاه فصول جواهر در مقولات
8استاد: فصل از این نقطهنظر که حقیقةُ الشِىء بِصورتِه لا بِمادتِه است. حقیقت هر چیزى به فصلیت اوست بنابراین وقتى که مرتبۀ وجودى آن شىء، فصلیت او را تشکیل مىدهد پس همان نوعش مىشود و همان هم مصداقش مىشود.
تلمیذ: در اینجا دربارۀ این مبدعات و ارواح مجردات با انسان عرض شد که براى انسان مصادیق متعددهاى هست اما براى مبدعات یا مثلاً براى ملائکه یک مصداق بیشتر وجود ندارد یعنى اگر روح، مصادیقى داشت باز همین مىشد و باز نوع و فصل و جنسشان یکى بود؟
استاد: آنها هم مصداق دارند.
تلمیذ: یک مصداق دارند.
استاد: دارید همین عرض بنده را تأیید مىکنید؟! بالأخره تأیید مىکنید یااینکه دارید [اشکال میکنید]؟!
تلمیذ: مىخواهم ببینم مطلب همینطور است؟
استاد: بله! ببینید آنچه که در مورد انسان صحبت مىکنیم راجع به انسان بهعنوان عین خارجى است. این انسانى که الآن بهعنوان عین خارجى است داراى جنس و فصل است ولى آن مطلبى که ایشان گفتند، إنشاءالله جلسۀ بعد آن را عرض مىکنیم، خود انسان هم در آن صورت همان جنبۀ ملائکه را دارد.
أللهم صل علی محمد و آل محمد
