
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
تحلیل نحوه ارتباط نفس با عالم مثال و صور خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر نظریه وجود ذهنی میپردازند. بحث با تبیین اشکال دوم پیرامون نحوه تصور حقایق خارجی و صور عظیمه در ذهن آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که چگونه صورتی با ابعاد بینهایت در ظرف محدود ذهن جای میگیرد. در ادامه، ضمن اشاره به دیدگاههای قدما درباره روح بخاری و جایگاه آن در طب قدیم، به نقد نظریه «قول به شبح» پرداخته میشود. ایشان با تفکیک میان دیدگاه شیخ اشراق مبنی بر مظهریت نفس و ارتباط با عالم مثال اعظم، و دیدگاه مرحوم آخوند مبنی بر قدرت ابداع و خلق صور توسط نفس، مسیر بحث را به سمت تبیین دقیقتر کیفیت ادراک هدایت میکنند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ادراک، نه ورود صور مادی به ذهن، بلکه ارتباط نفس با عوالم بالاتر یا خلق صور توسط خودِ نفس است که اشکالات پیشین را مرتفع میسازد.
تبیین کیفیت ادراک و وجود ذهنی
9این که الآن این آب هست و من میل به آب پیدا میکنم بهواسطۀ این است که بین من و حقیقت این آب ارتباط برقرار شد و خود این آب ماده است و هیچ ارتباطی به من ندارد. این الآن برای خودش آب است. در لیوان و شیشه هست و برای خودش آب است، به من چه ارتباطی دارد؟! من هم برای خودم اینجا نشستهام، چه ارتباطی با او دارم؟! اینکه الآن من او را میبینم و بهسمت او میروم چه عملی در خارج و در عالم انجام گرفته است؟ اینکه الآن در اینجاست و برای خودش هست، به من چه ارتباط دارد؟! من هم در اینجا ماده هستم و این علم من نسبت به این آب اطلاع من نسبت به مثال اعظم است یعنی من دائماً در حال بیداری و در حال خواب، بدنم دارد روی زمین راه میرود. مثال من که مثال اصغر هست، این مثال اصغر من ـ بنا بر تعبیر مرحوم آخوند ـ با آن مثال اعظم در ارتباط است منتها خود ما نمیفهمیم و خیال میکنیم که ما هم چشممان بر این ماده میافتد ولی دیگر خبر نداریم چه فعل و انفعالاتی دارد اینجا انجام میگیرد که این علم پیدا میشود. ابر و باد را نگاه میکنیم و میبینیم که یک گندمی از زمین درمیآید و گندم را میگیرند و آرد و نان میکنند و میگویند: «بفرما» اما اینکه این از کجا پیدا و چطور شد ...
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند *** تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری1 چه مسائلی در عالم انجام گرفت و ملائکه چه کارها کردهاند و چه قضایائی دستبهدست گشته است تا این گندم بهوجود آمده و رفته و الآن منزل شما آمدند ...، و این نان را در اختیار شما قرار میدهند و میگویند که میل کنید، ما از اینها خبر نداریم و فقط میبینیم که آن نانوا نان را آورده درِ خانه داده است. اینکه ما الآن نسبت به اشیاء اطراف خود اطلاع پیدا میکنیم، فقط میبینیم که اشیاء اطرافمان هستند اما چه مسائلی اینجا انجام گرفته که الآن ارتباط بین ما و خارج از ما بهوجود آمده را دیگر نمیدانیم.
- . گلستان سعدی، دیباچه.
