اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ربط حادث و قدیم در حکمت مشاء

تحلیل ابداع صور ذهنی توسط نفس و نقد نظریه حلول

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه ارتباط میان موجودات حادث و قدیم می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکمت مشاء در باب ربط این دو آغاز شده و با نقد نظریه «حلول» در مجردات ادامه می‌یابد. ایشان با تفکیک میان ظرفیت‌های مکان‌ی و رتبی، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسانی به جای پذیرش صور از خارج، خود به ابداع آن‌ها می‌پردازد. در ادامه، با نقد اشکالات مطرح شده توسط فاضل قوشچی، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که صور ذهنی، ظهورات و بروزات نفس هستند و نه موجوداتی مستقل که در نفس حلول کرده باشند. در نهایت، با تأکید بر اهمیت تربیت نفس و تصحیح افکار، این نتیجه حاصل می‌شود که ادراک صحیح هستی، نیازمند استناره قلب به نور ملکوت است تا انسان بتواند حقایق را آن‌گونه که هستند، مشاهده و درک کند.

تبیین ربط حادث و قدیم در حکمت مشاء

1
  • درس سیصد و چهل و چهارم

  • ربط بین حادث و قدیم بنا بر حکمت مشاء و ارتباط آن با وجود ذهنی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • عَلىٰ أنَّ الحُدوثَ و التَّجدُدَ یُنافی کونَ الشی‌ء عَقلاً بِالفعلِ کَما تُقرِّرَ عِندهم و أیضا یَلزَمُ عَلىٰ هذا کونُ المَعلومِ کُلیاً و جزئیاً .1

  • راجع به مسئلۀ ربط بین حادث و قدیم إن‌شاءالله بعداً به‌طور مبسوط باید صحبتش بشود اما بنا بر حکمت مشاء این مسئله بر قضیۀ ربط بین حادث و قدیم که در مبدعات این مطلب مطرح مى‌شود هر امرى که آن امر از شرایط تحققش و تشخص خارجى‌اش وجود ماده است که در این زمینه مجردات خارج مى‌شوند، این امر جنبۀ بالقوه و بالاِستعداد دارد مانند زمانیات؛ در زمانیات که مسئله به ماده و به تجدد ماده برمى‌گردد و شرط براى تحقق خارجىِ یک شىء ماده است، این مسئلۀ وجوب و تحقق صورت نوعیه براى ماده مسبوق به قوه است؛ یا به‌واسطۀ حرکت جوهرى که قطعاً حرکت جوهرى در آن دخالت دارد و به‌واسطۀ علت فاعلى و علل معدّه و سایر شرایط که تمام اینها حیثیت قوه را به فعلیت می‌رسانند مسبوق بالقوه است. بعد به‌واسطۀ تحقق آن صورت فعلیه این قوه تبدیل به بالفعل مى‌شود و از مرتبۀ قوه بیرون مى‌آید. چطور اینکه در زمانیات مشاهده مى‌کنیم اما این مسئله در مورد مجردات این‌طور نیست؛ در مجردات نفسِ افاضه از فاعل فیّاض و از مبدأ مفیض بدون هیچ‌گونه پیش‌شرطى و شرایط لازمه براى تحقق این ماهیت، هیچ‌گونه شرطى که شرط مادى باشد، زمان باشد، مکان باشد و سایر علل معداتِ محققۀ این صورت نوعیه در خارج باشد، نفسِ ارتباط ماهیت با آن مبدأ مفیض مساوى با تحقق و تشخص خارجى اوست و جنبۀ قوه دیگر در آنجا معنا ندارد. جنبۀ قوه فقط در مرتبۀ ماهیت است که ماهیت هم عدم محض است اما جنبۀ قوه در امر متکوّن خارجى که او بخواهد به بالفعل تبدیل بشود فقط در مورد مادیات صادق است و لا غیر.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 283.