اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

تحلیل جایگاه وجودی و مفهومی در قضایای منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو نوع حمل در منطق و فلسفه، یعنی حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی می‌پردازند. بحث با بررسی کیفیت نقش بستن مفاهیم در ذهن و خروج وجود از بساطت آغاز می‌شود و استاد توضیح می‌دهند که چگونه هر وجودی پس از خروج از بساطت، تحت مقوله‌ای از مقولات قرار می‌گیرد. در ادامه، با تفکیک میان اتحاد مفهومی و اتحاد وجودی، روشن می‌شود که در حمل اولی ذاتی، ملاک، اتحاد در ماهیت و مفهوم است و صدق و کذب آن بدون نیاز به واسطه در اثبات مشخص می‌شود؛ در حالی که در حمل شایع صناعی، ملاک، اتحاد موضوع و محمول در وجود است. این جلسه با ارائه مثال‌های کاربردی از قضایای متعارف و تحلیل جایگاه اعراض در نفس، به مخاطب کمک می‌کند تا مرز دقیق میان این دو نوع حمل را در استدلال‌های فلسفی و علمی بازشناسد.

تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

1
  • درس سیصد و پنجاه و دوم

  • کیفیت حمل، و تبادل بین دو حمل اوّلی ذاتی و حمل شایع صناعی (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • کیفیت حمل و تبادل بین دو حمل اوّلی ذاتی و حمل متعارف

  • بحث راجع به کیفیت حمل و تبادل بین دو حمل اوّلی ذاتی و حمل متعارف است که همان حمل شایع صناعی و مصداقی و تغایر در وجود است. عرض شد که مفاهیمی را که ما در ذهن می‌آوریم هرکدام از این مفاهیم در جایگاه خودش در ذهن قرار می‌گیرد و هیچ مفهومی جای خود را با مفهوم دیگر عوض نمی‌کند. مفهوم عرض جایگاه خودش را دارد و مفهوم جوهر جایگاه خودش را دارد ولی وقتی که در ذهن نقش پیدا می‌کنند و نقش می‌بندند، تبدیل به یک وجودی می‌شوند که آن وجود چون باید حد بخورد و از آن مرتبۀ بساطت بیرون بیاید ....

  • خروج وجود از بساطت، سبب قرار گرفتن وجود در تحت مقولات

  • این مسئله‌ای که خدمتتان عرض می‌کنم مسئلۀ بسیار ظریف و دقیقی است که بعداً در تحلیل مبنای مرحوم آخوند در وجود ذهنی و تقویت قول محقق دوانی که ما قائل به کلام ایشان در بحث وجود ذهنی هستیم، در آنجا این مطلب خیلی به‌درد می‌خورد و بحث آن باید در آنجا آورده بشود. منتها این مطلب از اینجا به‌عنوان مقدمه در ذهن باشد که وجود، هر وجودی می‌خواهد باشد وقتی از مرتبۀ بساطت و صرافت خارج می‌شود و قید می‌خورد طبعاً باید در تحت مقوله‌ای از مقولات قرار بگیرد. حالا چه آن وجود، وجود جوهر باشد یا وجود عرض باشد. وجود جوهر مادی باشد یا جوهر مجرد باشد، از این نقطه‌نظر تفاوتی نمی‌کند. بنابراین این وجودی که الآن در نفس تقرر پیدا کرده است و قطعاً مادی نیست چون خود نفس مجرد است، طبعاً آنچه که در نفس تقرر پیدا می‌کند نمی‌تواند ماده باشد چون تصرف ماده در مجرد عقلاً ممتنع است. بناءًعلیٰ‌هذا این وجود باید در تحت مقوله‌ای از مقولات قرار بگیرد و چون خود نفس ظرف است و مجرد است و جوهر است و تغییر و تحولی که پیدا می‌کند از همۀ مقولات به مقولۀ کیف بیشتر شبیه است تا به سایر مقولات، معنا ندارد که ما تغییر و تبدل نفس را داخل در مقولۀ زمان بدانیم. یا تغییراتی که در نفس پیدا می‌شود را داخل در مقولۀ مکان بدانیم یااینکه در مقولۀ ملک و جده بدانیم یااینکه در مقولۀ نسبت بدانیم. البته بعضی‌ها قائل به نسبت شده‌اند ولی خب حالا این قول به نسبت همان قول بسیار ضعیفی است که مرحوم آخوند هم نسبت به این قضیه قبلاً صحبت کرده‌اند.