
تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی
نقش سنخیت میان مدرک و مدرک در درک معانی کلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس انسانی و رابطه میان تجرد نفس با درک حقایق کلی میپردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که ادراک امور عقلی، نه از طریق انتزاع ذهنیِ صرف، بلکه در گروِ ایجاد سنخیت و قرب وجودی میان مدرِک و مدرَک است. استاد با استناد به آیۀ «وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ»، توضیح میدهند که چگونه نفس با عبور از تعلقات دنیوی و نشئۀ اولیٰ، به عالم مثال و سپس به عالم عقول و اسماء الهی صعود میکند. در این مسیر، معاشرتهای دنیوی و اشتغال به امور مادی به عنوان عواملی برای انحطاط نفس و کاهش قدرت ادراک معرفی میشوند. در نهایت، جلسه با تأکید بر این نکته به پایان میرسد که هرچه نفس با ریاضت و مراقبت، لطافت و تجرد بیشتری یابد، عقل در قیاسات و استنتاجات خود به واقعیت نزدیکتر شده و حقایق را با شفافیت بیشتری مشاهده میکند.
تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی
9و فی قولِه تعالى: ﴿وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ فَلَوۡلَا تَذَكَّرُونَ﴾ إشارةٌ إلى هذا المعنى فإنّ معرفةَ أمورِ الآخرة على الحقیقةِ فی معرفةِ أمورِ الدّنیا لأنّها مِن جنسِ المضافِ و أحدُ المُتضایِفین یُعرفُ بِالآخر و کأنّا قد کِدنا أن نُخرجَ مِن أسلوبِ المباحِثة فَلنَعُد إلى ما کنّا فیه.1
اینکه میفرماید: ﴿وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ فَلَوۡلَا تَذَكَّرُونَ﴾2 اشاره به این معناست که معرفت امور آخرت در حقیقت خودش معرفت امور دنیاست و وقتی که ما امور دنیا و زوالپذیر بودن دنیا و فناپذیری دنیا را بدانیم، متوجه امور واقعی و امور حقیقی میشویم. وقتی که ظلمت را بدانیم متوجه بیاض و نور خواهیم شد و وقتی که علت را بدانیم متوجه صحت و سلامتی خواهیم شد، بهخاطر تضایفی که بین اینها وجود دارد. إنشاءالله بقیۀ مطالب برای بعد باشد.
تلمیذ: این مباحث علمی و فلسفی که آقایان مینویسند و براساس ذهنیات و تفکرات خودشان است اینها نباید قابل مراجعه باشد چون اینها فقط یک چیز خیالاتی میبافند ولی واقعیت ندارد.
استاد: البته:
هر کسی از ظن خود شد یار من *** از درون من نجست اسرار من!3 هر شخصی بر طبق میزان تقرب خودش و میزان قرب خودش به واقعیت از آن واقعیات خبر میدهد و انسان از کیفیت عبارات میفهمد که این شخص در چه مرتبهای از مراتب قرب و بعد قرار دارد.
تلمیذ: عقل نمیتواند آن حقیقت را ادراک کند و بیان کند؟
استاد: عقل میتواند ابراز کند.
تلمیذ: نفس ...
استاد: عرض کردم که خود افراد متفاوت هستند و عقل در همان مرتبۀ وجودی که دارد به هر مقدار که نفس ریاضت بکشد، عقل هم فعالیتش بیشتر میشود و استنتاجاتش لطیفتر و صادقتر و به واقع نزدیکتر میشود. درست مثل خود مرتبه و حال میماند. محیالدین از بزرگترین عرفا بوده است و مقامات خیلی بالایی داشته است اما وقتی مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ راجع به او صحبت میکردند، خیلی مؤدبانه میخواستند مطالبش را مورد نقد قرار بدهند. نهاینکه مطالب او اشتباه بود، اشتباه نبود بلکه او تصور کرده که تمام الموضوع است ولی ایشان میگفتند که این تمام الموضوع نیست. یااینکه فرض کنید بسیاری از بزرگان مثل مرحوم ملا عبدالرزاق قاسانی و امثالذلک مقاماتی داشتند اما وقتی کیفیت عبارات آنها را درنظر میگیریم میبینیم که مسئله باز جای صحبت دارد! مگر اینکه امام باشد یا شخص کاملی باشد. به همان مقداری که نفس حرکت کند، به همان مقدار عقل در قیاسات خودش صادقتر و دقیقتر میشود یعنی مصیبتر به واقع میشود.
- . همان، ص 290.
- . سوره واقعه (56) آیه 62. مطلع انوار، ج 13، ص 314:
«و تحقیقاً که کیفیت نشئت یافتن اولیه خود را شناختید، پس چرا متذکر نمىگردید؟!» - . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 1.
