اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

نقش نفس در ادراک حضوری و جایگاه عالم مثال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ابصار و ادراک از منظر شیخ اشراق می‌پردازند. بحث با نقد نظریات پیشین پیرامون انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع از آن آغاز می‌شود و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به این نتیجه می‌رسد که ادراک، امری مجرد و متعلق به نفس است. در ادامه، سیر بحث به تبیین جایگاه «عالم مثال» یا «خیال منفصل» به عنوان ظرف تحقق صور ادراکی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان صور شبحی در عالم مثال و مُثُل نوریه افلاطونی، به تفاوت مراتب ادراک و لذات اخروی برای گروه‌های مختلف انسانی، از اصحاب یمین تا سابقون مقربون، اشاره می‌کنند. این جلسه در نهایت با تأکید بر اینکه حقیقت معرفت، نوعی اتحاد وجودی میان مدرِک و مدرَک است، به تبیین معنای تحیر اولیاء الهی در برابر تجلیات بی‌انتهای ذات پروردگار ختم می‌شود.

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

2
  • کیفیت استفادۀ نفس از قوای ظاهری

  • البته این مطلب بعداً در مباحث نفس اسفار می‌آید و همین‌طور در مباحث نفس شفاء مرحوم بوعلی راجع به این قضیه بحث کرده است که کیفیت استفادۀ نفس از این قوای ظاهری به چه نحو است. خب به‌حسب ظاهر خیال می‌کنیم چشم برای دیدن، گوش برای شنیدن، زبان برای چشیدن، بشره برای لمس کردن و همین‌طور شامه برای بویایی است و اینها چیزهای عادی و متعارفی است که نفس این اعضاء را برای کسب معارف و کسب صور جزئیه مورد استفاده قرار می‌دهد ولی بعداً در آن مباحث به ‌این ‌‌نحو مطرح می‌شود که تمام اختیاراتی که اعضاء دارند به‌واسطۀ اعطایی از ناحیۀ نفس است و نفس این اختیارات را به اعضاء اعطاء می‌کند و اعضاء می‌توانند ادراک کنند و در ظرف خودشان صورت را بفهمند. اگر نفس بخواهد به همین عضو اختیار دیگری را بدهد، به‌واسطۀ آن اختیار عملی از او سر می‌زند که قبلاً سر نمی‌زد و مثال‌هایی را می‌زنند و شواهدی را می‌آورند بر اینکه اگر نفس دارای قدرت و احاطۀ مثالی بشود این عمل را می‌تواند انجام بدهد یعنی من‌باب‌مثال چشم که برای دیدن است احتمال دارد سمع هم از همین چشم بتواند به‌کار گرفته بشود! یا گوش که برای شنیدن است محتمل است نفس بتواند از همین گوش جهت لمس هم استفاده کند! و این مطلب در جای خودش محفوظ است و راجع به این مسئله بعداً صحبت خواهیم کرد.

  • شیخ اشراق از اینجا به این نکته می‌خواهند پی ببرند بر اینکه هیچ‌کاری در عضو انجام نمی‌گیرد؛ یعنی وقتی که خدا چشم را قرار داده به این معنا نیست که نور وارد بشود یا نور از این خارج بشود؛ نور وارد بشود صور منطبع بشود، نور خارج بشود شعاعی از چشم بیرون بیاید و به آن مرئی بخورد تا صورت او بتواند در آن قوۀ دماغیه نقش ببندد بلکه در اینجا چشم صرفاً به‌عنوان واسطه عمل می‌کند و هر کاری که می‌کند نفس می‌کند. یعنی نفس می‌آید از دریچۀ چشم، صورت را در خود ذخیره می‌کند و از دریچۀ گوش می‌آید صوتِ مجرد را در خود ذخیره می‌کند. رفتن صدا در گوش و سه‌تا استخوان سندانی و چکشی و گذراندن و از آن مایع صاف عبور کردن و بعد وارد عصب شدن، می‌گویند که همۀ این حرف‌ها کشک و بیخود است. البته نگفته‌اند که بیخود است ما در اینجا به گردنشان می‌گذاریم! کاری که نفس می‌کند این است که می‌آید از دریچۀ گوش یک صوت مجردی را برای خود برمی‌دارد. این کاری است که نفس می‌کند.