اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی

تحلیل نحوه ارتباط نفس با عالم مثال و صور خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر نظریه وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با تبیین اشکال دوم پیرامون نحوه تصور حقایق خارجی و صور عظیمه در ذهن آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه صورتی با ابعاد بی‌نهایت در ظرف محدود ذهن جای می‌گیرد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاه‌های قدما درباره روح بخاری و جایگاه آن در طب قدیم، به نقد نظریه «قول به شبح» پرداخته می‌شود. ایشان با تفکیک میان دیدگاه شیخ اشراق مبنی بر مظهریت نفس و ارتباط با عالم مثال اعظم، و دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر قدرت ابداع و خلق صور توسط نفس، مسیر بحث را به سمت تبیین دقیق‌تر کیفیت ادراک هدایت می‌کنند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که ادراک، نه ورود صور مادی به ذهن، بلکه ارتباط نفس با عوالم بالاتر یا خلق صور توسط خودِ نفس است که اشکالات پیشین را مرتفع می‌سازد.

تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی

5
  • اگر شما بگویید که روح بخاری محل و ظرف برای ورود این صور است که جنبۀ جسمیت دارد، اشکالی که در اینجا وارد می‌شود این است که ورود صور عظیمه در محل اصغر از خودشان هم قطعاً محال است. فرض کنید که صورتی را در یک ظرف کوچکی قرار بدهید، بالأخره روح بخاری هم محدود است. اگر شما در اینجا جواب بدهید و بگویید که روح بخاری عبارت از یک ماده‌ای است یعنی بین ماده و مجرد که از یک نظر جنبۀ مادی دارد و از نظر دیگر جنبۀ مجرد دارد و در واقع واسطۀ بین ماده و مجرد است و این جزء لا یتجزیٰ ندارد یعنی آنچه را که اشکال وارد می‌شود و محل و محطّ برای اشکال است این است که ماده‌ای که جزء لایتجزیٰ دارد یعنی آن جزء قابل تقسیم نیست، آن در اینجا ـ بحث مربوط به کیفیت ماده بعداً می‌آید ـ موجود نیست. بنابراین گرچه این روح بخاری به شکل یک موجود مشخص و صغیر و محدودی است اما از نقطه‌نظر سعه، هرچه در آن برویم باز این قضیه به یک جایی نمی‌رسد یعنی دائماً تجزیه می‌شود. این دائماً تجزیه می‌شود، تجزیه می‌شود، تقسیم می‌شود و تجزیه می‌شود و همین‌طور تا بی‌نهایت قابل برای تجزیه شدن است و این‌طور نیست که مانند ماده جزء لایتجزیٰ داشته باشد. ما همین حرف را در مورد صورت می‌زنیم و می‌گوییم که اشکال به حال خودش باقی است زیرا این صورتی که وارد بر این روح بخاری می‌شود هم جزء لایتجزیٰ ندارد یعنی آنها هم قابل انقسام به بی‌نهایت هستند. شما که می‌خواهید صورت یک کهکشان را وارد ذهن خودتان بکنید آن‌هم غیر انتهاست و هرچه آن را قسمت کنید باز قابل قسمت است و موجب نمی‌شود که حجم و بزرگی او تقلیل پیدا کند و درست مثل این می‌ماند که شما بخواهید یک کوه را در کف دستتان قرار بدهید، از این‌طرف بگویید که این دست قابل انقسام به اجزای غیر متناهی است پس می‌تواند کوه را هم تحمل بکند. خب کوه هم قابل انقسام به اجزاء غیر متناهی است، اینکه باعث نمی‌شود که او کوچک بشود! کوه بالأخره کوه است و کف دست هم کف دست است و یک هم‌چنین کوهی روی کف دست جای نمی‌گیرد! بنابراین این صوری که صور خارجی است و ما می‌خواهیم این را بیاوریم، محالیت آن از این نقطه‌نظر واضح است به‌خاطر اینکه شیء عظیم قابل انطباق بر شیء صغیر نیست. خب این یک مسئله‌ای از بدیهیات و اول بدیهیات است. این اشکالی [بود] که نسبت به وجود ذهنی شده است.