اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

تبیین جایگاه عالم مثال در سیر صعودی ادراک انسانی

14٬126
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «عالم مثال» و نقش آن در ادراک حقایق هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قدما درباره اشباح و چگونگی نقش بستن صور خارجی در ذهن آغاز می‌شود و با ارائه تحلیلی فیزیکی و فلسفی از نحوه انتقال اطلاعات به مغز، به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر عالم ماده، عالمی دیگر با ویژگی‌های خاص وجود دارد. استاد با تفکیک میان «عقل متصل» و «عقل منفصل»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسان با اتصال به عالم مثال و عقل، به درک حقایق دست می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان قوه عاقله و قوه مکر تبیین شده و بر لزوم طهارت باطن برای رسیدن به ادراک صحیح تأکید می‌شود. در نهایت، این جلسه با بیان تفاوت‌های وجودی عالم ماده، مثال و عقل، نشان می‌دهد که هرچه انسان از عالم ماده فاصله گرفته و به عوالم بالاتر نزدیک شود، قدرت ادراک و تصرف او در حقایق هستی افزایش می‌یابد.

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «عالم مثال» و نقش آن در ادراک حقایق هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قدما درباره اشباح و چگونگی نقش بستن صور خارجی در ذهن آغاز می‌شود و با ارائه تحلیلی فیزیکی و فلسفی از نحوه انتقال اطلاعات به مغز، به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر عالم ماده، عالمی دیگر با ویژگی‌های خاص وجود دارد. استاد با تفکیک میان «عقل متصل» و «عقل منفصل»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسان با اتصال به عالم مثال و عقل، به درک حقایق دست می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان قوه عاقله و قوه مکر تبیین شده و بر لزوم طهارت باطن برای رسیدن به ادراک صحیح تأکید می‌شود. در نهایت، این جلسه با بیان تفاوت‌های وجودی عالم ماده، مثال و عقل، نشان می‌دهد که هرچه انسان از عالم ماده فاصله گرفته و به عوالم بالاتر نزدیک شود، قدرت ادراک و تصرف او در حقایق هستی افزایش می‌یابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

6
  • راه نداشتن شیطنت در مخیلۀ امام معصوم و ولیّ خدا

  • بنابراین در مخیلۀ ولیّ خدا یا امام معصوم علیه‌السّلام اصلاً شیطنت راه ندارد! چرا راه ندارد؟ چون اصلاً تعطیل است نه‌اینکه نتواند، تعطیل است! چون این عقل آن‌قدر به عقل منفصل مرتبط شده است که دیگر جا و مجالی برای آن شیطنت و خدعه و کلک باقی نمی‌گذارد. در وجود امیرالمؤمنین علیه‌السّلام اصلاً کلک معنا ندارد! نه‌اینکه مانند چوب می‌ماند و اختیار از او سلب است. نه! اصلاً این‌طور تصور نشود، گاهی اوقات افراد اشتباه می‌کنند [و این‌طور تصور می‌کنند]. اگر امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بخواهد کلک بزند، پنجاه‌تا معاویه را در جیبش می‌گذارد! ولی اصلاً این مسئله در ذهنش نمی‌آید یعنی آن‌قدر این ذات پاک و مطهر شده است که اصلاً در ذهنش نمی‌آید که این کار را انجام بدهد.

  • همین‌جا می‌توانیم خودمان را محک بزنیم! یک انسان می‌تواند در مسئلۀ طهارت روح و طهارت باطن خودش را محک بزند و در قضایا ببیند که اگر یک مسئله‌ای پیدا شد همین‌قدر خطور به ذهنش می‌آید که کلک بزند یا نه؟ اگر خطور کرد بداند هنوز کار دارد. حالا اینکه به مرتبۀ کلک زدن و حقه‌بازی و زدن افراد برسد، این دیگر یک مطلبی است که ما اصلاً حرفی راجع به آن قضیه نمی‌زنیم. آیا خطور می‌کند و می‌ایستد با ذهنش کلنجار می‌رود که بزنم یا نزنم؟ حسابش را برسم یا نرسم؟ چه‌کار کنم؟ اگر این‌طور بود معلوم می‌شود که هنوز کار دارد. ولی اگر ما به یک مرتبه رسیدیم که خودمان پیش خودمان احساس کردیم اصلاً تصور کلک هم از ما نمی‌آید اصلاً نمی‌آید، آنجا باید یک‌خرده امیدوار بشویم که قضیه و مسئله دارد کمی شکل می‌گیرد.

  • ارائه دادن روحانیت و حق محض توسط عقل منفصل

  • در وجود امام علیه‌السّلام اصلاً خطور کلک نمی‌رسد. چرا؟ چون عقل او عقل منفصل است، عقل منفصل که کلک نمی‌زند! عقل منفصل فقط حق محض و روحانیت را ارائه می‌دهد، دشمنش هم باشد روحانیت را ارائه می‌دهد! امام به دشمنش هم کلک نمی‌زند، اصلاً از او کلک نمی‌آید! امام سجاد علیه‌السّلام می‌فرماید: «اگر آن شمشیری که پدر مرا با آن سر بریدند را بیاورند و به من امانت بدهند، من برمی‌گردانم.»1 امانت است باید برگردانم! یعنی چه؟! یعنی اصلاً در مخیلۀ من خلاف امانت نمی‌آید! اصلاً این مسئله از من متمشی نیست!

    1. . الأمالی، شیخ صدوق، ج 1، ص 246.
/