
حقیقت علم و کیفیت تحقق آن در ذهن
تبیین تفاوت میان ماهیت، وجود ذهنی و عین ثابت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی پیرامون حقیقت علم و کیفیت تحقق صور علمی در ذهن میپردازند. بحث با بازخوانی دیدگاههای پیشین در باب ماهیت و عین ثابت آغاز شده و با تفکیک میان مشرب عرفا و حکما در تعریف عین ثابت ادامه مییابد. استاد در ادامه به تبیین نحوه ادراک صور حسی، خیالی و عقلی توسط نفس پرداخته و با نقد نظریه اشباح، بر این نکته تأکید میکنند که نفس انسانی در مواجهه با موجودات خارجی، با تکیه بر تجرد و صقالت خود، صور علمی را به نحو فعل و ایجاد، نه صرفِ انفعال و پذیرش، در ساحت وجودی خویش محقق میسازد. در نهایت، این جلسه با تحلیل چگونگی اتحاد ماهیت کلی با مراتب مختلف وجود در خارج و ذهن، به تبیین دقیق جایگاه عرض نفسانی بودنِ صور ذهنی و تفاوت آن با جوهریتِ موجودات خارجی میانجامد.
حقیقت علم و کیفیت تحقق آن در ذهن
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی پیرامون حقیقت علم و کیفیت تحقق صور علمی در ذهن میپردازند. بحث با بازخوانی دیدگاههای پیشین در باب ماهیت و عین ثابت آغاز شده و با تفکیک میان مشرب عرفا و حکما در تعریف عین ثابت ادامه مییابد. استاد در ادامه به تبیین نحوه ادراک صور حسی، خیالی و عقلی توسط نفس پرداخته و با نقد نظریه اشباح، بر این نکته تأکید میکنند که نفس انسانی در مواجهه با موجودات خارجی، با تکیه بر تجرد و صقالت خود، صور علمی را به نحو فعل و ایجاد، نه صرفِ انفعال و پذیرش، در ساحت وجودی خویش محقق میسازد. در نهایت، این جلسه با تحلیل چگونگی اتحاد ماهیت کلی با مراتب مختلف وجود در خارج و ذهن، به تبیین دقیق جایگاه عرض نفسانی بودنِ صور ذهنی و تفاوت آن با جوهریتِ موجودات خارجی میانجامد.
حقیقت علم و کیفیت تحقق آن در ذهن
11اتفاقاً میگویند که یک تمساح وقتی که میخواهد حمله کند گریهاش میگیرد! میگویند که گریه میکند، این علامت این است که خلاصه میخواهد ترتیب طرف را بدهد! اخم نمیکند. حالا شیر و ببر و پلنگ و اینها حالت تهاجم و به خود میگیرند.
[ولی این سیاستمدارها] هر وقت دیدید دارند میخندند بدانید میخواهند ترتیبتان را بدهند! هیچوقت در روزنامهها دیدهاید تا حالا کسی از این سیاستمدارها اخم بکنند؟! همینطور دارند به ملت میخندند! یعنی کارتان تمام است!
و بالجمله، این اَشکالی که از این چهره بهدست میآید به آن صور خیالیه میگویند؛ عاطفه، محبت، بغض، کینه، حقد و حسد. حسی هم که همین صوری است که از حس و ذائقه و شامه و اینها است.
کما یَحصُل فی المرآةِ أشباحُ همانطوریکه در مرآت اشباح این اشیاء و خیالاتش در این مرآت ظاهر میشود و شکلش و نحوۀ تشکلش و آن نحوۀ شکلگیریاش در مرآت ظهور پیدا میکند.
و الفرقُ بینَ الحصولینِ ... فرق بین حصول خارجی و حصول ذهنی این است که آن که در مرآت هست تقریباً میشود گفت که این مرآت این صور را قبول و تلقی کرده و این صور بر او عارض شده و این قبول کرده است و اما نفس به یک نحوۀ از فعل و اصدار، این شکل و این صورت را بهوجود آورده است. این فرق بین آینۀ نفس و آینۀ خارج است.
و لا تَظُنُنَّ أنَّ ما ذکرناهُ هو بِعَینه مَذهبُ القائلینَ بِالشَّبحِ و المثالِ إذ الفرقُ بینَ الطریقین أنَّهم زَعَموا أنَّ الموجودَ مِن الإنسانِ مثلاً فی الخارجِ ماهیتُه و ذاتُه و فی الذهنِ شَبحُه و مثالُه دونَ ماهیتِه و نَحن نَرى أنَّ الماهیةَ الإنسانیةَ و عینَه الثابتةَ محفوظةٌ فی کِلا الموطنین لا حَظَّ لَها مِن الوجودِ بِحسبِ نَفسِها فی شَیءٍ مِن المَشهدین عَلى ما قَرَّرناه إلاّ أنَّ لَها نحواً مِن الاتحادِ مَع نَحوٍ مِن الوجودِ أو أنحاءَ کالإنسانِ مثلاً فإنَّ مفهومَه یَتحدُ.1
اینطور گمان نکنید که آنچه ما گفتیم، قائلین به شبح و مثال هم در صورت ذهنی این را میگویند. آنها چه میگویند؟! [آنها خیال کردند] آن که ما انسان را در خارج میبینیم ماهیتش است و ذاتش است و همین است که داریم میبینیم و در ذهن شبح او و مثال اوست؛ خود او نیست بلکه عکس اوست نهاینکه مثال اوست ماهیتش در ذهن نیست آنچه که در ذهن هست اصلاً چیز دیگری است. و نَحن نَرى أنَّ الماهیةَ الإنسانیةَ ... و ما میبینیم که آن ماهیت انسانی و آن عین ثابتش یعنی همان حقیقت لا یتغیرش، هم در موطن خارجی همان است و هم در موطن ذهن. لذا ما میگوییم: «این»، «آن» است. لذا ما آن نحوۀ اتحاد را بین صورت ذهنی خودمان و بین خارج برقرار میکنیم والاّ اگر غیر این صورت بود این دوئیت مانع از حمل صورت ذهنی بر خارجی بود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 292.
