
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
بررسی تفاوت علم حضوری و حصولی در ادراک حقایق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون مسئله «وجود ذهنی» و کیفیت ادراک حقایق توسط نفس میپردازند. بحث با واکاوی دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی و صدرالمتألهین آغاز میشود و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا صور ذهنی، وجودی ضعیفتر از صور خارجی دارند یا از مرتبهای بالاتر برخوردارند. استاد با تفکیک میان دو جنبه «علمی» و «معلومی» صورت، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی در حالت اتحاد با نفس، از یک تشخص و قدرت وجودی ویژه برخوردار میشود که میتواند در خارج اثرگذار باشد. در ادامه، تفاوت میان علم حصولی که برآمده از انتزاع و تجرید است با علم حضوری که ناشی از حضور صورت در نفس است، تشریح شده و به این شبهه پاسخ داده میشود که چگونه با وجود تفاوت در ادراکات شخصی، اشتراک در مفاهیم و انتقال مطالب ممکن میگردد.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون مسئله «وجود ذهنی» و کیفیت ادراک حقایق توسط نفس میپردازند. بحث با واکاوی دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی و صدرالمتألهین آغاز میشود و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا صور ذهنی، وجودی ضعیفتر از صور خارجی دارند یا از مرتبهای بالاتر برخوردارند. استاد با تفکیک میان دو جنبه «علمی» و «معلومی» صورت، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی در حالت اتحاد با نفس، از یک تشخص و قدرت وجودی ویژه برخوردار میشود که میتواند در خارج اثرگذار باشد. در ادامه، تفاوت میان علم حصولی که برآمده از انتزاع و تجرید است با علم حضوری که ناشی از حضور صورت در نفس است، تشریح شده و به این شبهه پاسخ داده میشود که چگونه با وجود تفاوت در ادراکات شخصی، اشتراک در مفاهیم و انتقال مطالب ممکن میگردد.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
9تلمیذ: این علت براى این صورت ثانى مىشود که روى کاغذ است.
استاد: حالا من یک چیز دیگر به شما بگویم ...
تلمیذ: علت مىشود دیگر، منشأ مىشود دیگر.
استاد: ما کاری با منشئش نداریم.
تلمیذ: وقتى منشأ مىشود چرا باید اختلاف پیدا بشود؟! در واقع در اولش اختلاف بوده یعنى الآن ما هرکدام از ده پانزده نفرى که اینجا هستیم بنا بر فرمایش شما هرکدام ما یک فهم و یک ادراکى داریم که این ملتصق با نفس خودمان است براى خودمان است و این قابل پیاده کردن نیست بعد در واقع این منشأ مىشود که باز یک صورت ثانویهاى بهوجود بیاید ما این را در روى کاغذ بهوجود بیاوریم یعنى این را در واقع منتقل کنیم این منشئش صورت نفسى اولى مىشود که در واقع ملتصق با نفس هر کسى براى خودش است؛ در اول ما اختلاف داشتیم ولى در صورت دوم ما اختلاف نداریم همۀ ما یکی هستیم درصورتیکه این علت اگر باشد براى این دو چرا باید اختلاف باشد یعنى من الآن در اینجا باید اختلاف داشته باشم.
استاد: آن اختلاف به نفس برمىگردد، نهاینکه اختلاف به صورت برگردد! ببینید الآن هرکدام از ما که در اینجا نشستهایم یک وجودى داریم یا نداریم؟
تلمیذ: بله.
استاد: همه هم باهم اختلاف داریم یا نداریم؟! پس چرا مىگوییم که همه انسان هستیم؟! چرا یک امر مشترکى این وسط درآمد درحالىکه هرکدام با همدیگر اختلاف داریم؟! این بهخاطر این است که ما در امر و تشخص خارجى باهم اختلاف داریم اما از اینکه در تحت یک مقولهاى به نام مقولۀ انسانیت واقع شدیم که عبارت از حیوان ناطق است در آن قضیه اختلاف نداریم! در اینکه یک طبیعت کلیه بر همۀ ما حاکم هست اختلاف نداریم ولى آن طبیعت کلى وقتى که به تشخص خارجى مىآید اختلاف پیدا مىشود؛ این با آن فرق مىکند و آن با آن فرق مىکند! هرکدام براى خودشان یک چیزى مىشوند و قابل انتقال به دیگرى نیستند. هرکدام از ما نفسمان براى ماست و آن نفس به دیگرى سرایت نمىکند و هر چه هم که شما به یکى بچسبید باز نفس شما به او سرایت نمىکند و نفس او هم به شما سرایت نمىکند، از این بالاتر؟! اما از شما سؤال مىکنم: مدرکات، آن را که انسان ادراک مىکند و از صورت خارجى گرفته شده است، آن را که شما از این صورت خارجى مىگیرید مگر تفاوت دارد؟! این الآن آب است دیگر، هم شما به این آب نگاه مىکنید و یک عکسى از این آب، پارچ، لیوان و سینى در نظر شما مىآید و هم من به همین نگاه مىکنم، این که فرق نکرده است. آیا وقتى که شما نگاه مىکنید این طولش پنجاه سانت است و وقتى که من نگاه مىکنم بیست سانت است؟! نه، نمىشود این طول این پارچ و مقدار وزن پارچ و آن دوتا لیوان و سینىای که در کنارش هستند همه یک واحد خارجى میباشند و یک وحدت شخصیۀ خارجى دارند.
