اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی

نقش سنخیت میان مدرک و مدرک در درک معانی کلی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس انسانی و رابطه میان تجرد نفس با درک حقایق کلی می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که ادراک امور عقلی، نه از طریق انتزاع ذهنیِ صرف، بلکه در گروِ ایجاد سنخیت و قرب وجودی میان مدرِک و مدرَک است. استاد با استناد به آیۀ «وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس با عبور از تعلقات دنیوی و نشئۀ اولیٰ، به عالم مثال و سپس به عالم عقول و اسماء الهی صعود می‌کند. در این مسیر، معاشرت‌های دنیوی و اشتغال به امور مادی به عنوان عواملی برای انحطاط نفس و کاهش قدرت ادراک معرفی می‌شوند. در نهایت، جلسه با تأکید بر این نکته به پایان می‌رسد که هرچه نفس با ریاضت و مراقبت، لطافت و تجرد بیشتری یابد، عقل در قیاسات و استنتاجات خود به واقعیت نزدیک‌تر شده و حقایق را با شفافیت بیشتری مشاهده می‌کند.

تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی

6
  • بنابراین به‌واسطۀ علوّ آن مقام و آن حقیقتی که حقیقت مدرَک است، نفس نمی‌تواند به او برسد. چه کسی تابه‌حال نسبت به ذات پروردگار معنای صحیحی ارائه داده است؟ آنهایی که رفتند و رسیدند، نتوانستند بیان کنند و اینهایی که نرفتند و نرسیدند هم نمی‌توانند آنچه را که هست بفهمند. بنابراین فاصله‌ای بین این‌طرف و ... . به قول شمس که می‌گوید:

  • من گنگ خواب دیده و عالم تمام کور***من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش1
  • * * *

  • صفاءٌ و لا ماءٌ و لطفٌ و لا هواً***و نورٌ و لا نارٌ و روحٌ و لا جسمٌ2
  • صفاست ولی ماء نیست! چه کسی می‌تواند این مطالب را ادراک کند؟! آن کسانی که خداوند قلب آنها را باز کرده و می‌توانند این مسائل را مشاهده کنند که آن عالم، عالم صفا است، چه نحوه صفایی است؟ کسی که در آن عالم قرار بگیرد قلب و سینۀ او چطور صفا پیدا می‌کند؟ به یک وضعیتی است که اصلاً قابل توصیف نیست؛ یعنی هرچه انسان بخواهد صفا و لطافت آن عوالم ربوبی را بیان کند ـ تازه اینها برحسب مراتب سعۀ وجودی افراد است ـ قابل تصور نیست. چرا؟ به‌خاطر ضعف وجودی ما.

  • بیان کیفیت عبور از نشئۀ اولیٰ و رسیدن به نشئۀ آخرت

  • بنابراین مرحوم آخوند در اینجا می‌فرماید که انسان برای رسیدن به آنجا باید تعلق خودش را از ماده کم کند. ادراک آن صور عقلانیه به‌واسطۀ انتزاع نیست بلکه به‌واسطۀ عبور است یعنی اگر انسان بخواهد به یک حقیقت عقلانی برسد این‌طور نیست که فرض کنید بخواهد مانند جنس و فصل‌گیری که از اشخاص و از اصناف یک نوع می‌کند که آن مابه‌الاِشتراک را می‌گیرد و مابه‌الاِختلاف و مابه‌الاِمتیاز را رد می‌کند و بعد اسم او را جنس می‌گذارد و اسم آن را هم فصل می‌گذارد و به هم ضمیمه می‌کند و یک ماهیت نوعیه می‌شود، به این کیفیت نیست بلکه نفس به‌واسطۀ عبور از ماده به تخیل و عالم مثال می‌رسد و از مثال عبور می‌کند و به آن جنبۀ عقلانی می‌رسد یعنی در ادراک یک حقیقت عقلی و حقایق نورانیه و مجردۀ عقلیه، نفس از ماده عبور می‌کند و این عبور نفس از ماده، فرض کنید که می‌خواهد به مرتبه و اسم خلق و خلاّق پروردگار برسد، وقتی که به ماده نگاه می‌کند یک خلقی را می‌بیند و این خلق را به‌صورت جسم می‌بیند و بعد این خلق در ذهن او یک ارتباطی با مبدأ پیدا می‌کند یعنی تبدّل صور جسمیه به صورت خیالیه. آن تعلق این مخلوقات به آن مبدأ موجب برای صعود نفس به کیفیت ارادۀ پروردگار به مسئلۀ خلق می‌رسد. البته این‌هم آسان و به همین راحتی نیست منتها در اینجا نحوۀ عبور بیان شده است که در اینجا تعبیر به عبور از نشئۀ اولیٰ به نشئۀ آخرت است که در آیۀ شریفه می‌فرماید: ﴿وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ فَلَوۡلَا تَذَكَّرُونَ﴾3 انسان نسبت به این مسئله می‌داند. نشئه اولیٰ همین نشئه‌ای است که ما [در آن هستیم]. ﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ﴾4 که در اینجا هم اولیٰ برای اوست و هم آخرت. ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾؛5 خلق برای اوست و عالم امر هم برای اوست. وقتی که انسان با این امور دنیا تماس دارد و اگر بخواهد این امور دنیا را فکر و تعقل کند به‌واسطۀ تضایفی که بین امور دنیا و امور آخرت هست طبعاً انسان ناچار است که دنیا را کنار بگذارد و به آخرت برسد. فرض کنید آیۀ شریفه در مورد ملک و سلطنت هست: ﴿قُلِ ٱللَهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾؛6 خدایا سلطنت از آن توست به هر کسی بخواهی می‌دهی و به هر کسی نمی‌خواهی نمی‌دهی. همین شخص که الآن رئیس‌جمهور و پادشاه شده است، خب این یک راه عبور از ماده به معنا دارد و اگر بنشیند با خودش فکر کند [می‌گوید]: تو که از شکم مادر پادشاه به دنیا نیامدی! تو که از شکم مادر رئیس‌جمهور نشدی! این رئیس‌جمهوری برای تو در زمانیات است. امروز تو رئیس‌جمهور شدی و تا دیروز رئیس‌جمهور کسی دیگر بود! بنابراین بنشیند و فکر کند و بگوید: همان‌طوری‌که ریاست جمهوری برای آن شخصی که قبل از من بود دائمی نبود همین‌طور این ریاست جمهوری برای من هم دائمی نخواهد بود! رسیدن از این مرتبه به آن مرتبه، عبور از نشئۀ اولیٰ به نشئۀ آخرت است. فرض کنید که امروز ما صاحب یک زمین و منزل می‌شویم، این منزل قبلاً در ملک شخص دیگری بود و امروز به ملک ما درآمده است، همان‌طوری‌که دوام ملک برای آن شخص نبود، همین‌طور این دوام هم برای ما نخواهد بود.

    1. روح مجرد، ص ٥٠٧:آقای حداد دربارۀ یکی از مردان خدا (شمس تبریزی) فرمودند: او در تمام مدت عمرش فقط یک شعر گفته است، و آن اینکه:
      من گُنگِ خواب دیده و عالم تمام کَر***من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
    2. دیوان ابن‌فارض، منتخب قصیدۀ میمیّه (معروف به خمریّه)، ص ١٦٦. اسرار ملکوت، ج 2، ص 160:«او صفاست بدون آب، و لطف است بدون هوا، و نور است بدون آتش، و روح است بدون جسم.»
    3. . سوره واقعه (56) آیه 62. مطلع انوار، ج 13، ص 314:«و تحقیقاً که کیفیت نشئت یافتن اولیه خود را شناختید، پس چرا متذکر نمى‌گردید؟!»
    4. . سوره لیل (92) آیه 13.ترجمه: «و ملک دنیا و آخرت از ماست (به هر که بخواهیم و صلاح دانیم می‌بخشیم).» (محقق)
    5. . سوره اعراف (7) آیه 54. الله شناسی، ج 3، ص 151:«آگاه باش که عالم خلق و عالم امر اختصاص به او دارد.»
    6. . سوره آل عمران (3) آیه 26. نورملکوت، ج 1، ص 198:«بگو (اى پیغمبر): بار پروردگارا! تو هستى که فقط صاحب قدرت و پادشاهى هستى و فرمان و امر و صاحب اختیارى و تسلط بر نفوس و سیطرۀ بر جمیع عالم از آن توست. پادشاهى و قدرت را تو به هر که خواهى مى‌دهى و از هر که بخواهى این پادشاهى و قدرت را مى‌گیرى و هر کسی را که بخواهى عزت مى‌بخشى و هر کسی را که بخواهى ذلیل مى‌نمایى.»