
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت تحقق آن در نفس
تبیین تفاوت میان مفاهیم ذهنی و آثار وجودی در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت تحقق وجود ذهنی و جایگاه آن در مقولات میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه آخوند ملاصدرا درباره نحوه حضور طبایع کلیه در ذهن آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که آنچه در ذهن تصور میشود، همان حقیقت مفهوم است، اما از نظر وجودی، این تصورات در تحت مقوله کیف نفسانی قرار میگیرند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مفاهیم ذهنی و آثار خارجی مورد واکاوی قرار میگیرد تا مشخص شود چرا تصور یک شیء، لزوماً به معنای تحقق فردی از آن در ذهن با تمام آثار خارجیاش نیست. در نهایت، با اشاره به اهمیت مراقبه، بر این نکته تأکید میشود که هر تصور ذهنی، وجودی مجرد و ماندگار است که آثار وضعی بر نفس انسان میگذارد و میتواند موجب کدورت یا نورانیت نفس شود؛ لذا توجه به کیفیت تصورات و پرهیز از خطورات سوء، نقشی حیاتی در مسیر تکامل و تقرب به خداوند دارد.
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت تحقق آن در نفس
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت تحقق وجود ذهنی و جایگاه آن در مقولات میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه آخوند ملاصدرا درباره نحوه حضور طبایع کلیه در ذهن آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که آنچه در ذهن تصور میشود، همان حقیقت مفهوم است، اما از نظر وجودی، این تصورات در تحت مقوله کیف نفسانی قرار میگیرند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مفاهیم ذهنی و آثار خارجی مورد واکاوی قرار میگیرد تا مشخص شود چرا تصور یک شیء، لزوماً به معنای تحقق فردی از آن در ذهن با تمام آثار خارجیاش نیست. در نهایت، با اشاره به اهمیت مراقبه، بر این نکته تأکید میشود که هر تصور ذهنی، وجودی مجرد و ماندگار است که آثار وضعی بر نفس انسان میگذارد و میتواند موجب کدورت یا نورانیت نفس شود؛ لذا توجه به کیفیت تصورات و پرهیز از خطورات سوء، نقشی حیاتی در مسیر تکامل و تقرب به خداوند دارد.
ماهیت وجود ذهنی و کیفیت تحقق آن در نفس
18وَ زَعَمَ بعضُهم أنَّ إطلاقَ الکیفِ عَلى العِلمِ مِن بابِ التشبیهِ و المُسامحةِ فاختارَ کُلُّ مَذهباً و طَریقةً و لَم یَهتَدوا إلىٰ حَلِّه سَبیلاً و لَم یَأتوا بِشیءٍ یُسمِنٍ و لا یُغنی قَلیلاً.1
و بعضیها خیال کردند که اطلاق کیف بر علم از باب تشبیه و مسامحه است. ولی در واقع آنچه که در ذهن هست کیف نیست همان مقولۀ خودش است. همۀ اینها بهخاطر این است که بین مفاهیم و انحاء وجودات فرق نگذاشتند. گفتند: ما جوهر در ذهن میآوریم. اگر جوهر در ذهن میآوردید پس چرا آثار جوهر را ندارد؟!
ما عرض را در ذهن میآوریم چرا ذهن ما سیاه نمیشود؟! سیاهی را در ذهن میآوریم، چرا ذهن ما سیاه نمیشود؟! اگر سیاهی را در ذهن آوردیم پس باید ذهن سیاه بشود. حالا که ذهن سیاه نیست پس سیاهی نیامد. پس آنکه در ذهن هست چیست؟!
لذا یک عده گفتند که اصلاً وجود ذهنی نیست! یک عده گفتند که صرف ارتباط است مثل آینه؛ تا وقتی که نور هست، عکس منعکس است وقتی شما چراغ را خاموش کردید، دیگر در آینه عکس نیست. هیچ چیز در آینه نیست، فقط یک انعکاس نور است. ذهن هم همینطور است. تا وقتی که انسان یک ارتباطی با خارج دارد یک برداشتی میکند ولی وقتی آن ارتباط رفت، آن [برداشت باید برود] ولی انسان میبیند که اینطور نیست و آن احساس انسان میماند و آن تصویر در ذهن میماند.
بعضیها میگویند که انقلاب است. بله! ممکن است شما جوهر در ذهن بیاورید؛ این لیوان یا این شیشه را در ذهن بیاورید که جوهر است، وقتی که در ذهن میآید تبدیل به عرض میشود. اشکالی که در آنجا پیدا میشود [این است که] چطور ممکن است جوهر تبدیل به عرض بشود و عرض تبدیل به جوهر بشود؟ یا چطور ممکن است جوهر و عرض همه در تحت مقولۀ کیف قرار بگیرند درحالیکه اختلاف مقولات اختلاف بالذات است؛ یعنی ذاتاً یک مقولهای با مقولۀ دیگر مختلف است. اینها اشکالاتی است که همه ناشی از این شده که ادراک بین مفاهیم و بین وجودات نشده که بابا مفاهیم برای خودش عالمی دارد و وجودات برای خودش عالمی دارد! ممکن است شما یک جوهری را تصور کنید و تا وقتی که تصور شما تصور جوهر است، شما جوهر را تصور کردید اما همینکه در ذهن شما وجود پیدا کرد این در تحت مقولۀ کیف قرار میگیرد؛ یعنی از نظر وجودی داخل در تحت مقولهای است، از نظر مفهومی این عبارت از ادراک همان مفهوم و ادراک همان مقولۀ خودش خواهد بود.
- . همان، ص 298 و 299.
