
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
تحلیل نحوه ارتباط نفس با عالم مثال و صور خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر نظریه وجود ذهنی میپردازند. بحث با تبیین اشکال دوم پیرامون نحوه تصور حقایق خارجی و صور عظیمه در ذهن آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صورتی با ابعاد بینهایت در ظرف محدود ذهن جای میگیرد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاههای قدما درباره روح بخاری و جایگاه آن در طب قدیم، به نقد نظریه «قول به شبح» پرداخته میشود. ایشان با تفکیک میان دیدگاه شیخ اشراق مبنی بر مظهریت نفس و ارتباط با عالم مثال اعظم، و دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر قدرت ابداع و خلق صور توسط نفس، مسیر بحث را به سمت تبیین دقیقتر کیفیت ادراک هدایت میکنند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ادراک، نه ورود صور مادی به ذهن، بلکه ارتباط نفس با عوالم بالاتر یا خلق صور توسط خودِ نفس است که اشکالات پیشین را مرتفع میسازد.
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
1درس سیصد و پنجاه و ششم
کیفیت حمل، و تبادل بین دو حمل اوّلی ذاتی و حمل شایع صناعی (5)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الإشکالُ الثانی أنّا نَتَصوَّرُ جبالاً شاهِقةً و صَحارِى واسعةً مَع أشجارِها و أنهارِها و تِلالها و وِهادِها و نَتَصوَّرُ الفَلکَ و الکواکبَ العظیمةَ المقدارَ علَى الوجهِ الجزئیِ المانعِ عنِ الاشتراک.1
اشکالهای گفته شده بر وجود ذهنی
مرحوم آخوند فرمودند که بر وجود ذهنی و بر تئوری این مسئله اشکالاتی بار شد؛ اشکال اول تبدل ماهیات در وجود ذهنی بود بر خلاف آنچه که در خارج تحقق دارد، تبدل جوهر به مقولۀ کیف و همینطور اندراج همۀ مقولات در تحت مقولۀ کیف که این یک اشکال بسیار مهمی بود و بطلان این مسئله برای کسی که ادنیٰ تعلقی به منطق و امور فلسفی داشته باشد از ابده بدیهیات است. مرحوم آخوند به این مسئله با تقسیم حمل به حمل اوّلی ذاتی و شایع صناعی و متعارف پاسخ دادند و مشخص شد که ماهیتی که در ذهن میآید بدون تفاوت و بعینه همان ماهیتی است که در خارج است و همان برداشتی که انسان از ماهیات خارجی دارد، همان برداشت را در قضایای ذهنی خودش انجام میدهد بدون کمترین تفاوت بین حاکی و محکی و بین معلوم بالعرض که عبارت از همان ماهیت خارج است و معلوم بالذات که عبارت از همان صورت ذهنی است. ولی صحبت در نحوۀ وجود است که وجود ذهنی بهواسطۀ تعیّنی که دارد، در تحت مقولۀ کیف است و بهواسطۀ این تعیّن فردی از افراد ماهیت نمیشود. این پاسخ مرحوم آخوند بود که بسیار پاسخ جالب و متین و مناسبی نسبت به اشکال اول است.
اشکال ثانی بهنحوۀ تصور حقایق خارجیه مربوط میشود که ما این اشیاء خارجی را که مشاهده میکنیم؛ این جبال، صحراها، فلک و سماء را که مشاهده میکنیم، اینها همه صوری هستند که این صور با این وسعت و با این سعه در ابعاد بینهایت خودشان در ذهن ما نقش میبندند. فرض کنید که تصور آسمانها، تصور کهکشانها، تصور افلاک و تصور صحراهای بیپایان، با حفظ جزئیت خودشان که اینها جزئی هستند و قابل تسرّی بر کثیرین نیستند یعنی صورت این کوه فقط منطبق بر همین کوه است و صورت این کهکشان منطبق بر همین کهکشان است و این صور را که تصور میکنیم یعنی از مردمک چشم عبور میکند و در عصب مغز نقش میبندد و بهواسطۀ این نقش، علم و ادراک برای نفس که تجرد است حاصل میشود. چگونه باید این سلسله مراتبی را که این صور طی میکنند ارزیابی کرد؟! چطور این مسئله انجام میشود؟! وقتی که ما این صور به این عظمت و بزرگی را در ذهن جا میدهیم، این صور در کدام وعا و در کدام ظرف از ذهن قرار میگیرد؟! طبعاً یا در قوۀ خیال است یااینکه همانطوریکه بعضی از قدماء گفتهاند ـ طب قدیم هم یکی از اصول و اساسش بر این مسئله بوده است، البته همه این را قبول ندارند مثلاً ابن سینا قبول ندارد و بعضیها این مطلب را در کتب خودشان نقل کردند و آنها عبارت از عدهای از مادیون از اطباء هستند که قائل به تجرد قوۀ خیال نیستند ـ که انسان دارای یک حالت برزخ بین ماده و تجرد است و در وجود خودش یک حالتی وجود دارد که این حالت از کیفیت امتزاج اخلاط اربعه در وجود انسان نشئت میگیرد که از آن تعبیر به نفس بخاری میکنند و میگویند: آن نفس بخاری در هنگام شب از ناحیۀ جهاز هاضمه حرکت میکند و بهسمت مغز میآید و در آنجا استقرار پیدا میکند. اگر انسان شب زیاد غذا بخورد، حرکت این روح بخاری حرکت ثقیلی میشود، به مغز فشار وارد میکند، اعضا را که همان قلب باشد در تحت فشار خودش قرار میدهد، عمل هضم معده را مختل میکند و بر قفسۀ سینه فشار وارد میکند و اگر انسان شب کمتر غذا بخورد و سبک بخورد، این عمل و این ارتباط و حرکت از ناحیۀ بدن به ناحیۀ مغز خیلی سریع انجام میگیرد. البته خب شاید این مطلب برای اذهان ما یکقدری مستبعد باشد با توجه به مسائل جدید و آن مطالبی که فعلاً مطرح است که امروزیها اصلاً این مطالب را قبول ندارند و میگویند که روح بخاری چیست؟! روح کرسی، بخاری، یخچالی و این حرفها چیست؟!
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 299.
