
تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی
نقش نفس در ادراک صور حسی و عقلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره وجود ذهنی آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح میشود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا میکند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینهای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمیشمارند.
تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی
3مبنای اشکالات وارده بر وجود ذهنی
روی این جهت اشکالاتی که بر وجود ذهنی بار میشود تماماً مبتنی بر این است که نفس محل و معروض برای عروض این صور باشد. آنوقت در اینجا اشکال میشود که آن آثار خارجی چرا به ذهن منتقل نمیشود؟! مگر جوهر آثاری ندارد پس چرا به ذهن منتقل نمیشود؟! و همینطور چطور این صورت مجرد هستند درحالیکه نفس در اینجا بهعنوان هیولای برای این صور مجرده است و نفس خودش هم تجرد دارد و هیولا در مواد و در ماده است درحالیکه این صور مجرد هستند؟! اینها تمام اشکالاتی است که هست. اما اگر قرار باشد که ما نفس را علت نسبت به صور حسیه إمّا ظاهریة و إمّا باطنیة که تخیلات باشند بدانیم اما نسبت به آن صور عقلانیه نفس را مظهر بدانیم که بهواسطۀ ارتباط و تقرب با عالم انوار و عالم عقول، آن صور عقلانیه در نفس منطبع میشود و نفس مظهر میشود [دیگر اشکال وارد نیست].
یک عبارتی از پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هست که میفرمایند:
لیسَ العلمُ فی السّماءِ فیَنزِلَ إلَیکم و لا فی تُخومِ الأرضِ فیَخرُجَ لَکُم، ولکنَّ العلمَ مَجبولٌ فی قُلوبِکم؛ تَأدَّبوا بآدابِ الرّوحانیّینَ یَظهَر لکُم.1
حضرت خیلی عبارت عجیبی در اینجا میفرماید! به قول خواجه که دارد:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد *** آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد2 یا آن شعری که منسوب به امیرالمومنین علیهالسّلام است که حضرت میفرماید:
وَ تَحسبُ أنَّک جِرمٌ صغیرٌ *** و فیک انطَوى العالَمُ الأکبَرُ3 که عبارت از همان عالم اسماء و صفات است که انسان در همۀ مراتب اسماء و صفات مظهریت برای آن عالم را دارد.
پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم میفرماید که علم در آسمان و یااینکه در زمین نیست، شما خودتان را به اخلاق روحانیون و ملکوتیون متخلق بکنید و دربیاورید و بر آنها تشبه پیدا بکنید، شما مثل آنها خواهید بود. این تشبه یعنی اتصال. بنا بر فرمایش مرحوم آخوند همان تقابل با آن عالم عقول موجب مظهریت برای عالم عقل و صور عقلیه خواهد بود.
- . الکلمات المکنونة، فیض کاشانی، ص ٢٨٧؛ التحقیق فى الإمامة و شئونها، ص ١٢٤. آموزههای معرفت، ج 2، ص 331:
«علم در آسمان نیست که بهسمت شما تنازل کند تا متمتّع بشوید و یا در تُخوم أرض نیست تا اینکه پایین بروید و آن را بهدست بیاورید؛ [بلکه علم در دلهای شما سرشته شده است.] شما به اخلاق روحانیّین متخلّق بشوید تا از آنها بشوید.» - . دیوان حافظ(قزوینی)، غزل 143.
- . دیوان امام علی علیهالسّلام، ص ١٧٥، با قدری اختلاف. معاد شناسی، ج 2، ص 172:
«تو چنین مىپندارى که جرم کوچک و تنها بدنى هستى، درحالیکه عالم اکبر پروردگار در تو گنجانیده شده است!»
- . الکلمات المکنونة، فیض کاشانی، ص ٢٨٧؛ التحقیق فى الإمامة و شئونها، ص ١٢٤. آموزههای معرفت، ج 2، ص 331:
