
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
تحلیل جایگاه مفاهیم ذهنی و هویت وجودی اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی مثالهایی همچون مفهوم جزئی، لا مفهوم و لا ممکن آغاز میشود تا روشن گردد چگونه یک مفهوم در ذهن، هویتی مستقل مییابد که با مصداق خارجی آن متفاوت است. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثال معنای حرفی، به تبیین هویتِ «فیالغیر» و «بالغیر» پرداخته و آن را با فقر وجودی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار پیوند میزنند. در بخش پایانی، با ورود به مبحث طبایع کلیه و مقولات، این نکته تبیین میشود که مفاهیم ذهنی از حیث کلیت، تحت مقولات قرار نمیگیرند، اما از حیث وجود در نفس، میتوانند به عنوان کیف نفسانی مورد بررسی قرار گیرند. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا تفاوت میان مفهوم و مصداق را در تحلیلهای فلسفی و اعتقادی به درستی درک کند.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
1درس سیصد و پنجاه و سوم
کیفیت حمل، و تبادل بین دو حمل اوّلی ذاتی و حمل شایع صناعی (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مثالهای مرحوم آخوند برای اختلاف بین دو حمل
مرحوم آخوند مثالهایی برای اختلاف بین دو حمل در اینجا میآورند که آن مثالها را چون صحبتش بیان شد و همینطور راجع به مسائل بعدی، دیگر در این جلسه از خارج چیزی را نمیگوییم و همین تطبیق عبارت میکنیم.
کالجزئی و اللامفهوم و اللاممکن بالإمکان العام.1
یکی از امثلهای که برای اختلاف دو حمل میشود مثال زد مثال جزئی است؛ جزئی به آن مفهومی گفته میشود که صدقش بر کثیرین جایز نباشد و به حمل اوّلی ذاتی جزئی همین است و این را میفهمیم اما در حمل شایع صناعی و در وجود خارجی ما به همۀ تشخصات خارجی، جزئی میگوییم؛ تمام اشیاء جزئی هستند؛ این جزئی است، این جزئی است، این جزئی است، این کتاب جزئی است، این فرش جزئی است و همۀ اینها جزئی هستند. از یک طرف در ذهن، تصور ما از جزئی این است که قابل صدق بر افرادی غیر از خودش نیست. این لیوانی که الآن در دست من هست اسم این لیوان برای این لیوان است این لیوان با این خصوصیت صدق بر لیوان دیگر نمیکند، لیوان دیگر اسم خاص خودش را دارد و لیوان دیگر اسم خاص به خودش را دارد هر شیئی که تشخص پیدا میکند و وجود خارجی پیدا میکند یک اسم مختص به خودش را دارد گرچه مانند او هم وجود داشته باشد ولی آن لیوانی که ما به او اشاره به این لیوان میکنیم با آن اسم به لیوان دیگر اشاره نمیکنیم، لذا میگوییم که این لیوان را بیاور و آن لیوان را نیاور. این که میگوییم: این لیوان را بده، لیوانی را که من الآن بهکار بردم برای این شیء مخصوص است و این لیوانی را که بهکار بردم برای آن شیء مخصوص است گرچه هردو مانند هم هستند و بهاندازۀ سر مویی باهم تفاوت ندارند ولی آن نظری که متکلم در تسمیه نسبت به یک وجود مشخص دارد اسم هم روی همان وجود مشخص میرود بهطوریکه اگر این لیوان را بیاورید مورد اعتراض واقع میشوید، میگوید که من گفتم: این لیوان را بیاور، نه آن لیوان را! بااینکه هردو اسم یکی است.
- . الحکمة المتعالیه، ج 1، ص 294.
