اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی

تحلیل نحوه ارتباط نفس با عالم مثال و صور خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر نظریه وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با تبیین اشکال دوم پیرامون نحوه تصور حقایق خارجی و صور عظیمه در ذهن آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه صورتی با ابعاد بی‌نهایت در ظرف محدود ذهن جای می‌گیرد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاه‌های قدما درباره روح بخاری و جایگاه آن در طب قدیم، به نقد نظریه «قول به شبح» پرداخته می‌شود. ایشان با تفکیک میان دیدگاه شیخ اشراق مبنی بر مظهریت نفس و ارتباط با عالم مثال اعظم، و دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر قدرت ابداع و خلق صور توسط نفس، مسیر بحث را به سمت تبیین دقیق‌تر کیفیت ادراک هدایت می‌کنند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که ادراک، نه ورود صور مادی به ذهن، بلکه ارتباط نفس با عوالم بالاتر یا خلق صور توسط خودِ نفس است که اشکالات پیشین را مرتفع می‌سازد.

تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی

2
  • تحسین دقت نظر دانشمندان و ریاضی‌دانان قدیم

  • اینها مسائلی است که مربوط به زمان سابق است چطور اینکه در آن مطالبی که مربوط به هیئت است طبعاً قدماء نظریه‌ای داشتند صرف‌نظر از مسائل هیئت و هیوی که واقعاً کار قدماء قابل ستایش است و معادلات ریاضی که ریاضی‌دانان قدیم امثال غیاث‌الدین و ابوریحان بیرونی و سایر آن افراد هَیَوی ما انجام می‌دادند به‌نحوی دقتش بالا بود که الآن با این وسایل جدید و با این دقت‌های کامپیوتری هنوز شک دارند که آیا دقت آنها درست بوده است یااینکه اینها اینجا دارند انجام می‌دهند! این‌قدر دقیق بوده است. یعنی معادلاتی که همین غیاث‌الدین کاشانی در حرکت قمر، حرکت ستارگان، تقابل نیّرین و کیفیت استخراج تقویم انجام داده است [دقیق بوده است]؛ ایشان در آن موقع با آن آلات و ادوات و آن وسائل ابتدایی؛ زیج و اسطرلاب و کیفیت مقارنات و مقابلات بین اجرام و اینها انجام داده است و آن‌قدر آنها دقیق بوده است که نه‌تنها امروزه نتوانسته‌اند ایراد بگیرند بلکه در کارها و اعمال ریاضی خودشان شک دارند و می‌گویند که شاید آنها درست می‌گویند. صرف‌نظر از این مسئله، خب بعضی از مسائل مربوط به قدیم بوده است راجع به نحوۀ فعل و انفعال اجرام سماوی و اینها و قول به عدم تجزی اجزا در افلاک سماوی و اجرام سماوی که اینها چیزهایی بوده است که خب طبعاً امروزه با آن نظریات قول مساعدی ندارند ولی این خارج از آن مسائل و معادلات ریاضی بوده که بین آنها مصطلح بوده است.

  • اختلاط امزاج اربعه، پایه و اساس طب قدیم

  • همین‌طور خیلی از مسائل بوده که در طب قدیم مورد توجه بوده است گرچه امروزه قبول ندارند اما بعید نیست که این مسائل وجود داشته باشد همان‌طوری‌که اصلاً پایۀ طب قدیم براساس اختلاط امزاج اربعه بوده است و بر همین اساس مداوا می‌کردند و عقاقیر خودشان و ادویه و تغذیۀ بیماران را براساس همین کیفیت عدم تعادل و تعادل در امزجه و اخلاط قرار داده بودند و اصلاً قانون بر این اساس پایه‌ریزی شده است. یا تحفه حکیم مؤمن [تنکابنی] که کتاب بسیار بزرگی است یا آن قرابادین کبیر، تمام اینها پایۀ طبشان را براساس همین امزجه و تعادل و عدم تعادل که موجب صحت و فساد مزاج هست قرار داده بودند. یکی از مسائل که در سابق مطرح بوده است، البته در عبارات بوعلی نیست و مثلاً فقط اشاراتی نسبت به این قضیه دارد مسئلۀ روح بخاری است. قدماء معتقد بودند که روح بخاری وسیله و واسطۀ برای روح مجرد و جهاز هاضمه و سلسلۀ اعصاب و مغز است. همان‌طوری‌که مغز جنبۀ واسطه را برای انتقال معلومات و ادراک حواس و انتقالش به نفس به‌عهده دارد و وقتی که مغز را از یک شخصی بردارند؛ از نقطه‌نظر حواس تعطیل می‌شود مگر برای کسی که از نقطه‌نظر روحی اشرافی داشته باشد همان‌طوری‌که خود مرحوم آخوند نسبت به این مسئله اشاره دارند که او خارج از حواس و خارج از اجزا می‌تواند نسبت به امور اشراف داشته باشد. نه! برای افراد عادی که طبعاً با همین حواس سروکار دارند، مغز و سلسلۀ اعصاب حکم واسطه و مِدیوم برای انتقال این علوم و دریافت‌های حسی با آن جنبۀ روح و نفس را ایجاد می‌کند. در طب و حکمت یونان برای هرکدام از نقاط مغز اسم خاصی را قرار دادند و این مسئله را بررسی کردند و روی آن تحقیق کردند، من یادم هست یک وقتی که ما بحث شفا می‌خواندیم خود بوعلی در باب تشریح آن‌چنان دقیق اعضا و جوارح انسان را موشکافی می‌کند که انگار ایشان پانزده سال در تشریح و پزشکی قانونی تشریف داشته و مرده‌ها را تشریح می‌کرده است! [در آنجا دارد که] چند نوع اعصاب داریم؛ اعصاب مجوّف و اعصاب تو پُر داریم، سلسلۀ این اعصاب به اینجا ختم می‌شود و آن به نیم‌کرۀ [راست] و این به نیم‌کرۀ [چپ مربوط است]! انسان تعجب می‌کند که او مرده‌ها را از کجا پیدا کرده و سراغشان آمده است که این‌طوری به این دقت [بیان می‌کند] که امروزه وقتی انسان فیزیولوژی گایتون را می‌خواند می‌بیند که همین‌طوری و به همین کیفیت دارند توضیح می‌دهند؟! این خیلی دقت می‌خواهد که آنها با این کیفیت و با این محدودیت در امکانات خودشان به این مطالب رسیده‌اند.