
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
تحلیل نحوه ارتباط نفس با عالم مثال و صور خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر نظریه وجود ذهنی میپردازند. بحث با تبیین اشکال دوم پیرامون نحوه تصور حقایق خارجی و صور عظیمه در ذهن آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صورتی با ابعاد بینهایت در ظرف محدود ذهن جای میگیرد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاههای قدما درباره روح بخاری و جایگاه آن در طب قدیم، به نقد نظریه «قول به شبح» پرداخته میشود. ایشان با تفکیک میان دیدگاه شیخ اشراق مبنی بر مظهریت نفس و ارتباط با عالم مثال اعظم، و دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر قدرت ابداع و خلق صور توسط نفس، مسیر بحث را به سمت تبیین دقیقتر کیفیت ادراک هدایت میکنند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ادراک، نه ورود صور مادی به ذهن، بلکه ارتباط نفس با عوالم بالاتر یا خلق صور توسط خودِ نفس است که اشکالات پیشین را مرتفع میسازد.
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
7یک وقت در یک جایی حکایتی از فتوّت و مردانگی این کمال الملک خواندم که یک روز در مزرعهاش در نیشابور نشسته بوده است که یک نفر با تفنگ یک تیری میاندازد تا پرندهای بزند و این تیر میآید و به یک چشم او میخورد و این چشم را کور میکند و او تا آخر عمر به روی او نمیآورد که این تیر تو به این چشم خورد و [کور شد]. بعد آن شخص خودش بعد از فوت کمال الملک از یک راهی متوجه میشود که این آن روز که این کار را کرده است [چشم او را کور] کرده و این اصلاً به روی خودش نیاورده است! میگویند که اتفاقاً اهل پیاله و این حرفها هم بوده است! آدم واقعاً از فتوّت و جوانمردی این افراد به این قِسم، تعجب میکند و گاهی اوقات آدم از خودش خجالت میکشد! میگویند که او خیلی نقاش عجیبی بوده است و خیلی [نابغه] بوده است. عکس یک غلامسیاه کشیده بوده ـ قدّی ـ و در منزل خودش گذاشته بوده است. ظاهراً در زمان احمد شاه یا محمدعلی شاه بوده است و او را به منزلش دعوت میکند. میگویند که وقتی محمد علی شاه در را باز میکند همینطور به ترس میافتد یعنی آنقدر این عکس عکس جالب، دقیق، گویا و خلاصه [طبیعی] بوده است که اصلاً انگار خیال میکند که این غلامسیاه به او حمله میکند یا مثلاً [به او نگاه] میکند. بالأخره خاطر ملوک هم خیلی لطیف، ظریف، حساس و خیلی چیز است و طبعاً خیلی زود هم تحت تأثیر قرار میگیرند! خب این مسئله هم بیتاثیر نیست!
حالا ایشان [در مورد] این مسئلۀ اشباح میگویند که قائلین به اشباح میگویند که مثل همان شبح خارجی خود آن شکل در ذهن میآید، حالا چطوری در ذهن میآید را دیگر نمیدانیم! از سوراخ گوش داخل میرود یا از دهان میرود یا از چشم میرود؟! این چه نحوه آمدنی هست دیگر بیان نمیکنند، میگویند که همان شبح وارد میشود وارد میشود و در ذهن جا میگیرد. دیگر راجع به این قضیه توضیح نمیدهم. چون بعداً خود مرحوم آخوند راجع به قول به شبح توضیح میدهند. مرحوم حاجی هم در منظومه راجع به این قضیه بیانی داشتند و رد کردند. این مشخص است.
