
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
تحلیل جایگاه وجودی و مفهومی در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو نوع حمل در منطق و فلسفه، یعنی حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی کیفیت نقش بستن مفاهیم در ذهن و خروج وجود از بساطت آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه هر وجودی پس از خروج از بساطت، تحت مقولهای از مقولات قرار میگیرد. در ادامه، با تفکیک میان اتحاد مفهومی و اتحاد وجودی، روشن میشود که در حمل اولی ذاتی، ملاک، اتحاد در ماهیت و مفهوم است و صدق و کذب آن بدون نیاز به واسطه در اثبات مشخص میشود؛ در حالی که در حمل شایع صناعی، ملاک، اتحاد موضوع و محمول در وجود است. این جلسه با ارائه مثالهای کاربردی از قضایای متعارف و تحلیل جایگاه اعراض در نفس، به مخاطب کمک میکند تا مرز دقیق میان این دو نوع حمل را در استدلالهای فلسفی و علمی بازشناسد.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو نوع حمل در منطق و فلسفه، یعنی حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی کیفیت نقش بستن مفاهیم در ذهن و خروج وجود از بساطت آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه هر وجودی پس از خروج از بساطت، تحت مقولهای از مقولات قرار میگیرد. در ادامه، با تفکیک میان اتحاد مفهومی و اتحاد وجودی، روشن میشود که در حمل اولی ذاتی، ملاک، اتحاد در ماهیت و مفهوم است و صدق و کذب آن بدون نیاز به واسطه در اثبات مشخص میشود؛ در حالی که در حمل شایع صناعی، ملاک، اتحاد موضوع و محمول در وجود است. این جلسه با ارائه مثالهای کاربردی از قضایای متعارف و تحلیل جایگاه اعراض در نفس، به مخاطب کمک میکند تا مرز دقیق میان این دو نوع حمل را در استدلالهای فلسفی و علمی بازشناسد.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
8تلمیذ: وجود در اینجا خارجاً هست یا شکل دیگری دارد؟
استاد: نهخیر! از نظر وجود، به خارج کاری نداریم. آنچه را که در ذهن هست هم وجود است، ما به خارج کاری نداریم. منظور ایشان این است که اتحاد، اتحاد مفهومی نیست، درقبال حمل اوّلی ذاتی که منظور متکلم اتحاد مفهومی است. وقتی که از شما سؤال میکنند که گوسفند و غنم چیست؟ شما در جواب میگویید: حیوانی است که این خاصیت را دارد و چهاردستوپا راه میرود و خصوصیت نفسانی این حیوان اینطوری است. اینطور توضیح میدهید. وقتی که میگویند: انسان چیست؟ در جواب میگویید که حیوان ناطق است؛ حیوانیت دارد و قوۀ ناطقه و درّاکه دارد و قوّۀ تمیز بین حق و باطل دارد که الحمدلله همه بیبهره و البته کمبهره هستند! از این مسئلۀ حیوان ناطق در امروز فقط حیوانش مانده و ناطقیتش رفته است! این حیوان ناطقی که الآن در جواب انسان میآورید، کاری به وجود خارجی انسان ندارید. فرض میکنید که الآن اصلاً در کرۀ زمین هیچ انسانی وجود ندارد و شما هم دارید از روی هوا و آسمان صحبت میکنید. کسی از شما سؤال میکند که آقا من کاری ندارم انسانی هست یا نیست، قضیۀ این انسان چیست؟ مثل اینکه الآن بگویند که بمب نیتروژنی و بمب هیدروژنی به چه میگویند؟ شما میگویید که بمبی است که دارای این خصوصیت است؛ اتم را از این قسمت درمیآورند و در آنجا چیز میکنند و از اتم چیزتر است و از آن مرکز به وسیلۀ دستگاهی خارج میشود و وقتی که او پیدا کرد، خروج او موجب میشود که آن الکترونهایی که دورش هستند با شتاب زیادی محوریتشان را ازدست بدهند و با نیروی گریز از مرکزی که پیدا میکنند از آن بهسمت بیرون پراکنده میشوند، اسم آن انرژی حاصل شده از انتشار این الکترونها را انفجار و بمب اتمی یا بمب هیدروژنی میگذارند، این بمب هیدروژنی است. حالا اصلاً کاری نداریم به اینکه آیا یک همچنین چیزی را ساختهاند یا نساختهاند، هر چیزی را که میخواهند بسازند و هر چیزی که میخواهد ساخته بشود، اول آن مکتشف و مخترع تئوری آن را قبلاً درنظر میگیرد و بعد میرود که بسازد نهاینکه چیزی را که ساخته شده است، بعد بروند تئوری آن را بهدست بیاورند! مسئله عکس است.
