
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
تحلیل نحوه ارتباط نفس با عالم مثال و صور خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر نظریه وجود ذهنی میپردازند. بحث با تبیین اشکال دوم پیرامون نحوه تصور حقایق خارجی و صور عظیمه در ذهن آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صورتی با ابعاد بینهایت در ظرف محدود ذهن جای میگیرد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاههای قدما درباره روح بخاری و جایگاه آن در طب قدیم، به نقد نظریه «قول به شبح» پرداخته میشود. ایشان با تفکیک میان دیدگاه شیخ اشراق مبنی بر مظهریت نفس و ارتباط با عالم مثال اعظم، و دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر قدرت ابداع و خلق صور توسط نفس، مسیر بحث را به سمت تبیین دقیقتر کیفیت ادراک هدایت میکنند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ادراک، نه ورود صور مادی به ذهن، بلکه ارتباط نفس با عوالم بالاتر یا خلق صور توسط خودِ نفس است که اشکالات پیشین را مرتفع میسازد.
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
10عرض کردم جای این مطالب الآن نیست ولی مرحوم آخوند اینها را نقل کرده و ما را اینجا گرفتار کرده است! این مطالبش برای بعد است یعنی برای الهیات بالمعنی الأخص و مباحث نفس است و آنجا باید مسئله مطرح بشود. البته این بحث باز نیاز به توضیح دارد و این بحث بحث ناقصی خواهد ماند و باید مطالبی را نسبت به این عرض بکنیم.
ارتباط با خارج، ارتباط با مثال اعظم؛ بنا بر مبنای شیخ اشراق
مرحوم شیخ اشراق میفرماید که ما این مشکل شما را حل میکنیم گرچه خود شما متوجه نیستید؛ اینکه شما با خارج ارتباط برقرار میکنید، با این جسم خارج ارتباط برقرار نمیکنید بلکه شما دارید با مثال اعظم ارتباط برقرار میکنید منتها آن مثال اعظم و آن صورت مثالی را منطبق میکنید بر آنچه که در خارج هست، خیال میکنید آنچه که هست فقط این است درحالیکه تا چشمتان را میبندید آن صورت اشیاء را در ذهن خود میبینید درحالیکه ارتباط شما با خارج قطع شده است و دیگر با خارج ارتباطی ندارید و نوری رفلکس نمیکند و برنمیگردد. پس معلوم میشود که چه خارج وجود داشته باشد یا خارج وجود نداشته باشد شما با عالم مثال ارتباط برقرار کردید اما خیال کردید با عالم ماده ارتباط دارید.
اطلاع انسان بر اشیاء خارجی، اطلاع از عوالم بالا به پایین
از اینجاست که ما میگوییم: اطلاع انسان بر اشیاء از علت به پایین میآید، نه از معلوم به بالا میرود؛ یعنی ما از اول بر مثال ـ مبنای شیخ اشراق این است ـ دست میاندازیم و بعد از مثال میآییم و بر شیء خارج منطبق میکنیم اما مردم خیال میکنند از این نگاه، به مثال پی میبرند درحالیکه این نگاه کردن فقط حکم واسطه را دارد؛ واسطهای که انسان نسبت به مثال شخص و نسبت به عالم مثال اطلاع پیدا کند. این یک نظریه است.
ایشان میگویند که چه بنا بر این نظریه باشد که ما قبول نداریم ...، البته نهاینکه قبول نداریم بلکه نتیجهگیری شیخ اشراق را قبول نداریم ولی حکم به مثال اعظم مسائلی است که اصلاً جای شک نسبت به این مطالب نیست و یا بنا بر نظریۀ خودشان که قبلاً مطرح کردند و بعداً هم مطرح خواهند کرد باشد، نفس میآید ابداع میکند یعنی خودش میآید و دستگاه چاپ دارد، چنان میآید زیراکس میزند عین همان که در خارج هست حتی مژه چشم را هم میآید زیراکس میزند. عکسبرداری میکند عکس لیزری نه این عکسهای سیاهوسفیدی که برای زمان قاجاریه بود و در یک مادۀ آب میکردند و...
